
اخیراً کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ در فضایی برگزار شد که بسیاری از تحلیلگران آن را نقطه عطفی در بازتعریف جایگاه اروپا در نظم جهانی میدانند. در بین سخنرانان اروپایی این کنفرانس، سران سه کشور بزرگ اروپایی یعنی فردریش مرتس صدراعظم آلمان، امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه و استارمر نخستوزیر انگلیس تلاش کردند تصویری تازه از امنیت، اقتصاد و جایگاه ژئوپلیتیک اتحادیه اروپا ارائه دهند. مضمون کلی این سخنرانیها این بود که جنگ اوکراین همچنان ادامه دارد و همچنان روسیه دشمن شماره یک اتحادیه است، رقابت راهبردی آمریکا و چین وارد مرحلهای عمیقتر شده و نشانههای فرسایش نظم لیبرال پس از جنگ سرد بیش از هر زمان دیگری نمایان است. اروپا تاکنون امنیت خود را به آمریکا برونسپاری کرده و ضروری است از دوره اتکای راهبردی کامل به آمریکا عبور کنیم. سیاستهای تجاری آمریکا نگرانکننده است و ما باید به دنبال شرکای جدید باشیم. جهان وارد رقابت قدرتهای بزرگ شده، جهانی که بسیار امنیتیتر و نظامیتر خواهد بود و اگر اتحادیه اروپا میخواهد پایدار بماند، باید اقتصاد قوی به همراه قدرت نظامی پویا داشته باشد. سران سه کشور اروپایی یک اعتراف مشترک داشتند. اروپا در اقتصاد از هند، چین و حتی از آمریکا جا مانده و آنها باید همه تلاششان را صرف تقویت اقتصادی کنند. در این زمینه بررسی دادههای رشد اقتصادی کاملاً گویاست. دادههای بانک جهانی نشان میدهد طی 25 سال اخیر درحالیکه میانگین رشد اقتصادی چین و هند به ترتیب حدود 8.2 درصد و 6.4 درصد بوده، این عدد برای ایتالیا 0.6 درصد، آلمان 1.2 درصد، فرانسه 1.5 درصد، انگلیس 1.7 و مجموع اتحادیه اروپا (تعداد 26 کشور) 1.6 درصد بوده است. در ادامه به برخی از موضوعاتی که سران سه کشور اروپایی در کنفرانس مونیخ اشاره کردند، پرداخته میشود.
اقتصاد؛ پایه قدرت ژئوپلیتیک
یکی از مهمترین نکاتی که در سخنان سران سه کشور بزرگ اروپایی برجسته بود، پیوند مستقیم میان اقتصاد و امنیت است. امانوئل مکرون، فردریش مرتس و استارمر در کنفرانس مونیخ مرتباً به این موضوع اشاره کردند که دیگر امنیت صرفاً یک مفهوم نظامی نیست؛ بلکه قدرت صنعتی، فناوری و انرژی نقش تعیینکنندهای دارد. اروپا پس از شوک انرژی ناشی از جنگ اوکراین و کاهش وابستگی به گاز روسیه، به این نتیجه رسیده که استقلال اقتصادی بخشی از امنیت ملی است. مرتس تأکید کرد بدون احیای قدرت صنعتی آلمان و اروپا، سخن گفتن از استقلال امنیتی بیمعناست. مکرون خواستار سیاست صنعتی فعالتر و سرمایهگذاری مشترک اروپایی شد. استارمر نیز رشد اقتصادی را پیششرط نقشآفرینی جهانی دانست. چالش اصلی اروپا در این حوزه، رقابت همزمان با آمریکا و چین است. سیاستهای صنعتی حمایتی آمریکا و یارانههای گسترده چین فشار مضاعفی بر صنایع اروپایی وارد کرده است. بنابراین، بحث درباره اصلاح سیاستهای مالی و صنعتی اتحادیه اروپا نیز در حاشیه کنفرانس مطرح شد.
باید از صنعتزدایی دست برداریم
سران سه کشور بزرگ اروپایی به موضوع مهمی اشاره کردند که مستقیماً با تغییر دست فرمان و حکمرانی اقتصاد آنها ارتباط داشت. مضمون کلی سخنان امانوئل مکرون، فردریش مرتس و استارمر بیانگر این است که اقتصاد اروپا با موانعی که خودش برای خود ایجاد کرده، از هند و چین عقب مانده و باید دست فرمان خود را برای یک دنیای جدید تغییر دهد. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان در این خصوص میگوید: «ما در اتحادیه اروپا بیش از حد کُند هستیم. چین میتواند ظرف چند ماه بزرگترین نیروگاههای خورشیدی جهان را بسازد، درحالیکه در اتحادیه اروپا، سالها طول میکشد تا یک پروژه صرفاً تأییدیه بگیرد.»
صدراعظم آلمان در ادامه بیان میدارد تولید ناخالص داخلی روسیه در حال حاضر حدود ۲ تریلیون یورو است. تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا تقریباً ده برابر این مقدار است. با این حال، امروز اروپا ده برابر قویتر از روسیه نیست. او دلیل این شکاف را بوروکراسی و مقرراتزدگی بیحدوحصر دانست که مانع نوآوری و کارآفرینی میشود و تأکید کرد که نمیتوانیم خود را در غل و زنجیری که توان رقابتی را تضعیف میکند، گرفتار کنیم. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه نیز میگوید: «اروپا نمیتواند اهداف بلندپروازانه آبوهوایی تعریف کند درحالیکه اجازه میدهد پایگاه صنعتیاش ناپدید شود. قیمتهای بالای انرژی، همراه با هزینههای کربن، روند صنعتزدایی را تسریع میکنند، نه فرایند کربنزدایی را.»
آمریکا باید ما را شریک بداند نه تابع
موضوع اصلی کنفرانس، مسئله عدم تداوم برونسپاری امنیت اروپا بود، امنیتی که از زمان حمله روسیه به اوکراین وارد مرحلهای جدید شده است. مرتس هشدار داد که آزادی و صلح دیگر بدیهی نیستند و اروپا باید برای دورهای طولانی از نااطمینانی آماده شود. این سخن بازتاب نگرانی عمیق برلین از تداوم تهدید روسیه و لزوم افزایش بودجه دفاعی آلمان بود. مکرون بار دیگر ایده خودمختاری راهبردی اروپا را مطرح کرد. او پیشنهاد داد اروپا باید درباره چهارچوب بازدارندگی هستهای نیز گفتوگوی جدی داشته باشد. استارمر نیز تأکید کرد که امنیت بریتانیا و اروپا تفکیکناپذیر است. با وجود برگزیت، لندن در حوزه دفاعی همچنان خود را بخشی از معماری امنیتی اروپا میداند. پیام او روشن بود؛ ناتو همچنان ستون اصلی دفاع جمعی است، اما اروپا باید در درون ناتو قویتر شود. اگرچه سخنان رهبران اروپایی حاکی از تمایل به استقلال بیشتر بود، اما هیچیک خواهان گسست از آمریکا نبودند. رابطه فراآتلانتیک همچنان سنگبنای امنیت اروپا محسوب میشود. با این حال، مفهوم وابستگی نامتقارن در حال بازنگری است. اروپا میخواهد شریک باشد، نه تابع.
گزارش مهدی عبداللهی، دبیر گروه اقتصاد را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.