کبری آسوپار
اگر محمدرضا پهلوی تلاش می‌کرد حداقل در ظاهر، مسلمان بودن ملت ایران را به رسمیت بشناسد و خود را شاه یک کشور اسلامی بداند و به مؤلفه‌های اسلامی احترام بگذارد، رضا پهلوی همان اندک سیاست را هم ندارد و در همین آغاز ماجرا دستش را رو کرده است.
تهران دیروز همان‌قدر که به نسبت دو هفته گذشته یک روز عادی را گذراند، یک روز غیرعادی را هم گذراند. چون در روز‌های عادی مردم تهران در خیابان‌ها تجمع ندارند و در چهارچوب یک هویت واحد دیده نمی‌شوند. دیروز اما خیابان و میدان انقلاب و خیابان‌های منتهی به میدان، همه زیر پای یک هویت جمعی بود؛ مردم تهران.
تخریب‌های گسترده‌ای که پنجشنبه‌شب در شهر‌های ایران توسط تروریست‌های اجاره‌ای موساد انجام گرفت، امتداد تخریب موشک‌های صهیونیستی بود و در واقع پنجشنبه را می‌توان روز سیزدهم جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران دانست.
از آن سال‌های حضور ایران در سوریه که بی خبر رسمی و علنی آغاز شد و کم‌کم خبر‌هایش از محافل محرمانه به فضای مجازی و بعد هم رسانه‌های رسمی رسید، یک دهه می‌گذرد. آن نیش و کنایه‌ها زخم زیادی بر روح مدافعان حرم -از سردار تا سرباز- زد و البته به دفعات هم پاسخ شنیدند؛ اما کسی که خود را به خواب‌زده، بیدار نخواهد شد.
روز گذشته یورونیوز فارسی خبری منتشر کرده با این محتوا که «یک نماینده مجلس: آقا صادق می‌گوید جنگ با اسرائیل قطعی است.» شاید اویی که خبر را می‌خواند، با خودش تصور کند آقا صادق یکی از مسئولان نظامی یا امنیتی کشور است و اگر این‌گونه نباشد، لابد یکی از مقامات سیاسی است وگرنه از کجا زمان جنگ ایران و رژیم صهیونیستی و حتی نتیجه آن را بداند؟
اصلاح‌طلبان همه منتقدان دولت را همان طیف تندرو معرفی می‌کنند و علاقه‌ای ندارند عقلانیت انقلابی در میان منتقدان دولت دیده شود. عقلانیتی که با سکوت بسیار و انتقاد کمتر و آرام‌تر همراه است. عقلانیت انقلابی را سانسور می‌کنند و تندروی‌ها را برجسته، تا چهره منتقدان دولت را مخدوش نشان دهند.
شاید خیلی زمان ازدست‌رفته باشد؛ اما می‌شود از ضرر در آینده جلوگیری کرد و ما اهل رسانه و مجازی به جای نقد‌های ناشی از ناآگاهی نسبت به نوع آرایش نظامی، نگاهی به خود و حوزه تخصصی خود یعنی کار تبلیغی و رسانه‌ای برای ایران کنیم و از خود بپرسیم آیا آرایش رسانه‌ای ما در مقابل هدف‌گذاری دشمن برای حمله به هویت دینی، تاریخی و فرهنگی ایرانیان درست بوده است؟
حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها فراتر از نقش مادری و همسری، الگویی جامع در بصیرت، سیاست، دانش و دفاع از ولایت بود.
سخنان جدید محمدباقر نوبخت در دانشگاه تهران پیرامون وقایع آبان ۹۸ است. او که در سال ۹۸ ریاست سازمان برنامه‌وبودجه کشور را بر عهده داشت، در این سخنان تصمیم برای گرانی بنزین در آبان ۹۸ را به دفعات «تصمیم نظام» می‌نامد، خود و سایر دولتمردان و شخص روحانی را از «زمان» انجام آن بی‌اطلاع می‌داند.
کار رسانه‌ای منافقین بر محور «دروغ» است و عجیب هم نیست؛ منافقین حتی در عنوان خود هم فقط دروغ نوشته‌اند، چه «مجاهدین»، چه «خلق» و چه «ایران»، هیچکدام در قیاس با این گروهک تروریستی صادقانه نیست. آن‌ها نه مجاهد هستند، نه ربطی به مردم ایران دارند و نه ربطی به خود ایران.
هیچ‌زمانی مثل اکنون اهمیت سیستم موشکی و توان دفاعی ایران درک نشده است، چون آنچه را که سال‌ها گفته می‌شد، امسال همگان در تجاوز اسرائیل به کشورمان به چشم دیدند. در چنین فضایی چگونه می‌توان مردم را و در واقع وضعیت آنان را در تقابل با موشک تعریف کرد؟
اصلاح‌طلبان برای رسیدن به این دوقطبی که بتواند منافع آنان در مدیریت افکار عمومی را تأمین کند، در ماه‌های گذشته تلاش‌های متعددی کردند و نشانه‌های آنکه علاقه دارند تا منتقدشان را خودشان از بین همه جریان‌های مخالف انتخاب کنند، هویدا بود، فقط کمی دقت نظر می‌خواست.
در روز قدس (اواخر شهریور ۸۸) که عده‌ای همزمان با راهپیمایی ضدصهیونیستی در تهران، شعار نه غزه نه لبنان سر دادند، رابرت گیتس وزیر دفاع وقت آمریکا (رئیس اسبق سازمان سیا) ضمن سخنانی گفت: «در حال حاضر به دلیل شکاف‌های عمیق در ایران پس از انتخابات، تحریم مؤثرتر از گذشته است.
پزشکیان نه بنی‌صدر است که خود بخشی از تجاوز دشمن به ایران و همراه تروریست‌ها شده باشد، و نه بنی‌صدر است که مقابل رهبری و نظام بایستد و اردوکشی خیابانی راه بیندازد و برای خود در مقابل ولی‌فقیه شأن سرکشی قائل باشد.
البته راه درمان آن را هم ارائه داده‌اند، راهی که نه از مسیر درمان روان‌پزشکی، بلکه طبق ادعای آن‌ها از مسیر «جنبش‌های اعتراضی و قیام‌های اجتماعی» می‌گذرد. به شکل روشنی، همه چیزی که به اسم روان‌شناسی ارائه داده‌اند، خیلی بیشتر از آنچه تصور کنیم مطابق با برنامه‌ریزی سیاسی غرب برای ایران است؛ یعنی که این بار، نه فقط رسانه، بلکه روان‌شناسی هم در خدمت سیاست غرب قرار گرفته است.
1 2
یادداشت