برنامه «ماجرای بهشتی»
شهید بهشتی عصر انقلاب سه ورودی فکری دارد؛ یکی همان ورودی حوزوی با اساتیدی است که نام بردم. یک ورودی، ورودی دانشگاه تهرانی‌اش است و یک ورودی هم ورودی غرب است. ایشان در سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۹ در آلمان است و در این کشور هم کارهایی انجام داده است و وقتی انقلاب می‌شد ایشان می‌شود؛ «آیت‌الله دکتر سیدمحمد بهشتی» یعنی در حوزه درجه اجتهاد دارد، در دانشگاه هم درجه دکتری دارد. درعین‌حال متاثر از هر سه ورودی است.
هر زمانی که از امام می‌پرسیدند چه کسی می‌خواهد مملکت را اداره کند، آیا روحانیون می‌خواهند مملکت را اداره کنند، ایشان با لحنی قاطع می‌گفتند نه، افراد مختلفی هستند که توانایی این کار را دارند. باز از ایشان می‌پرسیدند پس چه کسی می‌خواهد مملکت را اداره کند؟ می‌فرمودند همان کسانی که انقلاب می‌کنند، مملکت را اداره هم می‌کنند.
۱۴ اسفند ۱۳۵۹ به مناسبت درگذشت دکتر مصدق مراسمی در دانشگاه تهران برگزار می‌شود که سخنران آن بنی‌صدر بود ولی این مراسم به‌نوعی صف‌آرایی و قدرت‌نمایی سازمان مجاهدین، جبهه ملی بود و همه جناح‌های روبه‌روی خط امام در آن شرکت می‌کنند و درنهایت هم درگیری در مراسم رخ می‌دهد و پس از این درگیری تقریبا به همه ثابت می‌شود که نمی‌توان با بنی‌صدر مدارا کرد، چون از شهریور ۱۳۵۹ که جنگ آغاز شده خرمشهر در جنگ، آبادان در حصر و کشور مدام درگیر اختلافات داخلی و تعداد مجاهدین خلق هم درحال افزایش است. در چنین شرایطی همه بزرگان انقلاب به این نتیجه می‌رسند که با بنی‌صدر نمی‌توان کار کرد.
من فکر می‌کنم اگر بخواهیم دقیق‌تر بحث کنیم باید درمورد واژه «منافقین» تجدیدنظر کنیم. سازمان مجاهدین خلق اولیه با سازمان مجاهدین‌های خلق بعدی فرق دارد و تعبیر «منافقین» عموما از سال ۱۳۵۴ به بعد استفاده شد. آیت‌الله دکتر بهشتی از سال ۱۳۴۱ مبارزات‌شان در نهضت امام را شروع کردند و یکی از نقاط کانونی تشکیل هیات موتلفه اسلامی بودند که در نقش‌دهی حادثه ۱۵خرداد هم نقش داشتند.
یادداشت