ایستاده در غبارمحمدحسین مهدویان، کارگردان فیلم «نیمشب»، در یکی از صریحترین نشستهای خبری جشنواره امسال، با پاسخهای بیپرده خود به پرسشهایی درباره «شعاری بودن» اثر، استفاده از بازیگران غیرستاره و نقش سینما در ثبت رویدادهای ملی، الگویی متفاوت از مواجهه در فضای رسانهای فعلی ارائه داد.
مهدویان مارپیچ سکوت را شکست
برای شروع این گزارش، اول سری به نشست خبری فیلم «نیمشب» ساخته تازه محمدحسین مهدویان بزنیم که به نظر تا به الان متفاوتترین نشست در جشنواره امسال بود و بعد هم کمی مدل او در این نشست را تحلیل کنیم. مهدویان در این نشست، با اشاره به چند موضوع که این روزها و در پی وقایع دیماه دوباره محل بحث شدهاند، ترجیح داد بهجای سکوت، موضعی شفاف بگیرد.
فیلم او که به «جنگ ۱۲ روزه» میپردازد، از همان ابتدا با پرسشهایی درباره چرایی انتخاب این سوژه، نحوه بازنمایی آن، اتفاقات این روزها و نگاه فیلمساز به این مقطع همراه بود؛ پرسشهایی که مهدویان کوشید بهصورت مستقیم به آنها پاسخ دهد.
این کارگردان در پاسخ به پرسشی درباره «شعاری بودن» برخی لحظات فیلمش گفت: «بخشهایی از فیلم شعاری شده. وقتی پای ایران در میان باشد، ما شعار هم میدهیم. در این روزها جز همین یک کلمه ایران، برایمان باقی نمانده است و تنها تسلای ما همین نام ایران است.» پاسخی که میتوانست شکل دیگری داشته باشد، اما مهدویان ترجیح داد صریح و بدون ملاحظه از نگاهش دفاع کند.
یکی دیگر از پرسشهای نشست، به استفاده از بازیگران کمتر شناختهشده در فیلم مربوط میشد. مهدویان این انتخاب را نیز به فضای این روزها مرتبط دانست و گفت: «چرا باید از ستارههای سینما استفاده میکردم؟ که در چنین لحظاتی پشت فیلم را خالی کنند؟ اگر قرار است دیگر با من کار نکنند، اشکالی ندارد.»
او همچنین درباره نقش نهادهای تولیدکننده در شکلگیری فیلم توضیح داد: «ما ابتدا سراغ ساخت این قصه رفتیم و بعد شهرداری به پروژه وارد شد. ماهیت اثر دچار تغییر نشده است.»
در بخشی دیگر از نشست، جدال لفظی کوتاهی میان او و یکی از خبرنگاران شکل گرفت؛ جایی که نیت فیلمسازی مهدویان «اکران آسان» تعبیر شد. او در پاسخ گفت: «همین حالا فیلمی دارم که پنج سال است توقیف شده و این توقیف در دولتهای مختلف ادامه داشته. من «شیشلیک» را ساختم که درباره گرسنگی است.»
مهدویان در پاسخ به پرسش «فرهیختگان» هم درباره تفاوت «نیمشب» با آثار قبلیاش نیز توضیح داد که در «ماجرای نیمروز» از تصاویر مستند آن دوره استفاده کرده، اما در این فیلم تلاش کرده از ویژگی تصویربرداری موبایلی برای نزدیکتر شدن به حالوهوای روایت بهره بگیرد.
مهدویان در پایان تأکید کرد: «اگر ابعاد وقایع اخیر هم روشن شود، درباره آن هم فیلم میسازم؛ همانطور که بسیاری از فیلمسازانی که شما دوستشان دارید، درباره این وقایع چیزی نمیسازند.»
صحبتهای محمدحسین مهدویان در نشست خبری «نیمشب» را نمیتوان جدا از فضایی که این روزها بر سینما و عرصه عمومی حاکم است، دید. فضایی که بسیاری آن را مصداق نوعی «مارپیچ سکوت» میدانند؛ وضعیتی که در آن افراد، به دلیل ترس از طردشدن، حمله رسانهای یا برچسبخوردن، ترجیح میدهند سکوت کنند یا با احتیاطی بیش از حد حرف بزنند. در چنین شرایطی، هر اظهارنظر صریح، بهویژه وقتی پای موضوعات ملی و تاریخی در میان است، بهخودیخود معنایی فراتر از یک پاسخ معمول در یک نشست خبری پیدا میکند.
مهدویان در این نشست، آگاهانه، برخلاف این جریان غالب حرکت کرد. او نهتنها از پاسخهای خنثی و دیپلماتیک استفاده نکرد، بلکه در چند مقطع، موضع خود را با صراحتی بیان کرد که کمتر در فضای رسمی این روزهای سینما دیده میشود. وقتی از «شعاری شدن» بخشهایی از فیلمش صحبت کرد و گفت «وقتی پای ایران در میان باشد، ما شعار هم میدهیم»، در واقع وارد حوزهای شد که بسیاری ترجیح میدهند از کنار آن با سکوت عبور کنند.
این حرف در بستر همین مارپیچ سکوت، معنای دیگری هم پیدا میکند. مهدویان با این جمله، نهفقط از یک انتخاب فرمی در فیلمش دفاع کرد، بلکه از حق خود برای ایستادن پای یک موضع حرف زد؛ موضعی که بهطور مستقیم به مفهوم «ایران» و نسبت هنرمند با آن گره خورده است. در شرایطی که بسیاری از چهرهها تلاش میکنند فاصلهای امن میان خود و هرگونه موضعگیری صریح ایجاد کنند، این نوع سخن گفتن، بهنوعی شکستن الگوی مسلط سکوت است.
پاسخ او درباره استفادهنکردن از ستارههای سینما نیز در همین چهارچوب قابل خواندن است. این پاسخ، بیش از آنکه صرفاً درباره انتخاب بازیگر باشد، نشانهای از بیاعتمادی به فضایی است که در آن برخی ترجیح میدهند در لحظات حساس، از پروژهها و مواضعشان فاصله بگیرند. مهدویان با این حرف، بهطور ضمنی از نوعی وفاداری سخن گفت؛ وفاداری به پروژه، به روایت و به موقعیتی که فیلم در آن شکل گرفته است.
ازسویدیگر، اشاره او به توقیف چندساله «شیشلیک» در پاسخ به این ادعا که او برای «اکران آسان» فیلم میسازد، تلاش برای بازتعریف تصویری بود که ممکن است از او در ذهن برخی شکل گرفته باشد. او با یادآوری این سابقه، نشان داد که مسیر کاریاش همواره با همواری و حمایت بیدردسر همراه نبوده و نمیتوان همه آثارش را با یک برچسب ساده توضیح داد.
نکته مهم دیگر، تأکید او بر این بود که اگر ابعاد وقایع اخیر روشن شود، درباره آن هم فیلم خواهد ساخت. این جمله، در امتداد همان نگاه قرار میگیرد؛ نگاهی که برای سینما، نقش ثبت و روایت لحظات حساس تاریخی را قائل است، حتی اگر این لحظات محل مناقشه و اختلاف باشند. او در واقع از مسئولیتی حرف زد که برای خود بهعنوان فیلمساز قائل است: روایتکردن.
مهدویان بهجای پناهبردن به کلیگوییهای معمول، ترجیح داد صریح حرف بزند و پای نگاهش بایستد. در فضایی که بسیاری ترجیح میدهند دیده نشوند و شنیده نشوند، همین ایستادن و حرفزدن، نوعی موضعگیری محسوب میشود.
دیگر مطالب مرتبط در این زمینه را در سایت فرهیختگان بخوانید:
شکست لاتاری اسرائیل در یوسفآباد
مطالب پیشنهادی








.jpg?v=)
