تاریخ : ۰۹:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۱
کد خبر : 224383
سرویس خبری : جامعه

سهم طبقه کارگر از دانشگاه پهلوی فقط ۳ درصد

چهار پرده از دانشگاه دوران حکومت پهلوی به روایت پژوهشگران

سهم طبقه کارگر از دانشگاه پهلوی فقط ۳ درصد

دانشگاهی که می‌توانست کانون اندیشه و نقد باشد، چگونه به اتاق کنترل سیاست بدل شد؟ مرور پنج پژوهش دانشگاهی درباره وضعیت آموزش عالی در دوران پهلوی، روایتی متفاوت از آن سال‌ها ارائه می‌دهد؛ روایتی از دانشگاه‌هایی کم‌جمعیت، طبقاتی و زیر سایه سنگین نظارت ساواک. دانشگاه‌هایی که در آنها به‌ جای استقلال علمی، «انضباط سیاسی» اولویت داشت و اعتراض دانشجو با اخراج، انحلال یا استقرار دفاتر امنیتی پاسخ داده می‌شد.

فرهیختگان: در سال‌هایی که دانشگاه‌ها می‌توانستند موتور تولید فکر، نقد قدرت و تربیت نیروی مستقل علمی باشند، شواهد تاریخی چیز دیگری را روایت می‌کنند. مرور پنج مقاله پژوهشی که هر یک از زاویه‌ای متفاوت از وضعیت دانشگاه‌ها در دوران پهلوی را بررسی کرده‌اند، تصویری روشن از نسبت دولت و دانشگاه در آن دوره ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن دانشگاه بیش از آنکه نهادی مستقل و اندیشه‌ورز باشد، به نهادی تحت نظارت و محدود تبدیل شده بود. با مروری بر این مقالات به‌راحتی می‌توان متوجه شد که تمام آنها بر یک نکته مشترک تأکید دارند. اینکه دانشگاه و آموزش عالی ایران گرفتار محدودیت‌ها و چهارچوب‌های تنگ‌بینانه دولتی بود که امکان رشد واقعی علمی را گرفته بود. درحالی‌که امروز تعداد دانشجویان به بیش از سه میلیون تن رسیده است، پیش از انقلاب در دهه ۱۳۵۰ جمعیت کل دانشجویان کشور کمتر حدود ۱۷۵ هزار نفر بود و مؤسسات آموزش عالی رسمی به 20 دانشگاه محدود می‌شد؛ یعنی دانشگاه‌ها نه‌تنها جمعیت بسیار کوچکی از جوانان را در برمی‌گرفتند؛ بلکه در مقایسه با امروز، ساختاری بسیار محدود و کنترل‌گر داشتند. در این گزارش به چکیده 5 مقاله که وضعیت دانشگاه‌ها در دوران پهلوی را بررسی کرده است پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

نظارت بیشتر بر دانشگاه با تأسیس دفاتر ساواک!

مقاله «بررسی مقایسه‌ای رابطه دولت و دانشگاه در ایران در دوره پهلوی دوم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی» به قلم شادی جمالی است که زمستان سال 96 در نشریه علوم اجتماعی منتشر شده و به بررسی ارتباط دولت با دانشگاه در دو دوره مهم تاریخ معاصر ایران، یعنی دوره پهلوی دوم و دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی می پردازد. پژوهشگر با بررسی اسناد وزارت علوم، بایگانی‌‌های ساواک و مدارک دانشگاهی نشان می‌دهد دانشگاه‌ها در دوره پهلوی دوم اساساً به ابزار نظارتی و سیاست‌‌گذاری‌های دولت تبدیل شده بودند و استقلال واقعی علمی از آنها سلب شده بود. 
بخشی از مقاله اسناد وزارت علوم دوران پهلوی را مرور کرده است که نشان می‌دهد دیدگاه حکومت نسبت به دانشگاه‌ها صرفاً محدود به آموزش‌وپرورش نیروی انسانی موردنظر دولت بود. در بخشی از این مقاله آمده است: رژیم شاه به منظور کنترل و نظارت بر دانشگاه و تبدیل آن به محیطی آرام و غیرسیاسی در گام اول به اخراج کسانی پرداخت که به‌نحوی در جهت مبارزه با رژیم گام برمی‌داشتند. به طور مثال در سال 1333 شاه در واکنش به نامه سرگشاده گروهی از شخصیت‌های سیاسی و 12 تن از استادان دانشگاه در خصوص قرارداد کنسرسیوم، این استادان از دانشگاه اخراج شدند. در بخش دیگری از این مقاله به تأسیس نهاد نظارتی و سرکوب جدید در دانشگاه نیز پرداخته و عنوان کرده است.در این روش دولت با تأسیس سازمان‌هایی ساواک و گارد دانشگاه سعی بلیغی در کنترل دانشگاه داشت. در ابتدا نیروهای ساواک در سازمان‌ها و نهادهای متعدد مانند دانشگاه حضور داشته و به‌صورت غیرمتمرکز در آنجا فعالیت می‌کردند؛ اما پس از حادثه بهمن 40 که دانشجویان در اعتراض به اخراج چندین دانشجو از دانشگاه دست به تظاهرات زدند توسط واحدهای چترباز و کماندوهای ارتش به شدت سرکوب شدند. نویسنده در این مقاله صراحتا اشاره کرده است که ساواک در زمان شاه تصمیم گرفته بود شعبی از دفتر خود را در دانشگاه مستقر کند تا بتواند نظارت بیشتری بر دانشگاه اعمال کند.

زهر چشم گرفتن به سبک وزیر علوم پهلوی

مقاله مبارزات انتخابی در دانشگاه رازی از 1353 تا 1357 عنوان مقاله دیگری به قلم سجاد دادفر، روح‌الله بهرامی و مهدی عزتی که در نشریه مطالعات تاریخی در تابستان سال 1401 منتشر شده است که به نقش دانشگاه رازی و جامعه دانشگاهیانش در مبارزات انقلاب اسلامی می‌ پردازد. بررسی‌های پژوهشگر در اسناد و مدارک موجود در بایگانی‌های ساواک و وزارت علوم نشان می‌دهد که جامعه دانشگاه رازی اعم از اساتید، کارکنان و دانشجویان از همان سال‌های نخست تأسیس دانشگاه، همگام با سایر اقشار جامعه و در راستای پیروزی انقلاب اسلامی به مبارزه برخاستند. آنچه اهمیت حرکت‌های انقلابی را در دانشگاه رازی برجسته‌تر می‌کرد گستره فعالیت آن در منطقه غرب کشور و سه استان کرمانشاهان، کردستان و ایلام بود تا آنجا که می‌توان نیروهای انقلابی این دانشگاه را از پیشروان اصلی و بازوان رهبران مبارز نهضت در غرب کشور دانست.بخشی از این مقاله به مروری بر اسناد نخست وزیری دوران پهلوی اختصاص دارد. جایی که نشان می‌دهد هویت مشروع از دید حکومت برای دانشگاه‌ها فقط درس خواندن بوده است؛ شدت حساسیت رژیم نسبت به این مسئله به‌گونه‌ای بود که در برابر کوچک‌ترین اعتراضات دانشجویی به‌تندی واکنش نشان داده و با هرگونه فعالیتی در این زمینه برخورد می‌کرد. بر اساس اسناد موجود در مرکز مطالعات تاریخی دانشگاه رازی، در دهم اسفند 1353 وزیر علوم و آموزش عالی طی مکاتبه‌ای با عبدالعلی گویا، رئیس دانشکده علوم کرمانشاهان، با اشاره به اعتراض دانشجویان یکی از مراکز آموزش عالی کشور به احضار برخی از دوستان خود توسط نهادهای امنیتی نوشت: «شورای آموزشی موسسه مزبور بلافاصله تشکیل جلسه می‌دهد و انحلال سال اول موسسه را اعلام می‌کند و در نتیجه از گسترش هرج‌ومرج و تقاضای نامعقول سایر دانشجویان جلوگیری می‌شود. چون این عمل قاطع اولیای موسسه اثرات مفیدی داشته است، خواهشمند است در صورت بروز وقایع مشابه به ترتیب بالا قطعاً و بدون اغماض عمل کنند تا دانشجویان در آینده به چنین اعمالی دست نزنند.»

لغو بازدید شاه از ترس تظاهرات دانشجویان

از اوایل دهه چهل که شاه مخلوع تصمیم گرفت با ایجاد دانشگاه پهلوی به سبک جدید و توجه همه‌جانبه به آن، الگویی برای سایر دانشگاه‌ها بسازد. آمریکایی‌ها هم که فرصت نفوذ را فراهم دیدند، از این فرصت نهایت استفاده را کردند. از این رو به دنبال دعوت محمدرضا پهلوی از رئیس دانشگاه پنسیلوانیا به ایران و پس از مذاکراتی چند، توسعه دانشگاه پهلوی شیراز مستقیما زیر نظر و راهبری آن دانشگاه آمریکایی قرار گرفت و روابط علمی و فرهنگی بین این دو دانشگاه از مستحکم‌ترین روابط علمی فرهنگی میان ایران و آمریکا شد. دو پژوهشگر رشته تاریخ در مقاله‌ای با عنوان «دانشگاه پهلوی شیراز در آستانه انقلاب اسلامی» که در فصلنامه مطالعات تاریخی منتشر شده به بررسی تحولات این مرکز آموزش عالی در ماه‌های پایانی رژیم پهلوی پرداخته است. در بخشی از این مقاله با اشاره به یکی از سفرهای محمدرضا پهلوی به جنوب کشور اشاره شده و آمده است: قرار بود که وی روز دوازدهم اردیبهشت از صنایع الکترونیک شهر شیراز دیدن کند. تاریخ 11/2/1357 رئیس اداره اطلاعات و اماکن عمومی به شهربانی استان فارس اطلاع داد که   دانشجویان دانشگاه پهلوی قصد دارند در مسیر تشریف‌فرمایی اعلی‌حضرت همایونی شاهنشاه آریامهر در خیابان زند یا جلو باغ ارم دست به تظاهرات بزنند. گزارش مشابه دیگری نیز از وجود چنین قصدی در میان کارگران شیرازی داده شد. با اینکه شهربانی استان فارس با اطلاع از وضعیت و با پیش‌بینی‌های الزام، نیروی بیشتری را اختصاص داده و مراقبت‌های شدیدی را در طول مسیر تدارک کردند، اما اعلام شد که شاه به دلیل سرماخوردگی، بازدید خود را از صنایع الکترونیک شیراز لغو کرده است. البته چند روز بعد  در 18 اردیبهشت براساس گزارش ساواک حدود 150 نفر از دانشجویان دانشسرای راهنمایی تحصیلی شیراز پس از پایان امتحانات و ترک جلسه به بهانه بزرگداشت چهلمین روز وقایع جهرم و یزد، تظاهرات کرده‌اند که در نتیجه برخورد با مأمورین تعدادی از آنان دستگیر شدند.

85 درصد جامعه فقط ۳ درصد دانشجو داشتند

مقاله «تاملی بر رویدادهای علم و فناوری در ایران طی 200 سال اخیر (پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن)» نیز به قلم غلامعلی منتظر و اسماعیل کلانتری پاییز سال 1388 در نشریه پژوهش‌های انقلاب اسلامی منتشر شده است تحولات علمی و فناوری ایران را از اوایل دوره قاجار تا پس از انقلاب اسلامی بررسی می‌‌کند. این مقاله نشان می‌دهد که تحولات علمی در ایران نه‌تنها یک روند طبیعی توسعه فرهنگی و آموزشی نبوده، بلکه در دوره‌های مختلف تاریخ کشور عمدتاً متاثر از سازوکارهای سیاسی، وابستگی به قدرت‌های خارجی و سیاست های نمایشی دولت ها بوده است.
در بخشی از این مقاله که به مقایسه رویدادهای ایران در حوزه آموزش عالی اختصاص دارد با استناد به مقاله دیگری که در سال 73 به چاپ رسیده تصویر روشنی از وضعیت پذیرش دانشجویان دانشگاه‌ها در آن ایام ارائه می‌کند. درحالی‌که 85 درصد جمعیت ایران را دو طبقه کارگر شهری و روستاییان تشکیل می‌دادند سهم فرزندان این دو طبقه از دانشگاه‌ها نهایت به سه درصد می‌رسد. این آمار مربوط به نمونه‌گیری وزارت علوم در سال 1352 است که براساس آن حدود نیمی از دانشجویان (48 درصد) از خانواده‌های بوروکرات، 35 درصد در از خانواده‌های بازاری و صاحبان صنایع و 7 درصد از خانواده‌های مالکان و کشاورزان صاحب زمین بوده است. نقل قول دیگری در مورد این دوران تصریح کرده که «در این دوره آموزش عالی وابستگی شدیدی به قدرت‌های خارجی داشت و خط مشی عمومی کشور را آمریکایی‌ها طراحی و تبیین می‌کردند. فساد مالی بیداد می‌کرد و خفقان و ترس بر همه جای کشور حاکم بود، چندان که سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در همه امور مداخله داشت و بر کار چاپ کتاب، نشریات، ادارات، دانشگاه‌ها و ... وارد می‌شد.»