
هفته گذشته از دادههای بیش از ۸۳۰۰ تراکنش به ارزش بیش از 5.2 میلیارد دلار نوشتیم که براساس آخرین گزارشهای وزارت آموزش آمریکا، دانشگاههای این کشور را شارژ کرده است. دانشگاههایی که از کمکهای مالی فدرال استفاده میکنند موظفند هر ساله کمکها و قراردادهای خارجی با ارزش ۲۵۰ هزار دلار یا بیشتر را به وزارت آموزش گزارش دهند؛ اطلاعاتی که به صورت عمومی منتشر میشود. اما یکی از نقاط قابل توجهی که در روزهای اخیر برخی رسانههای آمریکایی هم به آن پرداختند نخستین کشور سرمایهگذار یا حامی دانشگاههای این کشور یعنی قطر است. در فهرست بزرگترین تأمینکنندگان مالی دانشگاههای آمریکا ابتدا نام قطر با 1.1 میلیارد دلار به چشم میخورد، پس از آن انگلیس با 633 میلیون دلار، چین با 528 میلیون دلار، سوئیس با 451 و ژاپن با 374 میلیون دلار قرار گرفتهاند.
چرا قطر؟
همسایه جنوبی ایران با جمعیتی حدود سه میلیون نفر معادل جمعیت شهر شیکاگو، هماندازه ایالات کنتیکت با تولید ناخالص داخلی کمتر از ایالت ایلینوی یا پنسیلوانیا آمریکا، اکنون با اختلافی قابل توجه بزرگترین تأمینکننده مالی آموزش عالی آمریکا در جهان است؛ دو برابر چین (دومین اقتصاد بزرگ جهان)، دو برابر انگلیس با آن سوابق دیرینه علمی و چهار برابر عربستان. اعداد و ارقامی که قطر را از هر نظر متفاوت کرده؛ چراکه از نظر سرانه، قطر چندین برابر سایر کشورها در آموزش عالی آمریکا سرمایهگذاری کرده است.
1.1 میلیارد دلار کجا هزینه میشود؟
دادههای سال ۲۰۲۵ وزارت آموزش آمریکا جزئیات کاملی را از دریافتکنندگان نشان نمیدهد؛ اما گزارشهای قبلی نشان میدهد بخش عمدهای از این منابع به چه بخشهایی اختصاص مییابد.
دانشگاه کارنگی ملون در سال ۲۰۲۵ نزدیک به یک میلیارد دلار منابع خارجی دریافت کرده که بیشترین میزان در میان دانشگاههای آمریکاست. کارشناسان معتقدند بخش بزرگی از این رقم به احتمال زیاد از قطر تأمین شده است، زیرا این کشور هزینه کامل پردیس کارنگی ملون در دوحه را پرداخت میکند. پردیس کارنگی ملون قطر که در سال ۲۰۰۴ تأسیس شده، در رشتههایی مانند علوم کامپیوتر، مدیریت کسبوکار، سیستمهای اطلاعاتی و علوم زیستی برنامههای آموزشی ارائه میدهد. این پردیس بهطور کامل توسط بنیاد قطر، یک نهاد دولتی به ریاست مادر امیر این کشور، تأمین مالی میشود. دانشگاه نورثوسترن (پردیس دوحه - حوزه روزنامهنگاری و ارتباطات)، دانشگاه جورجتاون (پردیس امور بینالملل)، دانشگاه تگزاس A&M (حوزه مهندسی)، دانشکده پزشکی ویل کورنل قطر و دانشگاه ویرجینیا کامنولث که سابق بر این در قطر پردیس فعالی داشته عمده دریافتکنندگان این بودجه به حساب میآیند.
قطر چه به دست میآورد؟
کارشناسان حوزه آموزش عالی میگویند آن روی چنین سرمایهگذاری عظیم، منافع متعددی برای قطر به همراه دارد. قطر بدون ایجاد کامل زیرساختهای دانشگاهی داخلی، آموزش باکیفیت جهانی را در داخل کشور فراهم میکند و با حضور دانشگاههای آمریکایی تصویری مدرن از قطر در جهان میسازد. البته این همه ماجرا نیست؛ همین وابستگی میتواند بهطور غیرمستقیم بر موضوعات آموزشی، پژوهشی و انتشار علمی اثر بگذارد، شبکهای از ارتباطات با استادان، پژوهشگران و مدیران دانشگاهی ایجاد کند و قدرت نرم آن را تقویت کند. به نظر میرسد قطریها از طریق این سرمایهگذاری کلان به دنبال نفوذ، دسترسی، اعتبار بینالمللی و توسعه ظرفیت علمی هستند.
بررسیها نشان میدهد منابع مالی قطر در رشتههایی متمرکز است که بر سیاستگذاری، افکار عمومی و تربیت نخبگان اثر میگذارد از جمله روزنامهنگاری و ارتباطات، روابط بینالملل و سیاستگذاری عمومی، مهندسی و فناوری، پزشکی و مدیریت و سامانههای اطلاعاتی. انتخابهایی که تصادفی نیستند؛ بلکه همراستا با منافع ملی قطر طراحی شدهاند و در عین حال پیوندهایی عمیق با مؤسسات خاص آمریکایی ایجاد میکنند.
رقابت شیوخ عرب برای خرید اعتبار!
البته قطر تنها کشور حاشیه خلیجفارس نیست که در دانشگاههای آمریکا سرمایهگذاری میکند. عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ مبلغ ۲۸۵ میلیون دلار به مؤسسات آمریکایی اختصاص داده است. امارات متحده عربی نیز از دانشگاههای آمریکایی حمایت مالی میکند؛ هرچند ارقام دقیق سال ۲۰۲۵ در گزارش وزارت آموزش منتشر نشده است. دانشگاه نیویورک پردیس «NYU ابوظبی» را اداره میکند؛ ساختاری مشابه پردیسهای کارنگی ملون قطر و نورثوسترن قطر.
کشورهای خلیجفارس عملاً در حال رقابت برای خرید پرستیژ، نفوذ و ظرفیت از طریق مشارکت با دانشگاههای آمریکاییاند. هر یک میخواهند مؤسسات نخبه آمریکایی را در خاک خود داشته باشد تا روند نوسازی را تثبیت و آموزشی در سطح جهانی ارائه کنند. رقابتی که در مجموع به سود دانشگاههای آمریکایی تمام میشود؛ کشورهای خلیجفارس برای جذب مشارکت نهادی با یکدیگر رقابت میکنند و سطح منابع مالی پیشنهادی را بالا میبرند!
البته برخی کارشناسان آمریکایی هم با طرح این سؤال که آیا دانشگاههای آمریکایی باید همچون کالایی تجاری به بالاترین پیشنهاددهنده خارجی واگذار شوند؟ نسبت به آینده چنین روندی هشدار دادهاند. آنها معتقدند پیامد تأمین مالی برای دانشگاهی مثل «کارنگی ملون» را در چند بعد میتوان بررسی کرد:
وابستگی مالی: قطر سالانه صدها میلیون دلار برای اداره کارنگی ملون قطر پرداخت میکند. این یک منبع مکمل نیست؛ شرط بقای پردیس است. بدون این منابع، پردیس فوراً تعطیل میشود.
اولویتهای نهادی: هنگامی که یک دولت خارجی نزدیک به یک میلیارد دلار تأمین میکند، مدیران دانشگاه ناگزیرند آن رابطه را در تصمیمگیریهای راهبردی لحاظ کنند. تنش با قطر میتواند به معنای از دست دادن صدها میلیون دلار باشد.
ریسک اعتباری: نام و برند کارنگی ملون اکنون با قطر گره خورده است. هر بحران سیاسی یا حقوق بشری مرتبط با قطر، بهطور غیرمستقیم بر این دانشگاه نیز اثر میگذارد.
پرسشهای حکمرانی: از نظر حقوقی، کارنگی ملون قطر تابع ساختار حکمرانی پیتسبورگ است؛ اما در عمل، تأمینکننده مالی درباره بقا یا عدم بقای پردیس تصمیم میگیرد.
چالشهای هیئت علمی و دانشجویی: اعضای هیئت علمی آمریکایی در چهارچوب قوانین و هنجارهای اجتماعی قطر فعالیت میکنند؛ محیطی متفاوت با پیتسبورگ. دانشجویان نیز مدرکی از همان دانشگاه دریافت میکنند، اما در بستری متفاوت، محدودتر و وابسته به منابع دولتی تحصیل کردهاند.
کارشناسان آمریکایی میگویند با وجود الزامات افشای فدرال، ابهامهای قابل توجهی وجود دارد. این خلأ شفافیت، ارزیابی دقیق این پرسش را دشوار میسازد که آیا منابع مالی قطر در نهایت در خدمت منافع آمریکاست، استقلال علمی را تضعیف میکند، یا آسیبپذیریهایی ایجاد میکند که در آینده قابل بهرهبرداری باشند؟