محمد زارع شیرین‌کندی
مهم‌ترین نسبتی که طباطبایی به کتاب «ایران بین دو انقلاب» داده است، پیوند تاریخ‌نویسی چپ با تجزیه‌طلبی است. علی‌الظاهر چپ‌ها درکنار همه معایب‌شان، آب به آسیاب تجزیه‌طلبی نیز می‌ریزند. اینکه این پیوند چگونه برقرار شده، معلوم نیست.
بی‌تردید، دکارت بینوا نمی‌توانست موافق مرگ انسان‌ها بر اثر بیماری‌های عجیب‌وغریب روزگار ما باشد اما چه توان کرد که هر تفکر فلسفی پیامدهای ناخواسته یا خواسته دارد.
اگر با «بهترین» مشکلی نداشته باشیم، قطعا با «عادلانه‌ترین» نمی‌توان موافق بود زیرا استعمار، لشکرکشی‌ها، جنگ‌ها، انبوه گرسنگان و بیکاران و تهیدستان در همین غرب مهر بطلانی بر «عادلانه‌ترینِ» پوپر می‌زند.
واتیمو نیز همچون دو استاد تیزبین و هوشمندش به خدایی دیگر که با عالم پست‌مدرن – و نه عالم مدرن- سازگار باشد، می‌اندیشد، «خدای پس‌فردا» به تعبیر متفکری که او نیز با هیدگر و نیچه هم‌سخن بود.
یادداشت