فقه سیاسی
پاسخ به «چرا عدالت اجتماعی؟» فقهی نیست. اینجا پر از بحث‌های تحلیلی و فلسفی و... است به تعبیر من اینها بحث‌های پیشانظریه عدالت است و قبل از اینکه شما بخواهید نظریه عدالتی را مطرح کنید باید این بحث نظری را داشته باشید که چرا عدالت باید در تنظیم مناسبات اجتماعی اصل هادی باشد.
بنده گمان می‌کنم که در آینده بیشتر از مرحوم فیرحی خواهیم شنید و میراث فکری دکتر فیرحی بیش از گذشته دیده و فهمیده خواهد شد. نام ایشان در آینده بارها به میان خواهد آمد و سنت فکری ایشان که من آن را می‌توانم روشن‌اندیشی بومی‌نگر و بومی‌اندیشی روشن‌نگر بنامم، بسی خواننده‌های تازه خواهد یافت.
اولین انتقادات جدی فیرحی به استادش را باید در کتاب «قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام» جست‌وجو کرد. فیرحی در تحلیل نهایی خود در این کتاب، آرای طباطبایی را «شرق‌شناسانه» می‌خواند و رویکرد او به «سنت» را نمونه‌ای از «تفسیر مبتنی‌بر تجدد» تلقی می‌کند که دارای «آمیزه‌های ایدئولوژیک» است.فیرحی بن‌بست نهفته در «نظریه انحطاط» طباطبایی را تالی منطقی «متدولوژی شرق‌شناسانه در خوانش سنت» و «تسری امری ذهنی بر واقعیت تاریخی» قلمداد می‌کند:
یادداشت