رضا مشتاقی
خفت‌گیری یا خفت‌کردن؛ این روزها زیاد این واژه‌ها را می‌شنویم و البته بیش از هر زمان دیگری می‌بینیم.
در شرایطی که کشور گیر و گرفت‌های عجیب‌وغریبی دارد، اقتصاد این‌طور به خود می‌پیچد، تکلیف بودجه سال آینده مشخص نیست و معلوم نیست چه خوابی برای مردم در ۱۴۰۱ دیده شده است. هر روز یک صنف و گروهی جلوی مجلس تجمع می‌کنند، مذاکرات تکلیفش مشخص نیست و دنیا هم سر جنگ به خود گرفته، مجلس ایران این‌طور دغدغه فضای مجازی پیدا کرده و روی اعصاب و روان مردم رژه می‌رود، عجیب اندر عجیب است و جز اینکه تعمدا بخواهند اندک اعتماد اجتماعی باقی‌مانده را هم به صفر برسانند.
ساعت ۱۵ ظهر شنبه ۱۶ بهمن‌ماه، مرد جوانی سر بریده همسرش را به دست گرفته و جلوی چشمان وحشت‌زده مردم در میدان کسایی خشیار اهواز با خوشحالی به نمایش گذاشت؛ اتفاقی که اگر فیلم و تصاویر آن نبود، هیچ‌جوره و با هیچ منطق و ادبیاتی نمی‌شد آن را برای مخاطب باورپذیر کرد.
در یک قیام و قعود در مجلس می‌شود قانون را تغییر داد. اما اینکه پلیس‌مان را آموزش بدهیم یا امکاناتش را بیشتر کنیم، عدالت در توزیع نیروهای پلیس را در همه مناطق کشور رعایت کنیم، اینها کارهای سختی است.
این دو کودک‌آزاری در دو ژانر متفاوت در فاصله کوتاهی رسانه‌ای شدند و حداقل این را گوشزد کردند که کودک‌آزاری، امری شایع و در سطوح مختلف در کشور ما وجود دارد و حتما خیلی از این موارد هم شانس رسانه‌ای شدن و پیگیری شدن از سوی متولیان قضایی و انتظامی را ندارند.
انگیزه‌ اصلی من برای پرداختن به این سوژه، کمک به شنیدن صدای کودکان حاشیه‌نشینی بود که به‌عنوان مثال در پرونده‌ بیجه فقط با قربانی شدن‌شان توانستند کمی صدای‌شان را به گوش ما برسانند.
برای من سوژه مطالعاتی دیانی و مشتاقی حالا یک روی واضح‌تر دارد آیا بیجه از صداوسیما پخش می‌شود یا به‌مثابه نگاه ساده‌انگارانه گفته می‌شود بیجه که اعدام شد و تمام!
می‌توان مدعی شد قانونگذار ایران در مقام پذیرش قتل ناموسی به‌عنوان یک رفتار مباح نیست اگرچه در بعضی از موارد به‌خاطر وضع مجازات‌های سبک مانند ۳ تا ۱۰ سال حبس برای قتل می‌تواند کفه‌ معادلات قاتلان بالقوه را به‌سمت ارتکاب قتل سنگین‌تر کند و احتمال قربانی‌شدن زنان را افزایش دهد.
مسیر طولانی حمایت از کودکان ایران با تصویب قانون «حمایت از اطفال و نوجوانان» به سرانجام نرسیده است. نگاهی به وظایف گسترده‌ پیش‌بینی‌شده در قانون برای نهادهای حاکمیتی و شهروندان نشان می‌دهد از همین حالا باید به فکر تامین بودجه و امکانات و نیرو و شکل‌دهی ساختارهای آموزش اشخاص بود تا شیرینی تصویب قانون حمایت از اطفال و نوجوانان با تحقق اهداف آن مستمر و ماندگار شود.
یکی از مقررات یا آیین‌نامه‌هایی که در آینده برای حمایت از کودکانی که از منزل گریخته‌اند و ترمیم روابط آنها با خانواده و جامعه طرح‌ریزی می‌شوند می‌تواند «قانون رومینا» نامیده شود تا ضمن گرامیداشت یاد این دختر ستم‌دیده، همواره در خاطرمان بماند بی‌توجهی به این مسائل می‌تواند چه خاطره‌ تلخی برایمان باقی بگذارد.
اگر به این ریشه‌های انقلاب بیش از ریش‌های انقلابی‌ها و غیرانقلابی‌ها توجه کنیم، علت تیتر «مصاف علیه عقلانیت انقلابی» را درمی‌یابیم؛ والا دور نیست روزی که سخنان امامین انقلاب که در این متن آمد را بی‌ذکر نام گوینده بیاوریم و دستور بشنویم که «برو و ریشت را بتراش.»
اکنون که رائفی‌پور برخلاف سخنرانی‌هایش، حاضر به گفت‌و‌گو نشده است، «فرهیختگان» ضمن آمادگی برای گفت‌و‌گو با ایشان، به نقد برخی دیدگاه‌‌های او در چند حوزه پرداخته است.
در کوتاه‌مدت و تا قبل از کشف واکسن و درمان کرونا، تنها راه مقابله با این بیماری تغییر سبک زندگی شخصی و اجتماعی و نظام معرفتی انسان‌ها است.
براساس آمار‌های منتشره از سوی بهزیستی و دیگر سازمان‌های دولتی یا مردم‌نهاد، بیشتر کودکانی که به زباله‌گردی اشتغال دارند، اتباع خارجی و فاقد اوراق هویت هستند. این واقعیت نشان‌گر آن است که حول مساله‌ زباله‌گردی یک سازماندهی وسیع و قدرتمند مجرمانه شکل گرفته است که نیروی کار خود را نیز با ترانزیت کودکان تامین می‌کند.
یادداشت