
در ایران، نقشه آموزش عالی تصویری از نابرابری اقتصادی و اجتماعی را به رخ میکشد؛ جایی که دانشجویان دهکهای کمدرآمد با امید و تلاش، به دنبال جایگاهی در دانشگاههای دولتیاند، اما فرصتها به شکلی نامتوازن توزیع شدهاند. براساس یک گزارش رسمی وزارت رفاه که دادههای آن از پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان استخراج شده، در استانهایی مانند سیستانوبلوچستان، کهگیلویهوبویراحمد و لرستان، بیش از ۱۰ درصد دانشجویان از خانوادههای کمدرآمد (سه دهک پایین) هستند؛ رقمی که بیش از دوبرابر میانگین کشوری است و نشان میدهد این استانها با وجود محدودیتهای اقتصادی، امید را در دل دانشجویان زنده نگه داشتهاند. در مقابل، در استانهای برخورداری چون تهران، اصفهان و بوشهر سه دهک پایین سهمی کمتر از ۳ درصد دارند، جایی که امکانات آموزشی متمرکز و فرصتهای تحصیل گسترده است؛ اما برای اقشار کمدرآمد دسترسی محدود باقی مانده است. این شکاف نهتنها بازتاب تفاوتهای درآمدی و ساختار اقتصادی مناطق است، بلکه پیامدهای ملموسی بر تحرک اجتماعی دارد. دانشجویان کمبرخوردار در استانهای محروم یا باید به امکانات محدود دانشگاههای محلی قناعت کنند، یا برای دسترسی به فرصتهای بهتر، بار هزینههای زندگی در کلانشهرها را به دوش بکشند؛ هزینهای که گاه بهاندازه شهریه و تحصیل دانشگاهی هم سنگین است. تمرکز ظرفیتهای آموزشی در چند استان برخوردار و سهم بالای دانشجویان پردرآمد، همزمان با محدودیت زیرساختها در استانهای کمتر برخوردار، تصویر روشنی از چالش عدالت آموزشی ارائه میکند. اگر دانشگاهها بخواهند همچنان نقش موتور تحرک اجتماعی را ایفا کنند، بازنگری در توزیع امکانات، توسعه ظرفیت دانشگاهی در مناطق محروم و حمایت مالی هدفمند برای دانشجویان کمدرآمد، ضرورتی انکارناپذیر است. در غیر این صورت، شکاف موجود نهتنها ادامه خواهد یافت، بلکه میتواند نسلهای آینده را با نابرابری اقتصادی و اجتماعی گستردهتری مواجه کند.
سهم 3 دهک کمدرآمد از دانشگاه زیر 6 درصد
بررسی دادههای پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان، نشان میدهد میانگین کشوری حضور دانشجویان دهکهای یک تا سه درآمدی در دانشگاههای دولتی 5.6 درصد است. بااینحال، توزیع این شاخص در استانهای مختلف با تفاوتهای معناداری همراه بوده و شکاف قابلتوجهی میان استانهای برخوردار و کمتربرخوردار مشاهده میشود. در صدر جدول، استان سیستانوبلوچستان با ثبت 11.8 درصد قرار دارد که بیش از دوبرابر میانگین کشوری است. پس از آن، استانهای کهگیلویهوبویراحمد با ۱۰ درصد و لرستان با 9.9 درصد در رتبههای دوم و سوم جای گرفتهاند. همچنین استانهای اردبیل (9 درصد)، گلستان (8.3 درصد) و کردستان (7.8 درصد) نیز سهمی بالاتر از میانگین کشور دارند. حضور پررنگ دانشجویان دهکهای پایین در این استانها میتواند بازتابی از ساختار اقتصادی منطقه و سطح درآمد خانوارها باشد.
استانهایی مانند خراسان شمالی با 7.5 درصد، چهارمحالوبختیاری با 7.4 درصد، هرمزگان با 7.1 درصد، آذربایجان غربی با 6.9 درصد، خراسان جنوبی با 6.9 درصد، کرمانشاه (6.5 درصد) و کرمان (6.2 درصد) نیز بالاتر از میانگین کشوری قرار دارند. در ادامه، استانهایی نظیر خراسان رضوی با 5.9 درصد، خوزستان با 5.6 درصد، آذربایجان شرقی با 5.5 درصد، همدان با 5.3 درصد و ایلام با 5.1 درصد در بازه نزدیک به میانگین کشور قرار میگیرند. در انتهای جدول، استان اصفهان با 2.9 درصد کمترین میزان را به خود اختصاص داده است. پس از آن، استانهای بوشهر (۲.۴ درصد) و تهران (2.4 درصد) در میان کمترینها قرار دارند. همچنین استانهایی مانند مرکزی با 3.4 درصد، سمنان با 3.5 درصد، قزوین با 3.6 درصد، گیلان با 3.8 درصد، زنجان با 3.8 درصد، یزد با 3.9 درصد و قم با 3.9 درصد نیز سهمی کمتر از میانگین کشوری دارند. مقایسه بیشترین و کمترین استان نشان میدهد فاصلهای نزدیک به ۹.۴ درصد میان سیستانوبلوچستان و بوشهر وجود دارد؛ شکافی که بیانگر تفاوتهای اقتصادی و اجتماعی قابلتوجه در سطح استانهاست. تمرکز بالاتر دانشجویان دهکهای پایین در استانهای کمتربرخوردار، میتواند نشانهای از توزیع جمعیتی این دهکها باشد، اما از سوی دیگر، میزان دسترسی، سیاستهای حمایتی، ظرفیت دانشگاهی و مهاجرت تحصیلی نیز در این تفاوتها نقشآفرین هستند.
59 درصد دانشجویان در دهکهای 8 تا 10 هستند
نمودار شکل فراوانی دانشجویان دانشگاههای دولتی کشور براساس دهکبندی درآمدی خانوار به تفکیک استان نشان میدهد سهم دهکهای پردرآمد (۸ تا ۱۰) از دانشجویان دانشگاههای دولتی نزدیک به 58.8 درصد است. درحالیکه سهم سه دهک پایین تنها 5.6 درصد است. این بدان معناست که ممکن است ماهیت عمومی دانشگاه و نقش آن بهعنوان ابزار تحرک اجتماعی در معرض تهدید قرار گیرد. در ایران امکانات آموزشی در چند کلانشهر بهویژه در استانهای تهران، اصفهان، خراسان رضوی و آذربایجان شرقی که میزبان حدود ۴۰ درصد از کل دانشجویان هستند، متمرکز شده است. ازسویدیگر استانهایی مانند سیستانوبلوچستان، کهگیلویهوبویراحمد و لرستان باوجوداینکه بالاترین درصد دانشجویان از دهکهای پایین درآمدی را در خود جای دادهاند بین ۱۰ تا ۱۲ درصد، از نظر تعداد کل دانشگاه و دانشجو در ردههای آخر کشور قرار دارند.
این توزیع نامتوازن دانشجوی کمدرآمد را در مناطق محروم با دو چالش هم زمان روبهرو میکند یا باید به امکانات آموزشی محدود در استان خود قناعت کند یا برای دسترسی به فرصت بهتر بار هزینههای معیشت در کلانشهرها را به دوش بکشد. این شرایط در عمل هزینه ورود به تحصیلات عالی را برای دانشجویان کمبرخوردار به مراتب بالا میبرد.

گزارش کامل را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.