دوران پهلوی
دانشگاهی که میتوانست کانون اندیشه و نقد باشد، چگونه به اتاق کنترل سیاست بدل شد؟ مرور پنج پژوهش دانشگاهی درباره وضعیت آموزش عالی در دوران پهلوی، روایتی متفاوت از آن سالها ارائه میدهد؛ روایتی از دانشگاههایی کمجمعیت، طبقاتی و زیر سایه سنگین نظارت ساواک. دانشگاههایی که در آنها به جای استقلال علمی، «انضباط سیاسی» اولویت داشت و اعتراض دانشجو با اخراج، انحلال یا استقرار دفاتر امنیتی پاسخ داده میشد.
نگرانی از شکلگیری «شکاف اعتماد تاریخی» در جامعه، به ویژه در نسل جوان، به دلیل روایتهای یکسویه و حذف کنندهی بخشی از واقعیتهای دوران پهلوی است. نادیده گرفتن هرگونه دستاورد در حوزههایی مانند زیرساخت یا نهادسازی در آن دوره، نه تنها روایت رسمی را تضعیف میکند، بلکه زمینهای برای گسترش نوستالژیسازیهای غیرواقعی و «اتوپیاسازی» از گذشته فراهم میسازد.
در ماهها یا بهتر بگویم در دو یا سه سال اخیر یک حس نوستالژی را در بسیاری از افراد نسبت به گذشته ایران متوجه شدهام؛ حسی که شبیه به ایده تونل زمان است، یعنی تونل زده تا به مقصدی که خودش دوست دارد برسد، حال آنکه اصلاً مقصد مناسبی را انتخاب نکرده است و تاریخ و تحولات تاریخی هم به مثابه تونل نیست! اما این حس به شدت در حال فربه شدن است.
قبل از دانشگاه تهران هرکس میخواست به مراکز قدرت، فرضاً شاه، صدراعظم و... نزدیک شود، نخست استاد نقاش و معمار و خطاط و منجم و... میشد و از طریق برجستگی و اهمیت مراکز قدرت به او توجه میکردند و آقای حکمت (وزیر معارف رضاشاه) با عملش دقیقاً کار را معکوس کرد، یعنی هر فرد بیعلم و هنر بسیار عادی با تقرب به مراکز قدرت میتواند در زمره دانشمندان و پیشوایان درآید.
آمریکاییها در گذشته تسلطی بر ایران داشتهاند که کمنظیر بوده است. با وقوع انقلاب اسلامی آنها نهتنها یکی از مستحکمترین قلعههای خود در جهان را از دست دادند، بلکه امواج، تأثیرات و رفتار این بازیگر جدید، تهدیدی برای سلطهگری آمریکا در دیگر نقاط ایجاد کرد. واشنگتن دوران شیرین تسلط بر تهران را فراموش نکرده و نمیخواهد هزینههایش برای مقابله با ایران پس از تقریباً پنج دهه بیثمر باشند.
در سال ۱۳۱۳ به کار بردن و استفاده از القاب گذشته و منسوخ در قالب قانونی جدید، فسخ شد و مطابق ماده ۹۹۷ قانون مدنی انتخاب نام خانوادگی برای همه شهروندان ایرانی اجباری شد.
جامعه ایرانی با هر تعریفی و از هر چشماندازی، جامعهای نابالغ و هنوز غیرسیاسی است. وقتی از جامعه ایرانی صحبت میکنم، همه اعضای تشکیلدهنده آن، نهادها، افراد، گروهها و شخصیتهای تاثیرگذار آن را در نظر دارم.
محمدرضا شاه دوتا کابوس بزرگ داشت که میترسید سلطنتش رو دود کنن و به هوا بفرستن؛ احمد قوام و محمد مصدق. هر دو متولد آشتیان. هر دو با اصل و نصب قجری و خاصیت موندگاری توی سیاست. قوام و مصدق هر دو بعد از اومدن رضاشاه خونهنشین و لااقل ۲۰ سال منزوی شدن اما دوباره به سیاست برگشتن، در حالی که محمدرضا پهلوی اگه از سلطنت خلع میشد و مثلا یه سال میگذشت، محال بود دوباره به جای اول برگرده. نسبت اون با قدرت، «یا همه یا هیچ» شده بود. محمدرضا یا کلا باید میرفت، یا تمامقد میموند؛ و همین وضعیت نمیذاشت رفتار متعادلی توی بازی سیاست داشته باشه. قوام و مصدق هر دو سلطنتطلب بودن، اما سلطان تا وقتی چیزی مجبورش نکرده بود، بهشون میدون بازی نمیداد و اونا هم برای گرفتن سهمشون، گاهی از چهارچوب سلطنتطلبی بیرون میزدن. محمدرضا پهلوی اما در عمل سلطنتطلب نبود؛ اون به جای سلطان یا شاه، میخواست فرمانده نظامی باشه؛ و این در شرایطی بود که مملکت ایران مرتب از تبدیل شدن به پادگان فرار میکرد...نویسنده: میلادجلیلزاده
بررسی اسناد سیاسی و آموزشی در جامعه ایران بیانگر آن است که موضوع سیاست و برنامهریزی زبانی ازجمله حوزههایی است که با وجود اهمیت روزافزون مقوله زبان، نادیده انگاشته شده است.
رژیم پهلوی نهتنها در انتخاب سیاستهای منطقهای خود دچار اشتباه بود بلکه از اساس در خرید تجهیزات نظامی و بهکارگیری نیروی نظامی نیز خطاهای بزرگی مرتکب شد؛ خطاهایی که برداشتهایی برعکس درباره آنها وجود دارد.
سال گذشته با هدف ارزیابی سند الگوی پیشرفت مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)، نشستی با حضور دانشجویان و استادان علاقهمند برگزار کرد. در این نشست علمی، استاد مسعود درخشان، نکات ارزشمندی را در نقد و ارزیابی سند بیان کرد که ۱۲ محور سخنرانی ایشان تقدیم حضور میشود.
رضاخان سعی کرد با عوض کردن فرم، محتوا را از بین ببرد و محمدرضا خواست که حساسیت کمتری ایجاد کند و بدون دست زدن به فرم مناسک عاشورا، سراغ دستکاری محتوای آن برای خنثیسازی برود؛ اما ذات عاشورا همین است؛ یک پیام انقلابی و عاشورا درنهایت کار خودش را با پهلویها کرد.
"علی کشتگر" عضو ارشد فدائیان خلق در شبکه "ایران اینترنشنال" گفت: شاه درحال برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله در شیراز بود، در مسیر اصفهان به شیراز و بخصوص در نزدیک تخت جمشید مردم در جادهها و خیابانها از مسافران، گدایی یه تکه نان و مقداری آب میکردند. شاه تمام راههای ابراز نظر مردم را بسته بود.
شورش تک نفره مرد ۴۱ ساله
پرستو صالحی و مزدک میرزایی: کشورهای خارجی باید به ایران حمله کنند!
استقلال از اندونگ شکایت میکند
سروش بدون روتوش!
حلالی: پرسپولیس نیاز به پوست اندازی دارد
اوسمار بازخواست میشود؟
یوکرش و آمار خیره کننده در آرسنال
به سرگیف پاس نمیدهند؟
پسر مهدی کروبی بازداشت شد
کوشکی برمیگردد؛ ساپینتو در سه پست تردید دارد!
دروغ جدید رسانههای منافقین؛ کشتهسازی با عکس اسرائیلیها
سرنوشت عجیب یک ایرانی منتقد پهلوی در تورنتو
دیدار لاریجانی با هیثم بن طارق، سلطان عمان
آغاز فراخوان ثبتنام فرصت مطالعاتی اساتید جوان در دانشگاههای چین
جنگ استوریها
فرمانده کل ارتش: دشمن اشتباهی کند پاسخی میگیرد که تا به حال تجربه نکرده است
اوسمار مانع ترانسفر براجعه شد
درخشش تیم مویتای ایران با کسب ۱۲ مدال
قلب ناآرام استقلال در امارات
بقائی: مشکل آمریکا در منطقه، تبعیت از خواستههای رژیم صهیونیستی است
طراحی جدید ساپینتو برای دیدار با الحسین
مراسم بزرگداشت محسن روشن، اسفندیار شهیدی و آزیتا لاچینی
صدور مجوز جذب هیئت علمی در پیامنور متوقف شد
یادداشت









