
در میانه جنگ همهجانبه دشمن علیه مردم ایران، القای ناکارآمدی و ایجاد احساس بیدولتی، یکی از اصلیترین مؤلفههایی است که برای تضعیف ایران به کار گرفته شده است. باور به اینکه عملاً دولتی وجود ندارد و اقدامی انجام نمیدهد آنهم در میانه یک جنگ تمامعیار اقتصادی، بهتنهایی برای عصبانی یا ناامید کردن مردم کافی است، اما اگر عملکرد دولت و شخص رئیسجمهور را از روز سیزدهم جنگ تاکنون مرور کنیم، میتوان ادعا کرد که دولت و شخص رئیسجمهور، درست در بزنگاههایی که دشمنان ایران به دنبال سوءاستفاده بودند، بهخوبی عمل کردند و علاوه بر آنکه بهانهها را از دست دشمن گرفتند تا جای ممکن از ایجاد شکاف، قطبیسازی و چنددستگی در جامعه جلوگیری کردند و از همه مهمتر آنکه به گفتوگو با مردم و بیان مشکلات آنها اصالت دادند و برای آن اولویت قائل شدند.
ترمیم شکاف میان مردم و مسئولان با ورود رئیسجمهور
ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان، کارویژهای است که در چند سال اخیر، بازوان رسانهای موساد آن را دنبال کردند. البته برخی کژکاردکردیها نیز به این پروژه برساخت شده دامن زده است. شاید برای حل مسائل و مشکلاتی که پیش روی کشور قرار دارد، نتوان یک راهحل تکخطی ارائه کرد؛ چراکه حل برخی مشکلات معیشتی و اقتصادی نیازمند گذر زمان است، اما عموماً اقدام سریعی که دولتها میتوانند انجام دهند، گفتوگو و تشریح مشکلات برای مردم است. اقدامی که در برخی دولتها نهتنها انجام نشده، بلکه درست عکس آن عمل شد و زمینه عصبانی کردن مردم را فراهم کرده است. این گزاره قابلانکار نیست که گفتوگو و پذیرش خطا و اشتباهها تغییری در اصل موضوع ایجاد نمیکند، اما این پیام را به افکار عمومی منتقل میکند که در برخی نقصهای عملکردی، تعمدی در کار نبوده و از همه مهمتر آنکه دولت آگاه است که برخی از نقصها چه فشار و نارضایتی را برای مردم ایجاد کرده است. این امر بهخودیخود احساس مثبتی به افکار عمومی منتقل میکند. سخنرانی رئیسجمهور در روز 22 بهمنماه، حاوی چنین پیامی برای افکار عمومی بود. رئیسجمهور در بخشی از صحبتهای خود اشاره کرد: «با رسانههایی که در اختیار دارند و با قدرتهای تهاجمی که میتوانند انجام دهند، ذهنیت جوانان ما را مغشوش میکنند. من بهعنوان مسئول دولت بهخاطر نارساییها و کمبودهایی که وجود دارد از ملت شریف، عذرخواهی میکنم. ما در دولت با تمام وجود تلاش میکنیم که همه مشکلات را با قدرت و صلابت حل کنیم.» صحبتهای رئیسجمهور از چند جنبه حائز توجه است.
1- عذرخواهی مسئولان از مردم در ایران امری غریب است. بیشتر مسئولان تلاششان را بر این متمرکز میکنند که ناکارآمدیها و کمکاریها را به گردن نهادهای موازی و دولتهای سابق بیندازند، اما عذرخواهی رئیسجمهور خرق عادت در جایگاه یک مقام مسئول بود.
2- پذیرش خطاها این پیام را به مردم و افکار عمومی منتقل میکند که دولت نسبت به نقوص موجود منفعل و بیتفاوت نیست و به دنبال حل مسائل و مشکلات مردم است.
3- در سطحی کلانتر، پیامی هم برای دشمنان ایران دارد که با سودای ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان به دنبال القای بیدولتی هستند. به این معنا که دولت علیرغم پذیرش ناکارآمدیها و کمکاریها، خود دست به ترمیم این شکاف خواهد زد و علیرغم وجود فشارهای شدید اقتصادی خارجی که بر عملکرد دولت اثر میگذارد، اجازه سوءاستفاده و مداخله در فضای داخلی کشور را نخواهد داد.
جلوگیری از ایجاد حس بیدولتی
در روزهایی که دشمن تلاش میکند با نگهداشتن وضعیت کشور در موقعیت نه جنگ نه صلح، امکان هرگونه کار و فعالیت و پیشبرد پروژه را سلب کند و بهنوعی کشور را در یک وضعیت خلسه قرار دهد، ممانعت از بروز چنین اتفاقی، از جمله مواردی است که میتواند تلاشهای دشمن برای اثرگذاری در فضای داخلی کشور را خنثی کند. در این مدت و بهخصوص بعد از اتفاقات دیماه این گزاره روشن بود که دولت اقدامات روی زمینمانده را معطل هیچ رویداد و اتفاقی قرار نداده و دغدغه حل مشکلات معیشتی و نیازهای اولیه مردم را دارد و دنبال آن است تا جای ممکن فشارها را از روی مردم برداشته یا حداقل کم کند. پیگیریهای چندروزه رئیسجمهور در موضوعاتی همچون انرژی، وضعیت نت و کالابرگ که در فضای رسانهای منتشر شد، بر این گزاره صحه میگذارد که دولت، مدیریت و ساماندهی مسائل و مشکلات اقتصادی را رها نکرده و به آن بیاعتنا نیست.
پایاندادن به یک عددسازی
بازی و فضاسازی رسانهای با اعداد و ارقام و تلاش برای دستکاری دهها برابری آمار کشتهشدگان حوادث ۱۸ و ۱۹ دی، بخشی از پروژهای بود که برای مقدمهچینی حمله به ایران طراحی شده بود. در شرایطی که هر روز اعداد عجیبوغریب و بدون سندی در رسانههای فارسیزبان ضدایرانی منتشر میشد، دولت اعلام کرد که نام و مشخصات کامل جانباختگان اتفاقات 18 و 19 دی را منتشر خواهد کرد. چند روز بعد، دولت اسامی و مشخصات کامل این افراد را منتشر کرد. با این کار، رسانههای ایرانی هم به میدان آمدند و از بازوان رسانهای موساد خواستند هویت 12 تا 36 هزار کشته ادعایی خود را منتشر کنند. این مواجهه با عددسازی رسانههای فارسیزبان چند اثر مثبت به جای گذاشت. 1. برای افکار عمومی داخلی اثبات کرد که دولت بنایی بر پنهانکاری یا نادیده گرفتن اتفاقات ندارد و با اصل شفافیت با مردم مواجه خواهد شد. 2. پروژه برساخته دشمن را نقش برآب کرد، تا آنجا که این شبکههای پروپاگاندا، دچار سردرگمی و دستپاچگی شدند و از 36 هزار نفر به 6 هزار نفر عدول کردند. عددبازی آنها نشان میداد آنها روی خویشتنداری و محافظهکاری نظام سیاسی در مورد آمار حساب باز کرده بودند، اما شفافیت دولت نقشه آنها را خنثی کرد. 3. این مدل مواجهه و انتشار اسناد برای افکار عمومی ایرانی اثبات کرد که آنچه رسانههای خارجنشین بیان میکنند و روی آن تأکید دارند، پایی در واقعیت ندارد و برای فریب مخاطب و برانگیختن احساساتش ساخته شده است.
مرزبندی با رادیکالیسم اصلاحطلبی
در جریان اتفاقات 18 و 19 دیماه، برخی چهرههای رادیکال اصلاحطلبی پا را از دایره انصاف فراتر گذاشتند و خود نظام سیاسی را مقصر اتفاق رخ داده دانستند. علی شکوریراد حتی از این هم فراتر رفت و مدعی شد اتفاقات 18 و 19 دیماه پروژهای است که خود نظام سیاسی آن را ایجاد کرده است. رئیسجمهور اما حاضر به مماشات درباره چنین اتهامات بیانصافانهای نشد و نسبت به این اظهارات موضعی شفاف گرفت. آقای پزشکیان گفت: «در اینکه اشتباه کردیم شکی نیست... اما اینکه فردی در فضای مجازی به اسم اصلاحات ادعا کند که حاکمیت خودش این کارها را انجام داده، بیانصافی است. همان آدمی که چنین ادعایی کرده بیاید، اختیار دست بگیرد و بررسی کند. اگر اینطور است ما را دار بزند. اگر به کسانی که در حکومت هستند گفتهایم که بیایید این اقدامات را انجام دهید، واقعاً باید اعدام شویم.» واکنش رئیسجمهور حاوی چند مرزگذاری در سطوح مختلف بود. 1. رئیسجمهور پاسخی روشن به کسانی داد که در این مدت تلاش داشتند دولت و رئیسجمهور را به سمت رادیکالیسم سوق دهند و مرزگذاری روشنی با کسانی داشت که به اسم اصلاحطلبی، مواضعی علیه حکمرانی مطرح میکنند. 2. شخص رئیسجمهور ضمن آنکه بیان کرد نقصها و کمکاریهایی وجود دارد که باید به آن رسیدگی شود، اما با موضعگیریاش مجال اینکه برخی به اسم انتقاد، اساس نظام سیاسی را زیرسؤال ببرند را نداد. 3. نکته مهم این است که پزشکیان با سابقه اصلاحطلبی مقابل این ادعا ایستاد. او میان اصلاحطلبی به معنای واقعی با ادعای آن مرز گذاشت و در گام بعد اجازه نداد رسانههای فارسیزبان با سوءاستفاده از این ادعا، تمام جریان اصلاحطلبی را به مسلخ رادیکالیسم ببرند.
حمایت تمامقد از فستیوال فرهنگی فجر
عرصه فرهنگ و هنر، از جمله حوزههایی بود که دشمنان ایران برای ضربه به هویت فرهنگی و اجتماعی ایران روی آن تمرکز کرده بودند. ایجاد فضای اختناق و ترس علیه بازیگران و هنرمندان در آستانه جشنواره فجر برای تحریم اجباری جشنواره و فحاشی به هنرمندانی که در جشنواره حاضر میشدند، تلاشی بود برای به حاشیه بردن جشنواره. از قضا برخی هم در داخل کشور، آگاهانه یا ناآگاهانه به این فضا دامن زدند. در این موقعیت حضور غیرمنتظره و کمسابقه رئیسجمهور در اختتامیه جشنواره فجر، معنایی روشن برای تحریمکنندگان داشت. از همه مهمتر آنکه اهمیت جشنواره فجر و جایگاه آن در سینمای ایران را در نگاه رئیسجمهور نشان میداد و پیامی رسانهای هم برای کسانی داشت که به دنبال به تعطیلی کشاندن این فستیوال بزرگ فرهنگی بودند. این حضور وزن و اعتباری دوچندان به این فستیوال ملی داد، آنهم در میانه شدیدترین حملات رسانهای فاشیسمهای نوین مجازی.
در مجموع آقای پزشکیان در هفتههای اخیر، تصمیمات و اقدامات روشنی اتخاذ کرد. او نشان داد که نه خودش و نه دولتش در برابر فضاسازیها منفعل نیست و حاضر هم نیست از اصولش ذرهای عقب بنشیند.