
هیچ نظام سیاسی یکپارچه نیست، طبیعتاً جامعه ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیست. اما نکته قابل توجه این است که جامعه با حفظ تکثر خود همچنان روی یک مفهوم مشترک و آن هم خواست نظام سیاسی ایران تأکید دارد. آنچه در 22 بهمن اتفاق افتاد، آینه تمامنمایی از این حضور بود که به آنان که رؤیای فروپاشی ایران را در سر دارند هم پیامی روشن فرستاد. در گفتوگو با اصغر مهاجری، جامعهشناس به تحلیل معنای حضور 22 بهمن پرداختیم که در ادامه مشروح آن را از نظر میگذرانید.
گلادیاتورهای پای کار نظام
اصغر مهاجری ابتدا به این موضوع اشاره کرد که هر نظام سیاسی، در طیفبندیها مشخصاً یک بدنه وفادار دارد که این رقم در نظام سیاسی ایران نسبتاً بالاست و توضیح داد: «هر نظام سیاسی در جهان چه ایالات متحده آمریکا چه کشوری توسعه نیافته در جهان عرب و چه یک کشور صاحب ایدئولوژی مثل ایران به شرایطی دوام دارد. یکی از شرایط، وجود نیروهای باورمند و وفادار علاقهمند است که معتقد است این نظام سیاسی، به نسبت نظامهای دیگر شایستهتر است و قادر است حیات سیاسیاش را ادامه دهد. در ادبیات جامعهشناسی سیاسی به اینها میگویند گلادیاتورهای نظام سیاسی. گلادیاتور، نیروی وفاداری است که تا سرحد جان مایه میگذارد. در جهان، ایدهآلترین عدد برای گلادیاتورها، 25 درصد است. این عدد میتواند بیشتر هم باشد ولی اگر یک نظام سیاسی بین 7 تا 25 درصد، وفادارانی داشته باشد که میپذیرند این نظام سیاسی، توانمند و کارآمد است، میتواند ادامه حیات دهد. به دلیل اینکه جامعه متکثر است، هر نظام سیاسی موافق و مخالفانی دارد و در نوسان است. ممکن است زمانی این موافقان به عددی بالای 60، 70 درصد برسد، ممکن است در جایی به 7 درصد برسد. معمولاً نظامهای سیاسی که وفاداران جانانه آنها از عدد 7 پایین میآید در فرایند سقوط قرار میگیرد. این عدد در نظام سیاسی هنوز عدد قابل توجهی است که میتوان نام آن را طرفداران انقلاب، طرفداران نظام سیاسی، طرفداران رهبری گذاشت. این عدد معتقد است که در حال حاضر نسبت به نظامهای سیاسی جایگزین که مخالفان طرح میکنند، این نظام سیاسی به نفع کشور بوده و قادر است که ادامه دهد و باید هم ادامه دهد. پیام روشن و علمی حرکت 22 بهمن، این است. چه این حرکت، چه حرکتی که در 22 دی اتفاق افتاد.»
مهاجری البته به این موضوع هم اشاره کرد که حرکتی مثل 22 بهمن را باید درست فهم و تحلیل کرد و گفت: «عدم تحلیل روشن و دریافت پیام صریح این تجمع و مانورهای خیابانی، اگر با یک تحلیل خام، یکطرفه و حسننظر و متعهدانه نباشد، ممکن است غفلتهایی برای جامعه و مسئولان کشور داشته باشد. باید توجه داشت که یک رقم مخالف در جامعه حضور دارد که میخواهد در سطح گلادیاتوری سیاسی به میدان بیاید و جایگزین دارد که البته بین آنها هم اختلاف وجود دارد؛ ممکن است آنها علاقهمند باشند نظام سیاسی با نیروهای بخش عقلانی نظام سیاسی داخلی موجود ادامه حیات دهد. یا ممکن است بگوید نیرویی جایگزین از بیرون بیاید که اینها هم چند شعبه هستند (جایگزین سنتی سلطنتی، جمهوری) در مجموع کسانی که این نظام سیاسی را نمیپذیرند و گلادیاتور طور علاقهمندند که از نظام سیاسی عبور کنند، تعدادی دارند اما عموماً شبانه بیرون میآیند اما برآوردها نشان میدهد آن وفاداران به گذر از نظام کمتر از وفاداران به استقرار و پایداری نظام است.»
جمعیت 22 بهمن، موافق نظام حکمرانی و منتقد ناکارآمدیهاست
در میان دو طیف مخالف و موافق، یک بدنه خاکستری هم وجود دارد که رقم آن قابل توجه است. مهاجری در توضیح این بدنه و خواستهای آنان گفت: «وسط این دو عدد، وفاداران معتقد به نظام سیاسی و گروهی که معترض هستند، رقمی وجود دارد. یک عدد درشتی وجود دارد که رأی و حضورش خاکستری است که نه علاقهمند به حضور روزانه است و نه علاقهمند به حضور شبانه. تحلیل درست جامعه ایرانی، کشور و نظام سیاسی موجب میشود که تکلیف آن بدنه وسیع خاکستری مشخص شود که پشتسر کدام قرار بگیرد؟ این عدد محترم و قابل اتکاست و جزء نیروهای وفادار و عقلانی جامعه ایرانی هم هستند. حالا اگر به واریانسهای تغییرات هرسه گروه نگاه کنیم آنچه وجود دارد و مخرج مشترک هر سه گروه است؛ چه آنچه در حمایت از نظام سیاسی شعار میدهد، چه آنکه نمیداند میخواهد چه کند، چه آنکه در انتقاد از نظام سیاسی شعار میدهد، هر سه در یک چیز مشترکند که بخشهایی از نظام ناکارآمد است؛ مثلاً ثبات پول ملی نداریم، بیکاری بالاست، حاشیهنشینی بالاست، جمعیت مهاجر زیاد است، با اینکه در فرصت طلایی پنجره جمعیت قرار گرفتیم؛ اما جمعیت را کیفی نکردیم، آموزش و پرورش خوب نداشتیم و الیآخر. این مخرج مشترک هر سه گروه است. به همین خاطر هم میگویند، اگر آمدیم، همچنان اعتراضاتمان سرجای خودش است و با ادبیات مختلف هم گفته میشود به این معنی که اینکه در 22 بهمن راهپیمایی کردم، به این معنی نیست که به طور کامل رضایت دارم. تفاوت اینها در این است که بدنه افراطی برانداز، معتقد است که نهتنها نظام ناکارآمد است، بلکه باید برود. اما نکته ظریف جامعه که باید به آن چنگ زد، بخش طرفدار جامعه است که در 22 بهمن، آمد و از تنوع خوبی هم برخوردار بود و گستره خوبی هم داشت و بخش خاکستری جمعیت بود. این جمعیت معتقد است که نظام ناکارآمد است؛ اما نباید برود باید بماند و اصلاحات اعمال کند.»
فهمیدن مردم، ایستادن در مسیر مردم است
مهاجری در مورد پیام روشن حضور مردم در 22 بهمن گفت: «خروجی پیام حضور مردم در 22 بهمن و مخالفان ما در دیماه و جمعیت خاکستری این است که 1- کشور ایران، به برخوردهای عقلانی نیاز دارد و به برخوردهای هیجانی و سیاسی نیاز ندارد. 2. حتماً باید اصلاحات انجام شود و مسائل حل شود. 3. این اقدام باید فوریتر انجام شود. حداقل اگر برای فوریت اولویتبندی میکنیم، اولین گام این است که جامعه را از دست آنومی مضاعف رهایی دهند و نه جنگ و نه صلح که آیا این میشود یا آن؟ و اصلاحات همینطور پایین بیاید و ثبات پول ملی، مهم است. تغییر رویکرد در عرصه نظام بینالملل بسیار مهم است. این پیام تحلیلی درستی است از تجمع 22 بهمن و جمعیت خاکستری ما که عدد آن از هر دو عدد بزرگتر است اما تمایل آن به جایگزینهای خارجی و لشکرکشیهای خارجی و نیروهای سنتی پادشاهی و مشروطه نیست و گرایشش به بخش عقلانیت مستقر در نظام سیاسی ایران است. اگر نظام رسانهای ما این را جدی بگیرد و به عنوان مطالبه خودش از نظام سیاسی ما بخواهد، میتوان مجموعه اتفاقات تلخ و شیرین دو سه ماه اخیر را تبدیل به یک فرصت کرد و از یکی از پیچهای سخت انقلاب و مهمتر از همه، ایران، عبور کرد. بخش عقلانی نظام رسانهای باید، تحلیل بیطرفانه و ناب ارائه دهد و این مطالبه را پیگیری کند که با وجود نجابت مردم در بدترین شرایط و آمدن در راهپیمایی، شما برای آنان چه کردید؟ و آیا بعد از جنگ 12 روزه، توانستیم محبت و انسجام مردم را جبران کنیم؟ رهبرانقلاب بعد از حضور مردم تأکید کردند که انسجام ادامه پیدا کند. ادامه انسجام در برگشت به شعارهای اصیل انقلاب اسلامی است؛ هرچند ما در دقایق وقتهای تلفشده قرار داریم اما ایرادی ندارد و همه نظامها این فرایند را طی میکنند. فهمیدن این مردم، ایستادن در مسیر مردم است.»