سید جواد نقوی
با وجود اظهارات صریح آمریکا، اسر‌ائیل، مجاهدین خلق و پهلوی آیا هنوز کسی می‌گوید کار خودشان است؟
پروژه سلطنت‌طلبی فعلاً این است؛ وطن‌فروشی را نایس و قشنگ جلوه دهند و تلاش کنند حمله به ایران و ایرانیان را شبیه به جشن تولد یا یک مراسم شاد نشان دهند؛ این مسئله البته خیلی دور از ذهن نبود، اما این‌که سلطنت‌طلب‌ها خیلی زود به این نقطه رسیدند که وطن‌فروشی را پَک کنند و به مخاطب عرضه کنند.
 آرنت معتقد بود همیشه ماشین کشتار آدم‌های خشن و خاص نیستند، گاهی لمپن‌ها بهتر می‌توانند سلاخی کنند! در واقع کرمی کمک می‌کند که نتانیاهو و ترامپ راحت‌تر به سمت جنگ حرکت کنند .
آخرین باری که ادعای نجات دادی، ملت اوکراین بود که نتیجه‌اش واگذاری بیست درصد از خاک این کشور به روسیه شد.
جامعه‌شناسی رسمی ما که روایت‌هایش همیشه واضح و روشن بوده و برخی از اساتید هم همیشه جواب همه سؤال‌های مربوط به ایران را داشته‌اند؛ چگونه به یک‌باره همه از او یاد می‌کنند؟ واقعاً ایده‌های صفی‌نژاد چقدر در عمل محل بحث خط رسمی جامعه‌شناسی ما در تمام این سال‌ها بوده است؟
طبقه تضعیف‌شده که هم به آن‌ها طبقه متوسط گفته می‌شود و هم طبقه فقیر جدید! به نوعی دچار پارادوکس است؛ از طرفی همه آنچه طبقه متوسط در ذهن دارد را به‌عنوان خواسته‌های زندگی دنبال می‌کند و از طرفی توان رسیدن به خواسته‌هایش را دارا نیست.
هر کسی قصد دارد خود را ایرانی‌تر از سایر افراد نشان دهد. این وضعیت بی‌ربط با دفاعی که این سال‌ها رادیکال‌ها در سیاست شکل داده‌اند نیست؛ یعنی «خدمت به ایران» نه‌تنها شعاری مترقی نشده، بلکه به رمزی برای حمله به رقبا تبدیل شده است.
چند ماه قبل، جلد و تیتر یک روزنامه‌ای درحال رؤیافروشی به مردم بود و از سرمایه‌گذاری آمریکا در کشور خبر می‌داد تا آن ۱۲ روز شوم و البته پرافتخار رخ داد.
دوگانه «قاتل زیبا» و «قاتل حکومتی» را نباید ساده فرض کرد و قطعاً باید وارد پژوهش‌های بنیادی در جامعه ما شود. نمی‌توان قتلی در یک کشور از اساس عادی تلقی شود و در کشوری دیگر، در حد ستاد بحران برای آن جلسه تشکیل دهند.
 سید جواد نقوی خبرنگار فرهیختگان نقدی در باب اینکه چند کانال نزدیک به افکار و نظریات سریع‌القلم در روزهای اخیر مدام از «حملات سازمان‌یافته» علیه او سخن می‌گویند نوشت.
خاطره‌ای که به حداقل بیست و اندی سال قبل بر می‌گردد برای جلسه‌های خودی یا کتاب خاطرات بد نیست امّا برای دوگانه سازی امروز دیگر فایده‌ای ندارد.
استاد علی نصیریان فردی نیست که بگوییم برای او بازیگری و هنر بی‌اهمیت است یا در کارهایی که انجام می‌دهد، مسئله‌ی هنری در اولویت قرار ندارد. او به‌درستی متوجه است که خاستگاه کاری که انجام می‌دهد بسیار مهم است.
در واقع ما با پدیده‌ای طرف هستیم که مثلاً فرد قاتلی در دادگاه از لزوم مهربانی به قاضی بگوید یا مثلاً فردی مثل هیتلر نامه‌ای به مردم فرانسه بنویسد که هدف از بمباران شما، دوست داشتن شما بود! یا صدام خطاب به ایرانیان بگوید جنگ با شما برای وحدت اسلامی بود؛ در واقع این واکنش پهلوی‌ها در مقابل فردی مثل شجریان این‌گونه است.
توسعه با استقلال شکل می‌گیرد؛ طرح پهلوی علی الظاهر توسعه‌خواهانه بود که قصد داشت به صورت تقلیدی دنبال کند اما همان ایده تقلیدی هم چون از طرحی برای استقلال برخوردار نبود، به سرعت نابود شد.
سلطنت‌طلب‌ها فحش می‌دهند، درست مثل مصرف کننده موادی که چرت مصرف‌اش خراب شده و می‌گویند چرا چند دقیقه خوشی را از ما گرفتی! و البته این طبیعی است چون جهان کوچک و توهمی‌ای دارند و دوست دارند در کانادا به جای آلودگی هوا، از آسمان گل بریزد و تورنتو هم بوی گل دهد!
1 2 3
یادداشت