تاریخ : ۱۲:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۲
کد خبر : 225245
سرویس خبری : ورزش

استقلال محله برو بیا!

چرخش روی نیمکت؛ یک سال، چند تصمیم؟

استقلال محله برو بیا!

در این مدت، نام‌هایی که کنار نیمکت استقلال آمده یا مطرح شده‌اند، کم نیستند: بختیاری‌زاده، موسیمانه، بختیاری‌زاده، نوازی، بوژوویچ، جباری، ساپینتو و حالا دوباره نام بختیاری‌زاده که در حد گمانه‌زنی و شایعه مطرح است.

محمد سرشته‌داری؛ فرهیختگان: از روزی که علی تاجرنیا به‌عنوان نماینده تام‌الاختیار، سرپرست مدیرعاملی و رئیس هیئت‌مدیره کارش را در استقلال آغاز کرد، زمان زیادی نگذشته؛ حدود یک سال. با این حال، نیمکت استقلال در همین بازه کوتاه، بیش از آنچه انتظار می‌رفت، دستخوش تغییر شده است؛ تغییری که حالا خودش تبدیل به یک نشانه شده است.

در این مدت، نام‌هایی که کنار نیمکت استقلال آمده یا مطرح شده‌اند، کم نیستند: بختیاری‌زاده، موسیمانه، بختیاری‌زاده، نوازی، بوژوویچ، جباری، ساپینتو و حالا دوباره نام بختیاری‌زاده که در حد گمانه‌زنی و شایعه مطرح است.  

برخی رفتند، برخی ماندند، بعضی سرمربی بودند، بعضی موقت و بعضی فقط گزینه؛ اما حاصل نهایی، یک چیز است: گردش مداوم تصمیم. این گردش به نوعی در انتخاب مدیرعامل هم دیده می‌شود تا جایی که تاجر نیا ای برگه استعفای نظری را امضا کرد اما حالا می‌کوشد دوباره او را مدیرعامل کند. و جالب‌تر اینکه همین امروز دوباره همان کسانی که سهراب بختیاری زاده را برکنار کردند دوباره او را کاندید کرده اند! 

اینجا بحث بر سر کیفیت یا سابقه مربیان نیست. مسئله، تعداد تغییرات در بازه‌ای کوتاه است؛ آن هم در باشگاهی که مدعی قهرمانی و ثبات فنی است. وقتی نیمکت، چنین رفت‌وآمدی را تجربه می‌کند، سؤال از جای دیگری مطرح می‌شود: استراتژی فنی کجاست؟

در ساختار رسمی استقلال، چیزی به نام «کمیته فنی» وجود دارد؛ حداقل روی کاغذ.   اگر این کمیته واقعاً فعال است و نقش کارشناسی دارد، طبیعی است که مسئولیت این حجم از تغییرات هم متوجه همان ساختار باشد. اگر هم نقشی ندارد، خودِ این بی‌نقشی، مسئله‌ای جدی‌تر است. در فوتبال حرفه‌ای، تغییر مربی باید آخرین حلقه تصمیم باشد، نه اولین واکنش.

نمی‌شود از پروژه فنی حرف زد، اما هر چند ماه یک‌بار، فرمان را به دست راننده‌ای تازه سپرد.   نمی‌شود از برنامه میان‌مدت گفت، اما مسیر را با تصمیم‌های مقطعی اصلاح کرد.   استقلال در این یک سال، بیش از هر چیز، درگیر همین تناقض بوده است.

این نوشته قصد تخریب ندارد و قرار نیست کسی را به دیوار بکوبد  اما واقعیت این است که وقتی در مدت کوتاه، این تعداد تغییر روی نیمکت رخ می‌دهد، افکار عمومی به‌جای مربی‌ها، سراغ ساختار تصمیم‌گیری می‌رود؛ جایی بالاتر از نیمکت. حتی اگر امروز سهراب بختیاری‌زاده فقط یک گزینه و یک شایعه باشد، همین تکرار نام‌ها، خودش یک پیام دارد؛ پیامی درباره چرخه‌ای که هنوز به نقطه ثبات نرسیده است.

استقلال در این یک سال، دنبال مربی بوده یا دنبال مسیر؟   اگر مسیر مشخص است، این همه چرخش چرا؟   و اگر مسیر مشخص نیست، مسئول تعریف آن دقیقاً کجاست؟ سؤال‌ها  طبیعی‌اند، وقتی نیمکت یک تیم بزرگ، این‌قدر شلوغ می‌شود و استقلال تبدیل می‌شود به محله برو بیا!