داود مهدوی‌زادگان
توصیف ولی‌فقیه از دموکراسی غربی به «پول‌محوری» بسیار دقیق و روشنگرانه است. اساس دموکراسی غربی بر سرمایه‌سالاری و پول‌محوری است.
خطابه حکیمانه ولی‌فقیه، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سی‌وسومین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) (۱۴ خرداد ۱۴۰۱) حاوی معارف روح‌بخش و درس‌آموز برای همه اقشار جامعه به‌ویژه اهل علم و کارگزاران حکومت اسلامی است.
خیلی از دینداران شب را با خوابیدن سپری می‌کنند و قلیلی از آنها شب را زنده نگه می‌دارند و مشغول نماز و راز و نیاز با خداوند سبحان می‌شوند. به این خاطر، تهجد و شب‌زنده‌داری که عبادت باری تعالی باشد، بر خفتن در سراسر شب، فضیلت و شرافت دارد.
فقه خوارجی تعبیر استعاره‌ای نیست؛ یعنی از واژه خوارج برای نام‌گذاری یک نوع تفسیر فقهی انتخاب نشده است. بلکه این تعبیر یک حقیقت است؛ بدان معنا که اگر من این اصطلاح را با وضعیت کنونی تطبیق می‌دهم و مصداقش را مشخص می‌کنم، ارتباط تاریخی با صدر اسلام دارد.
سلاطین ایرانی در گذشته برای مصون ماندن از رقیبان و دشمنان، تاج و تخت‌شان را موهبت و فره ایزدی که خدا به او اعطا کرده معرفی می‌کردند. از این رو، خود را فرهمند و حاکمی مقدس می‌خواندند. آنها از مردمان خود می‌خواستند برابر حکومت‌شان نا‌فرمانی نکنند و ارادت کامل بورزند. بدین ترتیب، بی‌آنکه قدسیت مفهوم فرهمند کنار گذاشته شود، گروهی که از فرّه ایزدی بی‌بهره بودند، به شیوه‌های ساختگی انسان فرهمند و مقدس معرفی می‌شدند.
بازخوانی گفته‌های آیت‌الله منتظری در دوره پس از عزل از قائم‌مقامی و عدول ایشان از نظریه ولایت فقیه و تاکید بر نظریه نظارت و تفکیک قوا، ما را به برگزیدن یکی از دو دیدگاه بر‌می‌انگیزاند. دیدگاه اول، تناقض‌گویی و سخن متعارض است. اما دیدگاه دوم این است که اساسا آیت‌الله منتظری در این دوره به دیدگاه ثابت و روشنی نرسیده بود.
مکتب و آیین قدسی عاشورا حقیقتا انسان و جامعه بحران‌زده امروز را می‌تواند نجات دهد. برخی از اندیشه‌گران تجددخواه که به این معنا التفاتی پیدا کرده‌اند، کوشیده‌اند برای عبور انسان معاصر از بحران‌های بی‌شماری که مختص به عالم مدرن است، از فرهنگ عاشورایی کمک بگیرند.
نمی‌توان جمهوری اسلامی مبتنی‌بر الگوی حکومت امام‌علی(ع) برپا کرد، بی‌آنکه واجد نشانه‌های حکمرانی آن حضرت نباشد. ازجمله این ویژگی‌ها پاکسازی حکومت از قاسطین و ناکثین و مارقین است. اگر حکومتی که دعوی پیروی از حکمرانی علوی را داشته باشد ولی همچنان زرسالاران مستکبر و قدرت‌پرستان و متظاهران به دیانت در حکومت منزلت و مقام داشته باشند؛ هرگز نشاید که چنین حکومتی را از جنس حکمرانی نبوی و علوی دانست.
اکنون که آمریکا درحال ترک‌کردن افغانستان و عراق است، اینان این اقدام را خاتمه دادن به بیست سال مداخله‌گری در منطقه نمی‌دانند بلکه از باب هزینه و فایده به این نتیجه رسیده‌اند که چنین حضوری، دیگر مقرون به‌صرفه نیست. بنابراین، کنشگران علمی و عملیاتی غربی برمبنای دانش جا افتاده روابط بین‌الملل، حضور نظامی غرب در منطقه را مداخله‌گری نمی‌دانند و ضرورت کاستن این حضور را هم به‌خاطر اینکه وضع داخلی به‌واسطه چنین حضوری تهی شده و در معرض خطر فروپاشی قرار گرفته، نمی‌دانند بلکه معتقدند چنین حضوری بیش از این فایده ندارد و سودی به ما نمی‌رساند.
روزمرگی عذاب‌آور، ماهیت و عامل واحدی ندارد. اما آنچه در تحلیل وضعیت جامعه امروز ایران می‌توان بدان اشاره کرد همانا «روزمرگی دولتی» است. به نظر می‌رسد دولت‌های سه دهه اخیر و به‌ویژه دولت یازدهم و دوازدهم در روزمره‌شدگی جامعه نقش بسزایی داشته‌اند. زیرا هریک از این دولت‌ها گرفتار مرتبه‌ای از روزمرگی شده‌اند.
گرچه مدت حکمرانی امیرالمومنین علی(ع) کوتاه بود ولی حامل هزاران پیام خُرد و کلان است. فهم و درک این پیام‌ها، برای پیروان راستین آن حضرت که خواهان برپایی حکمرانی علوی هستند، بسیار لازم و ضروری است. اما شرط لازم برای فهم درست و جامع این پیام‌های نورانی آن است که سخنان آن حضرت را منسلخ از متن و شرایط زمانه نگاه نکنیم. مطالعه انتزاعی و غیرانضمامی این سخنان زمینه استفاده ابزاری از آنها را فراهم می‌آورد.
به‌طور قطع، اگر مساله شیوع بیماری کرونا و نابسامانی اقتصادی و کارشکنی دستگاه اجرایی در شروع به‌موقع صندوق‌های رای و رساندن تعرفه و پوشش مناطق دوردست روستایی و افزایش صندوق‌های سیار رای‌گیری نبود، مشارکت مردم در انتخابات بالای ۷۰درصد می‌شد.
فرآیند انتخابات که دو کنشگر سیاسی موافق و مخالف و یک نظاره‌گر و تصمیم‌گیرنده دارد، امر طبیعی است. اما گاهی انتخابات از شکل طبیعی آن خارج می‌شود و صورتی از عصیان و اعتراض ملی را پیدا می‌کند. انتخابات در چنین حالتی شاهد حضور کنشگر سیاسی سومی به نام ملت است. مردم در این حالت، ناظر تصمیم‌گیرنده نیستند، بلکه کنشگر تصمیم‌گیر هستند.
اگر اصل رای دادن و انتخاب، حق است؛ پس بی‌معنا و بی‌فایده نیست اما نمی‌توان انکار کرد که رای دادن ممکن است بی‌فایده شود؛ یعنی بیهوده به نظر آید. وقتی از اعمال حق، نتیجه مطلوب به دست نیاید، آنگاه نسبت به آن، احساس بیهودگی و بی‌فایده بودن می‌شود.
مردم در سیاست‌های جمهوریت‌خواهان به‌قدرت رسیده همواره در حاشیه قرار داشته‌اند. همواره پرداختن به خواسته‌ها و مطالبات مردمی در انتهای لیست مطالبه‌گری جای گرفته است. آنقدری که توجه دولت‌های جمهوریت‌خواه معطوف به تامین خواسته‌های طبقه اشراف و مرفهان بی‌درد و روشنفکران مردم‌گریز و جناح سیاسی خاص خودشان بوده، معطوف به خواسته‌ها و نیازهای مردم نبوده است.
1 2 3 4
یادداشت