
هواداران لیگ جزیره این هفته شاهد پرهیجانترین دربی چندسال اخیر شمال لندن بودند. آرسنال که پس از دو تساوی ناامیدکننده مقابل برنتفورد و ولورهمپتون آمده بود، ناگهان دلیلی برای ترس از ورود به زمین رقیب یعنی تاتنهام داشت. اسپیرز در تئوری قرار بود از «شوک مربی جدید» بهره ببرند که با انتصاب ایگور تودور به عنوان سرمربی به جای توماس فرانکِ نامحبوب ایجاد شده بود.
البته این فقط در تئوری کارساز بود. در شکست ۴-۱ تاتنهام در روز یکشنبه، تنها لحظاتی کوتاه در این تیم آرامش وجود داشت؛ زمانی که راندال کولو موانی توپ را از دکلان رایس ربود و گل تساوی را در نیمه اول به ثمر رساند، در حالی که این مهاجم فرانسوی گل دیگری هم زد که به دلیل هل دادن گابریل مردود اعلام شد. اما این دو رقیب در دو انتهای کاملاً متفاوت طیف فوتبال قرار دارند – یکی ممکن است قهرمان لیگ برتر شود و دیگری در حال حرکت به سمت چمپیونشیپ است.
تاکنون، ترس هواداران اسپیرز از سقوط به عنوان هشدار بیش از حد رد میشد. ترکیب تیم، با وجود کاستیهایش، حتماً به اندازه کافی خوب است که پس از ۳۸ هفته خارج از سه تیم انتهایی جدول قرار بگیرد. اما بازی روز یکشنبه پیامی بود که این تیم آنقدر خوب نیست که سقوط نکند.
پیش از شکست روز یکشنبه، اعتماد به نفس زیادی از تودور ساطع میشد. او بسیار امیدوارانه صحبت میکرد اما تنها ۹۰ دقیقه فوتبال کافی بود تا اعتماد به نفس این کروات کاملاً از بین برود و به وضعیتی بپیوندد که ابتدا توسط مربی سابق و همتیمی سابقش در یوونتوس یعنی آنتونیو کونته، مطرح شده بود.
تودور گفت آرسنال در حال حاضر بهترین تیم جهان است و این درست است، اما حتی تیمی مثل ولورهمپتون که هنوز رکورد کمترین امتیاز در یک فصل لیگ برتر (متعلق به دربی کانتی) را نشکسته، چهار روز قبل از این بازی از دو گل عقب بودن بازگشت و ۲-۲ مساوی کرد.
برای سومین فصل پیاپی، اسپیرز با بحران مصدومیت روبرو بوده که حداقل نیمی از ترکیب را در مقطع حساس فلج کرده است. اگر کسانی که دربی را از دست دادند، سالم یا بدون محرومیت بودند و ترکیب اصلی را تشکیل میدادند، قطعاً تیم شروعکننده را شکست میدادند: آنتونین کینسکی، پدرو پورو، کریستیان رومرو، کوین دانسو، دِستینی اودوگی، رودریگو بنتانکور، لوکاس برگوال، جیمز مدیسون، دژان کولوفسکی، محمد کودوس، ویلسون اودوبرت.
در گذشته، اولین مقصر نتایج بد، سبک مربی سابق آنگه پوستکوگلو بود که فلسفه پرسرعتش بحرانهای مشابهی در باشگاههای دیگر ایجاد کرده بود. هرچند شاید تا حدی درست باشد اما باید دلیل دیگری هم باشد که این روند حتی زیر نظر مربی کمتر مطالبهگر مثل فرانک ادامه یافت. چگونه باشگاهی با پیشرفتهترین زیرساختها و فناوریهای روز، این چنین در مسیر سقوط و ناکامی قرار گرفته است.