ملاصدرا
درحقیقت جمهوری اسلامی، تحقق نظریه تکامل‌یافته صدرالمتالهین درفلسفه سیاسی است، هم تکامل و هم تحقق نظریه سیاسی صدرالمتالهین توسط امام صورت می‌پذیرد.
از فلسفه ملاصدرا هیچ فلسفه اجتماعی بیرون نمی‌آید و این به‌دلیل اصالت وجود و وحدت وجود است.
بعد از انقلاب اسلامی جنگ عدالت‌طلبی و فلسفه صدرا به‌وجود می‌آید یعنی فلسفه صدرا ضدعدالت است و مفاهیم عدالت اجتماعی در فلسفه ملاصدرا وجود ندارد.
به نظر می‌رسد یک نظام اجتماعی عادلانه اولا باید مشروعیت داشته باشد. و منظور از این مشروعیت، مشروعیت فقهی نیست بلکه مشروعیت عقلی است، بدین معنا که گزینش و انتخاب کارگزاران از راه‌های قانونی صورت گرفته باشد و ثانیا کارگزاران مشروع، مُجری عدالت باشند و نظامی از روابط عادلانه‌ در اجتماع برقرار کنند.
یکی از مطالبی که علامه‌‌طباطبایی در رابطه با عدالت اظهار می‌کند این است که عدالت مُساوِق با حُسن هست. البته وقتی ما مساوق می‌گوییم، یعنی اینکه از نظر معنا متفاوت هستند اما از نظر مصداق خارجی یکی هستند.
جناب صدرای بزرگوار از مطالب سنگین فلسفی سخن براند لاجرم هم شارحان زیادی دارد و هم نقادان بزرگی. شاید بتوان جناب ملاهادی سبزواری و جناب علامه طباطبایی(ره) که از بزرگان و اکابر علمای شیعی هستند جزء بزرگ‌ترین نقادان جناب صدرا هم به حساب آورد، هرچند هیچ‌یک جناب ایشان را زیر سوال نبرده‌اند.
نگاه صدرا به عالم هستی سیستمی نیست، بلکه مراتبی است. در نگاه سیستمی ابقای کل بر جزء است و کل محتاج به جزء می‌شود، اما در تبیین صدرا دقیقا سیر ابقا برعکس است.
نگاهی به منطق ارسطویی و منطق کل‌نگر (سیستمی) نشان می‌دهد که هیچ‌یک از این دو منطق قادر به تحلیل کامل یک پدیده نیستند چون منطق ارسطویی با مفاهیم ذات‌گرایانه و با روشی کلی به‌صورت جنس و فصل موضوعات را می‌شناسد و منطق سیستمی نسبت جزء و کل را بررسی می‌کند و نه مولفه‌های ثابت و متغیر. مشابه حکمت متعالیه، منطق تکاملی نیز برای تحلیل یک پدیده به وجود مولفه‌های ثابت و بررسی تغییرات این مولفه‌های ثابت در بعد زمان و مکان معتقد است.
تا الان آثار مختلفی ازجمله سریال «روشن‌تر از خاموشی» درباره‌ ملاصدرا ساخته شده است. این قضیه هم بهانه‌ای شد تا مروری داشته باشیم بر بقیه آثاری که درباره اندیشمندان، عرفا و دانشمندان ایرانی در تلویزیون تهیه شده است.
اینکه آیا عرفان را می‌توان حکمت اشراق خواند یا نه، جای پرسش است ولی اگر متون و زمینه‌های دیگر مدنظر باشد، اشراقی بودن ابن‌سینا در اواخر عمر نیازمند تحقیقی همه‌جانبه است.
بحث ما با دکتر افروغ اولا از این جهت است که آیا بر مبنای فلسفه صدرا می‌توانیم به‌نحوی به آسیب‌شناسی نظام حکمرانی بپردازیم و ثانیا آنکه آیا می‌توانیم شکاف میان نظر و عمل را مبتنی بر حکمت متعالیه، تدارک کنیم یا خیر.
ملاصدرا مشروعیت نبوت را بحث می‌کند. دغدغه‌اش ضرورت بعثت انبیاست و اینکه چرا ما به پیامبر نیاز داریم یا پیامبر چه اوصافی باید داشته باشد و... اما اینکه حالا بعد از پیامبر و در عصر غیبت نظریه سیاسی ما چیست، مشروعیت حاکم به چیست، اصلا چه حکومتی مطلوب است، حکومت آریستوکراسی یا مدل‌های دیگر و... اصلا اینها مساله ملاصدرا نبوده است.
دستگاه‌های تولید فرهنگ دست جریان عرفی افتاده است. شریعت‌گراها در جایگاه قانون نشسته و قانونگذار شده‌اند و جامعه نیز آنارشیستی شده و مسیر خودش را طی می‌کند و بی‌قانون است. یک‌نوع عرفیت‌گرایی محض دارد ما را اداره می‌کند. این عرفیت‌گرایی هم ما را از امکان‌های مذهب محروم کرده است و هم حاکمیتش را از وجوه عالمانه محروم کرده و هم جامعه‌ای ساخته است که به هیچ‌قانونی پا‌بند نیست. یک جامعه شتر‌گاو‌پلنگ.
برنامه «چراغ مطالعه» میزبان حجت‌الاسلام شریف لک‌زایی، و درمورد کتاب «فلسفه سیاسی صدرالمتألهین» با وی به گفت‌وگو پرداخت.
یادداشت