بنیاد فارابی
برای آنکه عملکرد فارابی زمان زین‌العابدین را بررسی کنیم، بهترین زمان، جشنواره فجر چهل‌ودوم بود؛ جشنواره‌ای که در آن فارابی با ۱۲ فیلم وارد شد و توانست با «صبح اعدام» برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، با «پروین» برنده بهترین بازیگر زن و آپاراتچی‌اش جایزه ویژه هیئت‌داوران را برنده شود. البته فیلم‌های دیگری هم در فجر چهل‌ودوم بودند که در اکران توفیقاتی به‌دست آوردند، مثالش هم فروش ۱۳ میلیاردی «قلب رقه» و فروش ۱۰ میلیاردی «آسمان غرب» است. 
در بازه شش‌ماهه، فارابی سه فیلم «رمانتیسم عماد و طوبی»، «مستطیل قرمز»، و «شادروان» را روی پرده اکران برد که این بنیاد به ترتیب در ساخت این فیلم‌ها مشارکتی ۵۰، ۱۰۰ و ۳۰ درصدی داشته است. فارابی با صاحبان این آثار قراردادی تقریباً به ارزش ۲ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان بسته بود که پرداختی آن حدود ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان بوده است.
اگرچه ماموریت بنیاد سینمایی فارابی ساخت فیلم‌های استراتژیک است ولی به نظر می‌رسد این بنیاد طی سال‌های اخیر قواعد تولید موفق اینگونه فیلم‌ها را نیز رعایت نکرده است.
گزارش شفاف‌سازی از عملکرد بنیاد سینمایی فارابی پس از ۳ سال منتشر شد؛ اما این گزارش ایرادهای مهمی دارد.
چهل و دومین دوره جشنواره بین‌المللی فجر را احتمالا می‌توان یکی از متفاوت‌ترین ادوار یکی دو دهه اخیر این رویداد سینمایی دانست. جایی که نهادهایی مانند بنیاد فارابی، حوزه هنری و سازمان اوج مثل چند سال گذشته فیلم داشتند و با اضافه شدن ارگان‌های قدیمی‌تر مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حتی نهادهای جدید مثل مجتمع مهوا، عملا به میدان رقابت ارگان‌های دولتی، نظامی و عمومی تبدیل شده بود.
محمد خزاعی درباره حضور بنیاد سینمایی فارابی با ۱۷ اثر در جشنواره فیلم فجر گفت: «تولید فارابی تنوع موضوعی و ژانر بندی دارد و این گونه نیست که فقط موضوعات دفاع مقدسی باشد. امسال در تولیدات فارابی برای اولین بار قصه دینی و فیلمی درباره صنعت نفت تولید و همچنین درباره وقایع کربلا اثری ساخته شده است.»
شماره پیشین «بایگانی» به گفت‌وگوی کمتر مورد ارجاع از سیدمحمد بهشتی، مدیرعامل وقت بنیاد فارابی و به‌نوعی مغز متفکر نظام سینمایی در دهه ۶۰ شمسی، با مجله فیلم در ۱۳۶۳ اختصاص داشت. در همان بخش به این موضوع اشاره شد که مصاحبه بهشتی بسیار مطول‌تر از آن بود که در یک شماره مجله درج شود و نوشتار «بایگانی» صرفا به بخش نخست گفت‌وگو، منتشر در شماره ۱۲ مجله فیلم پرداخته بود. اما بخش دوم هم اهمیت خودش را داشت. حاوی اطلاعاتی خواندنی بود که این روزها بررسی کردنش خالی از لطف نیست، پس تصمیم بر آن شد بخش دوم این گفت‌وگو را نیز به‌اجمال مرور کنیم.
بنیاد سینمایی فارابی در پایان دولت احمدی‌نژاد به‌شدت درگیر حاشیه‌های اقتصادی شده بود و پروژه‌های اصطلاحا فاخر سینمای ایران نتوانسته بودند اقبال مخاطبان را به دست بیاورند. ضمن اینکه هزینه بالای تولید این پروژه‌ها، این توقع را ایجاد کرده بود که فرصت اکران بین‌المللی برای این فیلم‌ها فراهم شود که البته در این زمینه هم بنیاد نتوانست اقبال جهانی را جلب کند.
سینمای پیش از انقلاب در آخرین سال‌های حکومت پهلوی کاملا ورشکسته شده بود و انقلاب در درجه اول به‌دلیل اینکه انقلاب بود و همه‌چیز را زیرورو می‌کرد، باعث نجات آن شد. بزرگ‌ترین خدمت انقلاب به سینمای ایران این بود که مافیا به‌هم خورد و صحنه برای ورود افراد مستعد و جدید خالی شد.
بنیاد سینمایی فارابی در ده سال گذشته به دلیل سیاستگذاری‌های دولت یازدهم و دوازدهم، به حاشیه رانده شد و می‌توان گفت که بنیاد سینمایی فارابی این روزها به لحاظ کارکرد فرهنگی، نازلترین دوران مدیریتی خودش را پشت سر می‌گذارد.
به‌نظر می‌رسد اگر همین شرایط ادامه یابد یعنی ما با مشکل کرونا مواجه باشیم و سینماها به‌صورت مقطعی باز شوند و دوباره تعطیل شوند، مردم ناچارند که فیلم‌های سینمایی را فقط در VODها ببینند. از طرف دیگر، VODها نشان دادند که ابراز بی‌نیازی نسبت به فیلم‌های سینمایی ایرانی می‌کنند و با قیمت حداقلی فیلم‌های سینمایی را خریداری می‌کنند. این انحصار در خرید فیلم‌ها و این قیمت پایین به‌نظرم لطمه بزرگی به سینمای ایران می‌زند.
بزرگ‌ترین انتقادی که به فارابی دهه ۶۰ وارد است آنکه، مدیران این بنیاد در یک حرکت هم‌‌سو با معاونت سینمایی وقت، نهایت بهره را از فضای بسته آن دوران به‌عمل آوردند. برخی سینماگران منتقد، از رفتارهای فارابی به «عملکردی دیکتاتورمآبانه» تفسیر کردند و اینکه درست است که فارابی دست سینماگران را در پرداخت سوژه باز می‌‌گذاشت، اما نهایتا فیلمنامه‌‌ای تصویب می‌‌شد که آنها دوست داشتند.
اینها یا چهار ساله یا هشت ساله فقط به فکر این هستند که بخورند. دوباره در یک گوشه‌ای می‌روند و می‌گویند هشت سال دیگر باز می‌آییم. باید روشی پیدا شود که هر کسی با هر رئیس‌جمهوری به جایی نرسد که موقت باشد و سینما و فرهنگ را نابود کند.
یادداشت