جامعه ایرانی
سخن گفتن از نسبت علوم انسانی و کاربرد عمدتاً حول‌وحوش دو شاخۀ تجاری‌سازی یا کاربردی‌سازی قرار می‌گیرد. با آنکه نقدهای بسیار جدی و بجا بر تجاری‌سازی علوم انسانی وارد شده است ازآنجاکه این نظرورزی‌ها نسبت به جنبه‌های علم‌شناسانه و معرفت‌شناسانه غفلت ورزیده‌اند «تقلیل‌گرایی‌ تلقی از کارآمدی علوم انسانی و کاستی مفاهیم ناب» را سبب شده‌اند.
آیا این برداشت که جامعه در وضعیت سیاست‌زدایی قرار دارد، برداشتی درست است و آیا می‌توان درباره فرمی جدید از سیاست در ایران بحث کرد؟ سال گذشته که اعتراضات در جریان بود، قصد داشتیم به‌صورت بنیادی به این مساله بپردازیم که جامعه با چه بحران‌هایی مواجه است که شکلی از اعتراض را در ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ نشان می‌دهد. مجموعه‌ای از گفت‌وگو را شکل داده و وقتی که آنها را کنار هم قرار دادیم، به این نتیجه رسیدیم ظاهرا هم جامعه ما و هم دولت‌ها یکی پس از دیگری در فهم وضعیتی که دچارش هستند، مشکل دارند.
عبدالکریم خیامی، عضو هیات‌علمی دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) در گفت‌وگو با «فرهیختگان» با موضوع رسانه، حقیقت و پساحقیقت با اشاره به ویژگی‌‌‌های عصر پساحقیقت در نسبت با مخاطبان رسانه معتقدند نسبت مخاطب ایرانی با حقیقت قطع نشده است.
جامعه برابر می‌خواهیم یا جامعه برادر؟! پاسخ به این سوال تکلیف بسیاری از‌ جهت‌گیری‌ها و سیاستگذاری‌های اجتماعی را روشن می‌کند. حتی شاید بتواند تمرینی برای «جور دیگر» دیدن جامعه باشد.
برای دومین سال پیاپی در روز عید مبارک‌ غدیرخم، اجتماع بزرگ انسانی در سراسر کشور برپا شد و خیابان‌های ایران با شور و شوق خانواده‌ها گره ‌خورد.
التهابات ۱۴۰۱ از جهاتی فرصتی خوب برای بحث، بررسی و نقد گفتار‌هایی بود که در طی چند دهه گذشته درخصوص جامعه ایرانی شکل گرفت.
جامعه ایرانی با هر تعریفی و از هر چشم‌اندازی، جامعه‌ای نابالغ و هنوز غیر‌سیاسی است. وقتی از جامعه ایرانی صحبت می‌کنم، همه اعضای تشکیل‌دهنده آن، نهادها، افراد، گروه‌ها و شخصیت‌های تاثیرگذار آن را در نظر دارم.
تورم روایت‌ها این جامعه را اینقدر تکان می‌دهد که از مسیر خودش بیرون بزند.
اینکه چگونه یک ژنرال ایرانی می‌تواند از افغانستان تا مدیترانه و بخش‌هایی از آفریقا، تحولات را مدیریت کند و اضطراب روسیه یکی از قدرت‌های نظامی جهان را برای ورود به خاورمیانه با جلسه‌ای دوساعته رفع کند و با وجود اینکه یک مقام نظامی است، بیش از دیگران زبان ملتش را می‌فهمد، مساله‌ای نیست که بتوان به‌سادگی از آن گذشت. اما بازهم همه اینها برای روایت از سلیمانی، کوچکند.
غول فضای مجازی از شیشه خود بیرون آمده و ما نمی‌توانیم آن را به داخل شیشه برگردانیم. آن زمانی که فریاد زدیم و در تمام عرصه اعم از سیاسی، اجتماعی، ورزشی و... جدی نگرفتند، الان کار امثال شما سخت است چون با یک فحش در شبکه‌های اجتماعی یک میلیون فالوور جمع می‌کنید ولی با نوشتن بهترین مطالب ۵ هزار نفر هم شما را فالو نمی‌کنند.
هرگاه بزرگی از دنیا رود، فقدان او ضایعه‌ای است برای کسانی که روزگاری از وجود او بهره‌مند بوده‌اند و همین عدم‌تداوم حضور مشاهیر به‌عنوان منشأ اثر، می‌تواند به‌خودی‌خود تهدیدی برای جامعه به‌حساب آید. با این وجود، می‌توان تهدیدات دیگری را برای چنین مرگ‌هایی درنظر گرفت.
منظور از جامعه کوتاه‌مدت جامعه‌ای است که به‌ندرت و در کمتر ساحاتی دارای انباشت تاریخی و تولیدی است، چه درحوزه دانش، چه درحوزه ثروت و چه درحوزه‌های مختلف دیگری از قبیل سیاست، قانون و...
مردم دیگر به نظریه گوش نمی‌دهند و به‌اصطلاح گوششان پر است. «نشان دادن در عمل» نیز به‌خصوص برای حکومت کاری دشوار است، چراکه باید محیط درستی را بسازد که مردم علاقه‌مند باشند. برداشت‌های دینی مسئولان مملکت ما هماهنگ و یکنواخت نیست و منشأ برخی از بی‌نظمی‌ها همین تعارضات حل‌نشده است.
اکنون پس از ۲۶ سال با صراحتی تمام می‌توان اذعان کرد فیلم «روز واقعه» قله‌ای است رفیع و فتح نشده در عرصه نمایش و سینمایِ عاشورایی. اگرچه می‌توان آثار متعددی را در تاریخ تئاتر، سینما و تلویزیون نام برد.
معتقدم که «پدیدارشناسی هویت» از «جامعه‌شناسی هویت» خیلی کارآمدتر است و برای فهم هویت ایرانی ما باید عمیقا به «هستی واقعی جامعه ایران در پهنه تاریخ» متعهد باشیم.
یادداشت