روزی روزگاری آبادان
«روزی روزگاری آبادان» از رنج آوار جنگ بر مردم آبادان می‌گوید اما گل‌درشت به این مساله نمی‌پردازد. مساله جنگ را به مشکلات مردمی بسط داده است که هنوز بعد از سال‌ها، بر در و دیوار شهرشان، جمله‌هایی از همان زمان موجود است. آذرنگ که همه کودکی‌اش را در این شهرهای جنگ‌زده گذرانده، با فیلمش می‌خواهد بخشی از رنج‌های این مردم را بازگو کند.
قطعا با این فتح‌بابی که «مصلحت» انجام داده، باید منتظر تصویرگری مطالبات مردمی دیگر در قالب داستان‌های خیالی باشیم. مسیر جذابی که هم ایده‌آل توده مردم است و هم نهادهای نظارتی و حاکمیتی، مشکلی با این شکل طرح مساله ندارند.
آذرنگ که سال ۸۴، نمایشی با همین عنوان و با همین اسکلت را روی صحنه برده بود، آن زمان با انتقادهایی جدی نسبت به مهندسی روایت مواجه شد. ۱۵ سال پس از آن انتقادها، آذرنگ با چندین تجربه بازی سینمایی و اجرای بیشتر در حوزه تئاتر، باز همان اشتباه را مرتکب شد و نتوانست از سوژه محبوب خود، یک تراژدی میخکوب‌کننده بسازد.
یادداشت