کانون نویسندگان ایران
جریان روشنفکری برخلاف سلف خودش گرایش چپ داشت اما اینکه چپ‌گرایی آنها چقدر از عدالت‌جویی مایه می‌گرفت و چقدر وابسته به موضع‌گیری نظام شوروی بود، بحثی دیگر است. روشنفکران عرفی، برخلاف منورالفکران عرفی، در ایران هیچ‌گاه به موقعیتی نرسیدند که جریان سیاسی موافق با آنها بر کشور حکومت کند و این نکته‌ای مهم برای شناخت کسانی است که چند دهه علیه سانسور و استبداد حرف زده‌اند.
شاید جذاب‌ترین بخش داستان کانون نویسندگان، همین ماجرای تاسیس باشد. نویسنده و پژوهشگر «نمایندگان امر، نمایندگان کلام»، شروع خوبی برای شرح ماجرای مفصل خود انتخاب کرده است و این کمک شایانی به فهم مناسبات اعضای کانون می‌کند.
کانون نویسندگان ایران ظرف چندماه بعد از انقلاب دچار افتراق و جدایی می‌شود. وقتی زیر فشار ساواک بودند، متشکل‌تر بود و اختلافات را در درون خودشان حفظ می‌کردند. اما دعواهای جدیدشان در سال ۱۳۵۸ به روزنامه‌ها کشیده می‌شود و درمورد هم مطالب مختلف منتشر می‌کنند. در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است.
یادداشت