اشکان خطیبی
اشکان خطیبی با پیام‌هایی مانند «دست خالی نرید تو خیابون، رحم نکنید.» و «مامور دستتون افتاد بهش رحم نکنید» تلاشش را برای تحریک جوانان به خشونت حداکثری متمرکز کرد. او بعد از اقدامات تروریستی، نوشت که «از میان مردم به نیرو‌های سرکوب تیراندازی شده» هرچند خطیبی این اعتراف را خیلی زود از صفحه‌اش پاک کرد
پهلوی‌ها برای تحریک مردم می‌گویند این «جنگ» است و معترضین «مسلح» هستند و به سمت ماموران شلیک می‌کنند؛ اما وقتی آمار کشته‌ها منتشر می‌شود، می‌گویند همه چیز تقصیر جمهوری اسلامی است.
سخنان اشکان خطیبی سال‌ها پیش نشانه از تغییر رنگ او دارد. وی در این مصاحبه عنوان می‌کند که دختران به مرور و بدون برخورد قهری، رعایت حجاب را یاد خواهند گرفت.
اشکان خطیبی به مسلح بودن افرادی که در تجمعات دو روز گذشته حضور داشتند، اعتراف کرد.
ایرانی که اشکان خطیبی از آن دم می‌زند، کشوری است که چاره‌ای جز بازی در نظم نوین غربی و آمریکایی آن‌هم در نقش برده ندارد و هر شکلی از مقاومت و استقلال‌طلبی در میان شهروندانش باید با شدیدترین الفاظ، لجن‌مال و اگر این رویه جواب نداد با بمب و موشک جواب داده شود.
کاش هیچ‌وقت این حرف‌ها برای غیرفارسی‌زبان‌ها ترجمه نشود و هیچ غیرایرانی از این میزان رذالت یک ایرانی خبردار نشود. سرباز صفر پیرکودک پهلوی برای اینکه جنگنده‌ها و پهپادهای صهیونیست‌ها نتوانستند فرش قرمز جلوی پای آنها بیاندازد، آنقدر عصبانی است که کشتار زن و کودک و دانشمند و سرباز و سردار ایرانی را برای آرزویش کافی نمی‌داند. راستی که این دفاع ۱۲ روزه از میهن، چه سعادت‌مندان و چه بازنده‌های بزرگی داشت. گروه اول پیروز شدند و ایران را حفظ کردند چون شرافت داشتند. گروه دوم قلیل هستند و با دست می‌توان نشانشان داد. یکی مثل اشکان خطیبی از این گروه است. بدبخت و مفلوک که برای پول تو جیبی از موساد اینگونه «وطن‌فروشی» می‌کند و روی خون کودک ایرانی «رل» بازی می‌کند. پ.ن: اشکان خطیبی در گفت‌وگو با سیما ثابت با خوشحالی از کشتار ۶۰۰ ایرانی توسط اسرائیل: این کار را ما [براندازان] نمی‌توانستیم بکنیم .
اتفاقات سال ۱۴۰۱ باعث شد تعدادی از سلبریتی‌ها با محاسبه غلط خود عطای ماندن در ایران را به لقایش ببخشند و برای قهرمان شدن پا به مرزهای ینگه‌دنیا بگذارند. ‌حمید فرخ‌نژاد‌ مهم‌ترین و قابل بحث‌ترین سوژه در میان افراد خروج‌کرده است.
اشکان خطیبی، بازیگر در گفت‌وگویی از تصمیم ترک ایران خود ابراز ناراحتی و پشیمانی کرد.
ممکن است یک بازیگر، فیلمساز یا حتی یک مجری تلویزیونی بخواهد جایگاه و شأنی متفاوت از آن چیزی که در ایران داشته را در جایی دیگر از این کره خاکی تجربه کند و فی‌نفسه، این خواسته محل اشکال نیست. اما ایراد از جایی شروع می‌شود که همین مهاجرت‌‌کرده‌ها، متصل به جریانات سیاسی در خارج از مرزها می‌شوند و بیش از آنکه آرتیست باشند آرام‌آرام تبدیل به کاراکتر یا ابزارهای سیاسی شوند.
اشکان خطیبی بارها در طول مصاحبه‌اش تاکید می‌کند که به هیچ جایی نه در ایران و نه در خارج از کشور وابسته نیست.
اشکان خطیبی در مصاحبه با رادیو فردا از شرایط سخت زندگی در اروپا گفت: خودم به همه چیز پشت پا زدم؛ در ایران همه چیز داشتم و مدیر بودم!
بارزترین وجهی که در سؤال "توّابین سیاسی چه کنند؟!" بایستی به چشم بیاید؛ انتفاع این "چه باید کردن و چه باید بودن" برای مردم است.
یادداشت