عاطفه جعفری
عنوان رمان، «سووشون»، خود ارجاعی اسطوره‌ای به بی‌گناهی، قربانی شدن و مظلومیت دارد. پیوند دادن مرگ یوسف با اسطوره سیاوش، اشغال ایران را از یک رویداد تاریخی به تراژدی ملی ارتقا می‌دهد. این انتخاب، تأکیدی است بر تداوم تاریخی رنج و مقاومت در فرهنگ ایرانی؛ گویی تاریخ بار دیگر خود را تکرار می‌کند؛ اما این‌بار در قالبی مدرن.
در روزی که به نام عدالت و انسانیت مزین است، محسن چاوشی با انتشار قطعه «یا مولا» نه‌تنها ادای دینی موسیقایی به امیرالمؤمنین علی(ع) کرد، بلکه با انتخابی جسورانه و بی‌ادعا، پلی میان موسیقی پاپ و مفاهیم عمیق اعتقادی ساخت.
حضور کامران نجف زاده در شبکه نسیم، آن هم در شبی مانند یلدا که معمولاً میدان رقابت برنامه‌های شاد اما کم‌عمق است، از همان ابتدا این انتظار را ایجاد می‌کرد که با برنامه‌ای متفاوت مواجه باشیم؛ انتظاری که تا حد زیادی برآورده شد.
عمر استندآپ به معنای حرفه‌ای آن در ایران تازه امسال به دهمین سالش رسید (از پخش اولین قسمت خنداننده‌شوی برتر حدود ۱۰ سال می‌گذرد) و حالا موجش از یک برنامه تلویزیونی به محافل بسته‌ هنری رسیده است؛ اما ماجرای ایران و استندآپ تنها به اینجا ختم نمی‌شود.
یک خواننده تازه‌کار، با چند قطعه محدود و کارنامه‌ای که هنوز شکل نگرفته، ناگهان با حجمی از تبلیغات روبه‌رو می‌شود که معمولاً برای برند‌های چندمیلیاردی یا فیلم‌های پرهزینه خرج می‌شود. همین تضاد، همین فاصله عجیب میان «شهرت تبلیغاتی» و «شناخت واقعی»، باعث شده این روز‌ها در شبکه‌های اجتماعی و میان علاقه‌مندان موسیقی، بحث‌های جدی‌ای درباره این شیوه دیده‌شدن شکل بگیرد.
زینب موسوی در برنامه «رک» درمورد اظهاراتش درباره فردوسی گفت: «عذرخواهی نمی‌کنم.» این‌که یک کمدین بگوید قصد توهین نداشته، الزاماً به معنای پذیرفتنی بودن آن نیست. طنز، به‌ویژه در جامعه‌ای با حافظه تاریخی زخمی و حساس، نمی‌تواند هرچیزی را به اسم شوخی مصرف کند.
شایع در برنامه «گنگ» علی ضیاءتنها گفت: «من از ایران نمی‌روم و دوست دارم اگر بشود اینجا کار کنم.» این جمله نه شعار است، نه رجزخوانی. فضای دو قطبی شبکه‌های اجتماعی کاری کرده که حتی ساده‌ترین خواسته‌ها هم گروگان برداشت‌های سیاسی شوند و دیکتاتور‌ها مشغول به‌کار شدند!
نقش زمانی، ترکیبی از موسیقی هویتی، اجتماعی، سیاسی و گاه اعتراضی بوده؛ نقشی که مخاطبان خاص و گسترده‌ای برای او ساخته است. اگرچه او در مقاطعی با انتقاداتی روبه‌رو بوده، از جمله تکرار برخی موتیف‌ها، حضور کم‌رنگ‌تر در حوزه فرم یا توقف‌های کاری؛ اما تأثیرگذاری‌اش در شکل‌دادن به یک جریان مشخص قابل‌انکار نیست.
خلأ ۸۴روزه در معاونت هنری، سؤالی کلیدی را پیش روی فعالان فرهنگی قرار داده؛ چرا وزارت ارشاد هنوز نتوانسته فرد نهایی را منصوب کند؟ عوامل این تأخیر را می‌توان در چند محور اصلی بررسی کرد؛ مجموعه‌ای از دلایل که هرکدام بخشی از این پازل را تشکیل می‌دهند.
رضا امیرخانی، نویسنده‌ای که در جهان داستانی‌اش بار‌ها از افتادن گفته، اما هر بار با صدایی مطمئن و روشن، معنای دوباره برخاستن را یادآوری کرده است.
در جنوب ایران، جایی که خلیج‌‌فارس جریان دارد، این سه جزیره نه به‌عنوان نشانه‌ای باشکوه، بلکه به‌عنوان بخشی طبیعی و جدایی‌ناپذیر از سرزمین دیده می‌شوند. موج‌ها، بادها و رفت‌وآمدهای روزمره مردمی که در این نواحی زندگی می‌کنند، یادآور حضور آرام و پیوسته‌ ایران در این آب‌هاست.
چاپ بیش از صد نسخه متفاوت از یک کتاب، آن هم با ترجمه‌های گاه بسیار ضعیف، حجم زیاد اشتباه‌ها، نبود نظارت کافی و عدم رعایت استاندارد‌ها در ترجمه، در واقع یک زنگ خطر است. این یعنی در نبود کپی‌رایت و نظام مشخص برای ترجمه، هرکس می‌تواند یک ترجمه سطحی، شتاب‌زده یا حتی با استفاده از ترجمه‌های دیگر تولید کند و روانه بازار کند.
کتاب «خانم ماه» از آن دسته آثاری است که نه صرفاً با داستان و روایتش، بلکه با حس‌وحال، لحن صمیمی و جهانی که می‌سازد، به دل می‌نشیند. این کتاب از همان صفحه‌های نخست نشان می‌دهد که قرار نیست فقط یک روایت خطی یا یک قصه ساده ارائه دهد؛ بلکه می‌خواهد خواننده را وارد فضایی کند که در آن جزئیات زندگی، خاطره‌ها، زخم‌ها، لحظه‌های روشن و سایه‌دار و حتی سکوت‌ها نیز معنا پیدا می‌کنند.
یکی از مهم‌ترین ایرادهایی که می‌توان به «ازیادرفته» گرفت، این است که سریال در بسیاری از لحظاتش بیشتر شبیه یک نسخه دست‌چندم از «زخم کاری» به نظر می‌رسد تا یک اثر مستقل.
یکی از نکات قابل‌تأمل در «شغال» تلاش کارگردان برای پرداختن به مفهوم عدالت اجتماعی است؛ اما این تلاش بیشتر در حد شعار باقی می‌ماند و عملاً به نقطه اثر نمی‌رسد.
1 2 3 4... 43
یادداشت