حوزه موسیقی
تدبیر و برنامه‌ریزی درخصوص آینده موسیقی و آنچه پیش روی مدیران، فعالان و علاقه‌مندان موسیقی ایرانی قرار دارد، نیازمند دقت‌نظر نسبت به اتفاقاتی است که در یک سال گذشته رخ داده است. همچنان موانعی پیش روی این بخش از فرهنگ و هنر وجود دارند که برای عبور از آنها بهتر است نقاط قوت و ضعف این حوزه شناسایی و بررسی شوند.
آن‌طور که از ظواهر امر پیداست، در همه‌جای دنیا، کنسرت کارخانه پولسازی و همچنین منبع عظیم تولید هیجان و انرژی و موج شادی در جامعه است.
در ۱۰۰روز ابتدای امسال ۷۸۰ کنسرت برگزار شده است. این تعداد کنسرت توسط ۸۰خواننده و گروه به اجرا رسیده است. میزان گردش مالی در این ۱۰۰ روز عددی بیش از ۵۹۱میلیارد و ۵۲۰میلیون است.
من خیلی بازار موسیقی ایران را دنبال نمی‌کنم. عمده خواننده‌ها را نمی‌شناسم و اسامی آهنگ‌های پرطرفدارشان را هم بلد نیستم. ایرادی هم ندارد. بالاخره سن و سالی گذشته و آدم نمی‌تواند پا به پای نسل‌های قبل‌تر بدود ضمن اینکه از یک سنی به بعد، سلیقه موسیقایی شما شکل گرفته و دیگر آن جست‌وجوی مداوم برای یافتن صداهای جدید را متوقف کرده‌اید. حتی اگر بسیار هم آماده باشید برای شنیدن تجربه‌های جدید، باز هم گیر می‌کنید. تعداد خوانندگان جدید عملا از حد شمارش خارج است و یادمان باشد که مارکت جهانی هم همین وضع را دارد. 
موسیقی در همه جوامع انسانی جایگاه خاصی دارد و به‌عنوان سند هویت ملت‌ها، نقش‌های بسیاری در زبان ارتباطی- کلامی ایفا می‌کند. موسیقی در تاریخ ملت ما، حافظه ادبیات بزرگ ایران بوده است.
بیش از ۱۰۰ روز از ناآرامی‌های کشور می‌گذرد؛ شرایطی که پیش از هر زمان بخشی از فضای هنر را دچار توقف کرد و در این سکون، همانند آنچه در دوران کرونا شاهد بودیم بیشترین سهم از آن موسیقی شد. عرصه‌ موسیقی که در دوران کرونا کم آسیب ندیده بود پیش از آغاز این جریانات هم به شکل مرسوم به‌خاطر ایام سوگواری محرم و صفر طی دو ماه تعطیل شده بود. درحقیقت با پایان تعطیلات کرونایی و ازسرگیری کنسرت‌ها که استارت آن از جشنواره موسیقی فجر سال گذشته و فروش ۳۰ درصدی سالن‌ها زده شد، تنها ژانر موسیقی که توانست چند ماهی درآمد داشته باشد. 
کنسرت‌های موسیقی هنوز برپا نشده‌اند و بخش مهمی از فعالان این حوزه، این روزها احوال خوشی ندارند. از یک طرف شروع هر کنسرت با هجمه‌های سنگین رسانه‌ای علیه فعالان حوزه موسیقی مواجه می‌شود و از طرف دیگر دستگاه‌های مختلف فرهنگی راهکار مشخصی برای برون‌رفت از چنین وضعیتی ارائه نمی‌کنند.
 شعر و موسیقی بازنمود روح یک دوران هستند و طبیعی است اگر اتفاقاتی که در پاییز ۱۴۰۱ رخ دادند هم به دنبال بازنمود خود بگردند.
هنرمندان عرصه موسیقی در دوران کرونایی خیلی آسیب دیدند و خیلی‌ها مشاغل خود را از دست دادند. موسیقی همیشه درگیر ممیزی‌ها بوده. در دوران کرونا که هیچ کنسرتی برگزار نمی‌شود غیر از کنسرت‌های آنلاین، لذا مشکلات اقتصادی هنرمندان به‌مراتب بیشتر شده است.
در دوره جدید انتظار داریم فرهنگ و هنر جدی گرفته شود. در عرصه موسیقی لازم است وزیری بیاید که همه‌جانبه به موضوع نگاه کند؛ یعنی کارگزاران، معاونان هنری و مدیران پایین‌دستی مراکز را آن‌گونه انتخاب کند که به آینده فرهنگ و هنر ایران جدای از هر مصلحت‌اندیشی و محافظه‌کاری علاقه دارند.
اگر قائل به تفکیک موسیقی مردم‌پسند و موسیقی جدی‌تر و کلاسیک‌تر باشیم، باید گفت موسیقی مردم‌پسند، به هر صورت، راه خود را پیدا می‌کند و ممکن است با تغییر هر دولتی یک مسائل سلیقه‌ای حاکم تفاوت کند. ولی آن بخش از موسیقی خود را تطبیق با این سلایق می‌دهد و درنهایت بعد از مدتی هر دو بخش به یک سازگاری می‌رسند و کار پیش می‌رود.
فرهنگ همیشه مظلوم بوده و اتفاقا ربطی به این دوره و دوره قبلی هم ندارد. سیاستمداران همیشه نگاهی ابزاری به آن داشته‌اند و عکس یادگاری خودشان را گرفته‌اند و آنها را پای کار آورده‌اند و بعد دست‌شان را رها کردند تا دوره بعدی. آنچه در مناظره دوم دیدیم ظهور بی‌«فرهنگی» در برنامه‌های کاندیداها بود.
مناظره انتخاباتی سه‌شنبه گذشته می‌توانست نقطه امیدبخشی برای هنرمندان و اهالی فرهنگ باشد اما دریغ و صدحیف که خیلی از مسائل و ظرفیت‌های امروز حوزه فرهنگ دیده نشد و گویا تیم مشاوران کاندیداها هم در این موضوع گرفتار غفلت و بی‌برنامگی هستند.
از سال ۱۳۹۶ تا امروز، تک‌آهنگ‌ها گوی مجوز را با شیب مثبت تندی از ژانرهای دیگر موسیقی ربوده‌اند، به‌طوری‌که بسیاری از خوانندگان و موزیسین‌ها ترجیح را بر انتشار تک‌آهنگ گذاشته‌اند. این درحالی است که محتوای تک‌آهنگ‌ها با افت شدیدی روبه‌رو شده است.
موسیقی برای این دولت و این دو دوره بهانه‌ای بود تا آرای‌شان بیشتر شود و تنزل سطح کیفی موسیقی و به حاشیه رانده شدن کاربلدهای این رشته از خروجی‌های این نگاه است.
1 2
یادداشت