
نخستین نشست «هیئت صلح» که فعلاً بر مسئله غزه تمرکز دارد، اواخر هفته گذشته در واشنگتن پایتخت آمریکا برگزار شد. ریاست این جلسه را دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا برعهده داشت و حدود 35 کشور از جمله اندونزی، بحرین، کوزوو و آلبانی در آن حضور یافتند. نشست در سطح رهبران برگزار شد که رؤسایجمهور و نخستوزیران را در بر میگرفت، اما برخی همانند ترکیه در سطح وزیر خارجه شرکت کرده بودند. این نشست، پس از اجلاسی که اوایل پاییز در شرمالشیخ مصر برای حلوفصل قضیه غزه برگزار شد، دومین گردهمایی با حضور ترامپ در این رابطه است. برگزاری دو نشست پرسروصدا در این باره که در اولی اتفاق خاصی رخ نداد و در دومی پیشبینیها چیزی فراتر را نشان نمیدهد، تمایل ترامپ برای استفاده شخصی و نمایش را برملا میکند. او به این بهانه رهبران کشورها را جمع کرده، پولی از آنها میگیرد و در سخنرانیها از خود تمجید کرده و تمجید میشنود.
اهداف ترامپ
در این بخش اهداف ترامپ از تشکیل هیئت صلح مورد بررسی قرار گرفته است.
1- کیش شخصیت و شخصیسازی روابط
برای ترامپ تمجید از اقدامات و شخصیتش اهمیت بالایی دارد. راستهای افراطی بهطورکلی با کیش شخصیتی رهبران شناخته شده و به آن اتکا دارند. ترامپ که یک رهبر عوامفریب یا همان پوپولیست راست افراطی است، به تمجیدها برای حفظ پیروانش نیاز دارد. در این میان تمایل ترامپ برای تمجید از وی هم اهمیت دارد. مسئله دیگر، تلاش ترامپ برای شخصیسازی روابط با دولتهاست. او گرچه کیش شخصیت دارد، اما بهعمد تلاش میکند تا این قضیه را عمیق نشان دهد تا دولتها طی مسابقه تملق، امتیازات بیشتری به وی بدهند.
2- تهدید کارکرد سازمان ملل
ترامپ قصد تضعیف سازمان ملل متحد را دارد. شاید هدف نهایی رئیسجمهور ترامپ در قضیه سازمان ملل، همان کاری باشد که در برابر ناتو انجام داد. او ادعا میکرد بیشتر بودجه ناتو را آمریکا تأمین میکند، اما کشورهای عضو ضمن بهرهبردن از امنیت مجانی که این کشور برای آنها فراهم میکند، از واشنگتن پیروی کاملی ندارند. ترامپ معتقد است سازمان ملل در رویهای مشابه، سهم قابلتوجهی از بودجه خود را از آمریکا دریافت میکند، اما به محلی برای به چالش کشیدن این کشور و تأمین منافع رقبایش تبدیل شده است.
3- تأمین هزینههای مالی اداره و بازسازی غزه
هزینه آواربرداری و بازسازی غزه بین 50 تا 80 میلیارد دلار تخمین زده شده است. از نظر زمانی 5 سال تا 16 سال به عنوان بازههای حداقلی برای تکمیل بازسازی عنوان شدهاند.
به دلیل پیچیدگی آواربرداری که شامل یافتن اجساد، صافکردن منطقه و حلوفصل مکان امحای نخالههای ساختمانی باقی است، علاوه بر تأمین بودجه، مدیریت روند اهمیت بسیار زیادی دارد. همزمان با بازسازی نهایی که مستلزم احداث آپارتمانها و تأسیسات است، برای رسیدگی به وضعیت کنونی ساکنان غزه، تأسیسات موقتی باید ایجاد گردد. بخش بعدی پیچیدگیها مربوط به مسائل سیاسی و نظامی است؛ زیرا دشوار است که غزه در بازه ۵ساله یا ۱۶ساله، دورهای از تشدید تنشها را تجربه نکند. چنین دورههایی از تنش میتوانند در پروژه اختلال ایجاد کرده و یا آن را برای مدتزمان طولانی متوقف کند. دولتهایی که هزینه بازسازی را تقبل میکنند، میگویند اگر رژیم صهیونیستی در ازای تخریبگری خود پاسخگو نباشد و هزینه مالی نپردازد، تضمینی وجود نخواهد داشت تا دست به تخریب مجدد نزند.
بااینحال هدف اصلی آمریکا، مبرا کردن خود و رژیم صهیونیستی از پرداخت چنین هزینههایی است. رژیم صهیونیستی بر اساس برخی تخمینها، در جنگ 70 تا 90 میلیارد دلار به طور مستقیم و غیرمستقیم خسارت دیده و اگر بخواهد غزه را بازسازی کند، این مقدار دوبرابر خواهد شد. عدم بازسازی غزه نیز معایب خود را دارد، زیرا تداوم بیثباتی و مشکلات معیشتی در آن میتواند به پیشران چرخه دیگری از تنشها منجر گردد که منشأ آن لزوماً غزه نبوده و فشارهایی از سراسر منطقه وارد میگردد. آمریکا و رژیم صهیونیستی یک تجربه تاریخی دارند. آنها در دهه 1990 میلادی با تأسیس تشکیلات خودگردان، از تأمین تمام هزینههای مناطق اشغالی کرانه باختری و غزه شانه خالی کردند؛ با این وجود در آن دوره، راستها مخالف ارائه حداقلی از استقلال به فلسطینیها بودند و امروزه که اکثریت را در دست دارند، نظراتشان همانگونه است.
4- تأمین نیروی امنیتی برای کنترل غزه
آمریکا و رژیم صهیونیستی در برکناری حماس از حکومت غزه متفقالقول بوده و از آن کوتاه نمیآیند. تحقق این هدف حتی در شکل نسبی، نیازمند استقرار نظامی در غزه است؛ نسبی بودن تحقق هدف از آن روست که در شرایط اشغال بخش اعظم غزه توسط رژیم، این حماس بود که همچنان حکومت را در دست داشت. طبق بررسیها، کنترل مستقیم امنیتی رژیم صهیونیستی بر غزه که از نظر حقوقی «اشغال» تلقی شده و دارای مشکلات حقوق بشری است، از نظر نظامی به 5 لشکر و از نظر مالی به سالانه 5 میلیارد و 500 میلیون دلار بودجه نیاز دارد. هر لشکر بین 10 تا 15 هزار نیرو دارد که حداقل 50 و حداکثر 75 هزار سرباز را دربرمیگیرد. اختصاص بخش بزرگی از ارتش به غزه، باعث کمبود نیرو در باقی جبههها و مشکلات امنیتی در مرز با لبنان، اردن و مناطق جنوبی میشود. ازسویدیگر افزایش نیاز به سربازگیری، با به میان کشیدن ضرورت خدمت نظامی قشر مذهبی حریدی که تاکنون از ارائه خدمت اجباری معاف بوده، به معضلات اجتماعی و سیاسی دامن میزند؛ حریدیها برای تصویب و اجرایی نشدن قانون سربازی خود تجمعاتی برگزار کرده و احزاب وابسته به آنها، برای تهدید دولت را ترک کردهاند. ازسویدیگر حضور نظامی صهیونیستها در غزه، به معنای کنترل امنیتی غزه نبوده و ادامه جنگ تلقی خواهد شد؛ چنین روندی به معنای ادامه داستان کشته و زخمیشدن نظامیان صهیونیست است. ترامپ قصد دارد با ایجاد هیئت صلح، بار تمام این هزینهها و مشکلات را ابتدا از روی دوش رژیم صهیونیستی و سپس آمریکا بردارد. هدف دیگر، امتحان شانس برای درگیرسازی مقاومت غزه با دولتهای خارجی است که نیروهای خود را برای تأمین امنیت اعزام میکنند. ترامپ میداند در این صورت فلسطینیها در دوراهی قرار میگیرند؛ اگر در برابر حضور و فعالیت نیروهای خارجی اقدامی نکنند، این به معنای تصرف غزه خواهد بود و اگر با آنها سرشاخ شوند، احتمال دارد منازعه آنها حالتی جهانی بگیرد.
5- شکل دیگری از پیمان ابراهیم
پیمان ابراهیم اهدافی داشت از جمله گشایش تجارت برای رژیم صهیونیستی، تأمین چتر اتمی برای کشورهای منطقه جهت جلوگیری از حرکت مستقل آنها به سمت سلاح هستهای و فشار بر ایران تا برای محاصره آن یک ناتوی منطقهای شکل گیرد. هیئت صلح غزه، احتمال دارد نسخه دیگری از پیمان ابراهیم باشد. مهم آنکه ترامپ خواهان همراهی ایران در این مسیر شده است. رئیسجمهور آمریکا در نخستین جلسه این هیئت گفت: «اکنون زمان آن رسیده است که ایران در مسیری که کار ما را تکمیل میکند، به ما بپیوندد. اگر به ما بپیوندند، عالی خواهد بود. اگر به ما نپیوندند، آن هم عالی خواهد بود. اما مسیر بسیار متفاوتی خواهد بود. آنها نمیتوانند به تهدید ثبات کل منطقه ادامه دهند.»پیشازاین، «استیو ویتکاف» رئیس هیئت مذاکرهکننده آمریکا در جریان گفتوگو و ارتباط با مقامات ایرانی، به آنها تأکید کرده بود در برخی موارد باید نظر موافق رژیم صهیونیستی را جلب کنند؛ سخنی که تلاشی برای سوقدادن تهران به گفتوگو با تلآویو بود. بعضی از کارشناسان، هدف فشارهای حداکثری ترامپ را گنجاندن ایران در این طرح و یا از میان برداشتن موانعش دراینخصوص ارزیابی میکنند. فراتر از ایران که در تقابل با هرگونه طرح عادیسازی قرار دارد، برای تعدادی از دولتهای متمایل به این اقدام، پیوستن به طرحی با مختصات صلح ابراهیم دشوار بود؛ ازاینرو آمریکا به سمت طراحی یک مدل نرمتر متمایل گشت.
6- سرکیسه کردن دولتها
دولتها برای عضویت بیشتر از سه سال در هیئت صلح باید یک میلیارد دلار پرداخت کنند. مشخص نیست این مبلغ، برای تمدید اولیه است و یا قرار است این عدد هرسال اخذ گردد. درهرصورت، هیئت صلح اگر شکل ساختاری بیابد، محلی برای کسب درآمد توسط ترامپ و آمریکا خواهد بود.
نکات
1- همان کشورهای همیشگی، کمی بیشتر
همیشه هیئتی از دولتهای منطقهای شامل مصر و اردن در گفتوگوها بر سر فلسطین حضور داشتهاند که حضورشان به این مسئله مرتبط بوده است، اما حضور دولتهایی که ترامپ آنها را گردهم آورده، برای قضیه فلسطین بیمعناست.
2- دولتهایی که ورود سیاستمداران و مردمشان محدوده شده
هیئت بلاروس علیرغم دریافت دعوتنامه و برنامهریزی برای حضور، ویزا دریافت نکردند. حضور اسامی تعدادی از این کشورها در هیئت صلح، دستمایه طنز شده است. «اَبی فیلیپ»، مجری مطرح شبکه سیانان با طعنه به اعضای هیئت صلح گفته است: «نیمی از کشورهایی که نامشان را در آن فهرست میبینید، شهروندانشان اساساً اجازه ورود به ایالات متحده را ندارند. ما آن کشورها را تا این حد غیرقابلاعتماد و پرریسک تشخیص دادهایم که حتی به شهروندانشان ویزا هم نمیدهیم؛ اما بااینحال در یک هیئت صلح عضویت دارند؟»
3- اثر واقعی ندارد
تشکیل هیئت صلح برای اداره غزه واقعیتها را تغییر نمیدهد. روزنامه گاردین اخیراً گزارش کرده که بررسی اسناد و مدارک بهدستآمده نشان میدهد «دولت ترامپ در حال برنامهریزی برای ساخت یک پایگاه نظامی در غزه است که ظرفیت استقرار 5 هزار سرباز را خواهد داشت.» اداره کامل غزه با 5 هزار نظامی خارجی از ملیتهای مختلف امری محال است. زمانی که رژیم صهیونیستی با دهها هزار سرباز، هزاران خودرو زرهی و بمبارانهای ساعتی میدانست مدیریت محمولههای غذای وارد شده به غزه در اختیار حماس است، آشکار است که هراقدام هیئت صلح نمیتواند از دایره مدیریت حماس خارج باشد.