پسااسلامیسم
خاصه درمورد لیبرالیسم باید دقت کنیم که لیبرالیسم یکی از چهار دپارتمان دولت مدرن است. لذا شما در بخشی از پروژه تنظیمات مجبور هستید به الهیات لیبرال هم تکیه کنید. نکته‌ای که وجود دارد این است که از این منظر اسلام‌گرایی همیشه لیبرال بوده است. به این معنا سیدجمال هم لیبرال است، چون مساله او تنظیمات بود. اگر بخواهیم به زبان غیرفلسفی‌تر صحبت کنیم کارآمدی دولت مدرن مساله اسلام‌گرا‌هاست.
جنبش دوم خرداد و اتفاقاتی که در آن دوره می‌افتد همه از سمت آقای بیات نزدیک شدن به لیبرالیسم و کنار گذاشتن اسلام‌گرایی به این معنا و رفتن به سمت پست اسلامیسم محسوب می‌شود.
دستگاه‌های تولید فرهنگ دست جریان عرفی افتاده است. شریعت‌گراها در جایگاه قانون نشسته و قانونگذار شده‌اند و جامعه نیز آنارشیستی شده و مسیر خودش را طی می‌کند و بی‌قانون است. یک‌نوع عرفیت‌گرایی محض دارد ما را اداره می‌کند. این عرفیت‌گرایی هم ما را از امکان‌های مذهب محروم کرده است و هم حاکمیتش را از وجوه عالمانه محروم کرده و هم جامعه‌ای ساخته است که به هیچ‌قانونی پا‌بند نیست. یک جامعه شتر‌گاو‌پلنگ.
یادداشت