طلب
کاربران آلمانی به ادعای برگزاری تجمع ۲۰۰ هزار نفری سلطنت‌طلب‌ها در مونیخ واکنش نشان دادند و آن را کاملاً ساختگی خواندند.
سلطنت‌طلبان در آستانه چهلم شهدای دی‌ماه، نقاب عزاداری بر چهره زدند؛ همان‌هایی که خود با طراح عملیات شبه‌کودتا و حمایت از تروریست‌ها، قاتل واقعی مردم ایران بودند. آن‌ها حالا به آیین‌های اسلامی تمسک جسته‌اند تا از خون ملت کاسبی کنند.
همه آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی گذشت و دامنه آن به خارج از کشور هم کشیده شد، نشان داد، برای جماعت پهلوی‌چی دست زدن به خشونت و قتل و آدم‌کشی با روش‌های ساواک، حتی بدتر از آنچه تروریست‌های داعشی در سوریه انجام دادند، اقدام سختی نیست با این تفاوت که سلفی‌های داعش با گفتمانی مشخص اما افراطی‌گونه، دست به این جنایت می‌زدند اما جماعت پهلوی‌چی، حتی پاسخی برای این پرسش ندارند که چرا یک فرد آن هم به‌خاطر نصب نکردن پرچم، باید کشته شود؟ 
 در حقیقت، چهرهٔ واقعی پهلویسم یا سلطنت‌طلب‌ها از اساس با ترور و خشونت بوده است؛ اما چون نظم سازمانی آن‌ها خراب شده بود، توان عملیات را از دست داده بودند. حال، مجدداً که نتانیاهو و اسرائیل کمک کرده‌اند، مجدد آن‌ها توانسته‌اند عناصر خود را سازمان‌دهی کنند؛ ترورهای آن‌ها در داخل و خارج شروع شده است.
حزب عهد ایران، حزبی که نطفه‌ی آن پیش‌تر در بستری تاریخی و به شکلی طبیعی و در نسبت با یکی دو مسئله‌ی خاص در ساختاری غیرنهادی و غیررسمی شکل گرفته بود و کلان روایتِ امروزِ آنان را قبلا به محک آزمونی عملی گذاشته و سنجیده بود.
پروژه سلطنت‌طلبی فعلاً این است؛ وطن‌فروشی را نایس و قشنگ جلوه دهند و تلاش کنند حمله به ایران و ایرانیان را شبیه به جشن تولد یا یک مراسم شاد نشان دهند؛ این مسئله البته خیلی دور از ذهن نبود، اما این‌که سلطنت‌طلب‌ها خیلی زود به این نقطه رسیدند که وطن‌فروشی را پَک کنند و به مخاطب عرضه کنند.
علی کریمی در ایران که بود تلاش می‌کرد رئیس فدراسیون فوتبال شود و هرچند عملکرد ضعیفی در عرصه مربی‌گری داشت اما بی اعتبار نبود؛کریمی اما مثل همیشه تصمیم‌های دومینو وار بد گرفت تا آنجا که سرباز نتانیاهو شد و از کشته شدن هم‌وطنان خود خوشحال شد.
جلسه سه ساعته پزشکیان با احزاب و فعالان سیاسی تا حدود زیادی یأس و ناامیدی بر جلسه حاکم شد و بازتاب برخی سخنان پزشکیان هم همین فضا را منعکس کرد. اما گفته های پزشکیان در میانه برخی همراهی ها از جانب احزاب اصول گرا و نقدهای ماهیتی برخی اصلاح طلبان در دو بخش قابل تامل بود.
نگاه فانتزی به سیاست آنجا روی ناخوش خود را نشان می‌دهد که دیگر جایی برای جبران نیست. برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب اصرار دارند واقعیت‌های بین‌الملل را انکار کنند و با اصرار افراطی بر مذاکره با غرب با هر قیمت، کشور را به ورطه تحقیر بکشند.
در یک مناظره جنجالی، شهرام همایون، مجری سلطنت‌طلب گفت: «مگر شماها صدبار فراخوان ندادید آیا یک پشه حضور پیدا کرد، رضا پهلوی هم مثل شما، پنج هزار بار فراخوان داد کسی نیامد.» قاسم شعله سعدی، اپوزیسیون خارج‌نشین در جواب گفت: «در کل دنیا هرکس از حمله بیگانه به کشورش حمایت کند، خائن است!»
تا اینجا به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان بر انتشار لیست واحد اتفاق‌نظر دارند؛ اما در مورد سرلیست انتخاباتی تصمیمی نگرفته‌اند و از آن طرف هم اصول‌گرایان همچنان در حال درک دقیق‌تر انتخابات برای چینش و تنظیم لیست هستند.
در روز قدس (اواخر شهریور ۸۸) که عده‌ای همزمان با راهپیمایی ضدصهیونیستی در تهران، شعار نه غزه نه لبنان سر دادند، رابرت گیتس وزیر دفاع وقت آمریکا (رئیس اسبق سازمان سیا) ضمن سخنانی گفت: «در حال حاضر به دلیل شکاف‌های عمیق در ایران پس از انتخابات، تحریم مؤثرتر از گذشته است.
متاسفانه تعدادی از سربازان رسانه‌ای اسراییل پیش از این توسط رسانه‌ها و صفحات وابسته به مدعیان دموکراسی و گذار و حتی اصلاحات ساختاری برکشیده و حمایت شده بودند و حالا همین رسانه‌ها و نیروها مسئولیت بیشتری در مرزبندی با حامیان تجاوز به میهن دارند و هنوز در این زمینه ملی و شفاف عمل نکرده‌اند. جنگ دو طرف دارد و نه سه طرف؛ و در مرزبندی با وابستگان به متجاوز نباید تعارف و ابهام داشت.
اکبر گنجی، نویسنده و فعال سیاسی گفت: این فاندبگیرها فقط در ۱۵ سال گذشته فقط ۵۰۰ میلیون دلار از وزارت خارجه آمریکا گرفته‌اند.
اظهارات الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت نیز در این زمینه قابل‌توجه است. او در دیدار با رئیس قوه قضائیه اعلام کرد از جمعی از روزنامه‌نگاران و روشنفکران خواسته فهرستی از زندانیان سیاسی در اختیارش قرار دهند و در نهایت توانسته‌اند تنها سه نفر را شناسایی کنند که حضرتی نیز دو نفر به آن اضافه کرده و تعداد را به پنج نفر رسانده است.
1 2 3 4... 5
یادداشت