
فرهیختگان: بعد از باخت سنگین به الوصل، باخت خانگی به المحرق و صعود سخت از مرحله گروهی در روز آخر، استقلال رفت و برگشت به الحسین هم باخت تا فاجعه آسیایی آبیها تکمیل شود. البته مهمتر از اینها، امضای ساپینتو است که پای حذف تیمش در امّان دیده میشود. حالا چرا؟ از ترکیب تا تغییر باید از کادرفنی استقلال سوال پرسید.
گودرزی تا ماههای اخیر یکی از بازیکنان ثابت استقلال بود، حداقل کیفیت بالاتری نسبت به ابوالفضل جلالی داشت، اما وقتی در نیمفصل دوم بحث به جدایی جلالی رسید، به یکباره گودرزی به نیمکت پیچومهره شد تا جلالی رفت و برگشت یکی از ضعیفترین بازیکنان استقلال برابر الحسین شود. با این تصمیم، سمت چپ تیم ساپینتو با اصرای روی یک انتخاب غلط، تبدیل به پاشنه آشیل تیمش شد و در خط دفاعی و فاز انتقال تیم به چالش خورد.
موسی جنپو پس از حدود ۱۶۰ روز دوری از ترکیب فیکس، بدونآنکه پل تدریجی برای بازگشتش تعریف شود، مستقیماً فیکس شد. او برابر الحسین هم آنقدر که زمین را لمس کرد، لمس توپ نداشت و مشخص نیست چرا این دلارها برای او خرج شده. بازیکنی که ریتم مسابقه را چند هفته تجربه نکرده، معمولاً یا محتاط بازی میکند یا از جریان عقب میماند؛ همین هم شد.
استقلال در اردن چه میخواست؟ سعید سحرخیزان نیمکتنشین شد تا نازون فیکس بازی کند. با این تغییر نهتنها قدرت پرس تیم از بین رفت بلکه زور تیم هم کم شد و دوباره بار تهاجمی به دوش آسانی افتاد. او از ۲ گل باید بیشتر میزد؟ تکایده بودن تیم ساپینتو با مهرههای اشتباه هزینه سنگینی برای استقلال داشت.
اما شاید مهمتر از ترکیب اولیه، مدیریت بازی بود. وقتی مشخص شد ریتم تیم بههم خورده، انتظار میرفت نیمکت زودتر دست به کار شود. تعویضها اما زمانی انجام شد که انرژی از دست رفته و حریف به تعادل رسید. در فوتبال امروز، تعویض ابزار مدیریت است؛ نه صرفاً واکنش به اتفاقات. استقلال اما واکنشی عمل کرد، نه پیشدستانه. ساپینتو دیر تعویض میکند و این جان تیم را میگیرد.
از سوی دیگر اگر قرار بود به ترکیب بازنده دست زده شود، چرا گزینههای کمریسکتر در اولویت نبودند؟ بازیکنانی مثل آدان، سحرخیزان و کوشکی آمادهتر نبودند؟ چرا بازگشتهای طولانیمدت و فرمهای نامطمئن، مبنای تصمیم شدند؟ همه اینها سوالاتی است که ساپینتو باید جواب دهد.