
فرهیختگان: بسیاری از دانشگاههای کشور پس از وقفه و تأخیری کوتاه از روز گذشته فعالیتهای آموزشی را از سر گرفتند و رسما ترم جدید تحصیلی را آغاز کردند. در بین مراکز آموزش عالی نسبت به چند هفته ابتدایی ترم تا پایان سال 1404 تصمیمگیریهای متفاوتی صورت گرفته؛ برخی ترجیح دادند با مجوز وزارت علوم و بهداشت این ایام را به صورت مجازی آموزش دهند و برخی دیگر مثل دانشگاه تهران، شریف یا امیرکبیر هم آموزش حضوری را انتخاب کردند و از روز گذشته روند برگزاری کلاسها را با حضور دانشجویان آغاز کردند. نخستین حضور دانشجویان در دانشگاه بعد وقایع تلخ دیماه 1404 و نزدیکی به زمان چهلم شهدای این واقعه موجب تا در همین روزهای ابتدایی بسیاری از تشکلهای دانشجویی برنامههای مختلفی را تدارک ببینند. مثل بسیج دانشگاه شریف که قرار بود روز گذشته میزبان تنی چند از خانواده شهدای وقایع تروریستی 18 و 19 دیماه باشد؛ اما به واسطه اتفاقاتی عجیب در فضای این دانشگاه این برنامه تحتشعاع قرار گرفت.
پرده اول؛ تجمع سکوت!
حوالی ساعت 12 نزدیک به 200 تن از دانشجویان دانشگاه شریف در محوطه میان ساختمان ابنسینا و ساختمان امور تغذیه جمع شدهاند. سکوت بر فضا حاکم است. پخش صدای موسیقی که گویا توسط معاونت فرهنگی دانشگاه به همین مناسبت آغاز شده به خواست دانشجویان قطع میشود. برخی از افراد حاضر تصاویری از شهدا و درگذشتگان وقایع اخیر هم در دست دارند. کمی بعدتر قرار است پس از اقامه نماز ظهر و عصر مراسم بزرگداشت چهلم شهدای حوادث دیماه در مسجد دانشگاه برگزار شود؛ ناگهان فضا دانشگاه تغییر میکند.
پرده دوم؛ با صدای اذان ورق برگشت!
ساعت کمی از 12 گذشته که صدای اذان در حیاط دانشگاه طنینانداز میشود. برخی از افراد حاضر در تجمعی که به بهانه پاسداشت خون جوانان مظلوم ایران آغاز شده بود، همزمان با نوای اذان، شروع به دست زدن، سوت کشیدن و سروصدا میکنند. در فاصله کوتاهی تجمع سکوت تبدیل به بستری رادیکال برای طرح شعارهایی میشود که هیچ سنخیتی با بهانه اولیه جمع شدن دانشجویان ندارد.
مسئله عزاداری نبود
یکی از دانشجویان دانشگاه شریف به خبرنگار «فرهیختگان» میگوید: «مسئله برخی افراد حاضر در این تجمع شهدا نبود. از همان ابتدا کار را با توهین شروع کردند و با شعار سیاسی ادامه دادند.» او میگوید: «این اقلیت به دنبال نوعی انحصارطلبی در عزاداری بودند! گویی فقط آنها اجازه دارند برای یک عده خاص عزادار باشند و دیگر دانشجویان چنین اجازهای ندارد؛ درحالیکه کسانی که در این وقایع از دست رفتند همه عزیزان ما بودند.»
پرده سوم؛ عبور از خشونت کلامی به درگیری فیزیکی
جماعت سکوت که حالا با شعارهای تند سعی بر بههمزدن جو دانشگاه داشتند حرکت بهسمت سردر را آغاز میکنند. اگرچه حرکت اقلیت مورد حمایت هم قرار نمیگیرد و تغییر خاصی در جمعیت آنها رخ نمیدهد، اما تقابل دو نگاه در نزدیکی سردر دانشگاه اتفاقات باورنکردنی در دانشگاه شریف رقم میزند. کار از خشونت کلامی گذشته و قفل مرحله جدیدی در تجمعات دانشجویی برای اقلیت تندرو باز میشود؛ پرتاب سنگ و بطری و در نهایت خودنمایی با چاقو! تصاویر مخابره شده از مواجهه اقلیت به ظاهر عزادار تداعیکننده نوعی از همان رفتاری است که 18 و 19 دی در خیابانهای تهران و برخی شهرهای دیگر ایران رقم خورد؛ با ابعاد کوچکتر! افرادی که گوششان بدهکار هیچ حرفی نیست و در برابر کلمه از سنگ و ابزار درگیری استفاده میکنند تا جایی که تعداد از دانشجویان دانشگاه مجروح میشوند و کار دو نفر هم به بیمارستان میکشد. در اطراف محل تجمع هم تکههایی از تصاویر جانباختگان وقایع دیماه دیده میشود.
با کار غیرقانونی برخورد میکنیم
رسانه دانشجویی دانشگاه شریف از حضور 10- 15 نفر از استادان شریفی در میان دانشجویان خبر میدهد. همزمان مسعود تجریشی هم به جمع دانشجویان آمده تا با گفتوگو فضا را آرام کند. او در جمع دانشجویان میگوید: «ما میخواهیم نشان دهیم که میتوانیم در داخل دانشگاه مدیریت کنیم. کسی که کار غیرقانونی کند با او برخورد کنیم. میتوانستیم کاری کنیم که دانشگاه کاملاً مجازی باشد؛ دشمن این را میخواهد. چرا میخواهد؟ دانشگاه کارش چیست؟ آموزش و پژوهش است.» رئیس دانشگاه شریف در جمع دانشجویان گریزی هم به حضور ناو آمریکایی در خلیجفارس میزند و ادامه میدهد: «میخواهیم نشان بدهیم کار عادی دارد پیش میرود و اتفاقی نیفتاده است. ما سر کلاس میرویم. در زمان جنگ عراق هم دانشگاه را تعطیل نکردیم؛ الان به مراتب قویتر از آن موقع هستیم.» او ادامه میدهد: «این را چه زمانی ما میتوانیم بگوییم؟ زمانی که بگوییم میتوانیم دانشگاهمان را حفظ بکنیم، امور مملکتمان را بچرخانیم و هیچ ترسی هم نداریم. اگر کسی بخواهد مخالفت کند، از بابت منطق با او برخورد میکنیم. باید نشان دهیم که انسانهای منطقی هستیم، میتوانیم آزادی را تحمل کنیم و میتوانیم برخورد درست داشته باشیم.»
قاتل این جانهای شریف که بود؟
فضا که کمی آرامتر میشود دانشجویان حاضر در مقابل سردر دانشگاه مواضع خودشان را به صورت صریح اعلام میکنند. یکی از دانشجویان میگوید: «امروز عدهای اسم کسی را صدا میزنند که در کنار نخستوزیر آدمکش و رژیم صهیونیستی نشسته است، هدفشان تجزیه ایران است و در کنار کسی نشسته که دستش به خون مردم ایران آلوده است.» واکنش او به شعارهایی است که چند دقیقه قبلتر از سوی دیگر فریاد زده میشد. این دانشجو در ادامه با بیان اینکه ملت ایران یکبار پهلوی را پسزده است، تصریح میکند: «ملت ایران یکبار این افراد وابسته به رژیم صهیونیستی و آمریکا را رد کرده و هیچگاه اجازه نخواهد داد پای این افراد به کشور باز شود.» صحبتهای او با همراهی دانشجویان همراه میشود. او ادامه میدهد: «ما در مسجد مراسم عزاداری داشتیم؛ و همه شاهد بودند که خانواده شهدا حضور داشتند؛ اما به دلیل روش زشت و توهینآمیزی که عدهای در پیش گرفته بودند، نه شبیه عزاداری بود و نه شعارها در شأن مراسم عزاداری بود؛ بلکه حمایت از قاتلان و آدمکشهایی بود که در همین ششماه گذشته به این کشور حمله کردهاند. میگویند قاتل! قاتل چه کسی است؟ آن کسی که گفت به فرمانداریها حمله کنید! به مراکز دولتی حمله کنید! آن کسی که گفت به مساجد حمله کنید چه کسی بود؟ آن کسی که گفت مراکز حکومتی را آتش بزنید و تصاویر آن را پخش کرد چه کسی بود؟» دانشجویان با شعار مرگ بر وطنفروش خائن، مهر تأییدی از حرفهای او میزنند. ساعت حوالی 17؛ جمعیت به اصطلاح عزادار و خشن پس موج دیگری از سردادن شعارهای هتاکانه و درگیریهای لفظی کمتر و کمتر میشود. شریف روز عجیب دیگری را به غروب میسپارد. روزی که عدهای مدعی به اسم یادبود و عزاداری، در برابر اذان حرمتشکنی کردند و پاسخ کلمه را با سنگ دادند؛ آن هم در محیطی که باید الگوی آزاداندیشی جامعه باشد.