
مجتبی حسینی هفتهها زیر فشار بود. تیمش از هفته هفتم به بعد دیگر رنگ برد را ندیده بود و هر مسابقه تبدیل شده بود به یک قدم دیگر در مسیر سقوط. انتقادها زیاد شده بود، هواداران ناامید بودند و آلومینیوم اراک در سراشیبی خطرناکی قرار داشت. اما سرانجام در هفته بیستم، با پیروزی مقابل ذوبآهن، حسینی و تیمش بعد از یک دورهٔ طولانی ناکامی توانستند نفسی تازه کنند. این برد اگرچه پایان بحران نیست، اما نقطهای است که میتواند مسیر تیم را تغییر دهد.
آلومینیوم از هفته پنجم تا هفتم سه برد متوالی بهدست آورد. پیروزی مقابل ذوبآهن، شمسآذر و پیکان نشان داد تیم به هماهنگی رسیده و ساختار دفاعیاش محکم شده است. حسینی در این مقطع یکی از بهترین دورههای فصلش را تجربه میکرد و تیمش در جدول جایگاه مطمئنی داشت.
مساوی بدون گل مقابل مس رفسنجان در خانه شاید در ظاهر نتیجهٔ بدی نبود، اما همانجا نشانههای افت دیده شد. تیمی که سه هفته قبل گل زده و برده بود، ناگهان در خلق موقعیت دچار مشکل شد و این مشکل در هفتههای بعدی به شکل جدیتری خودش را نشان داد.
باخت سه بر یک مقابل استقلال و شکست یک بر صفر برابر چادرملو اردکان، روند تیم را کاملاً به سمت سقوط برد. آلومینیوم در این دو هفته نه تنها امتیاز نگرفت، بلکه ساختار دفاعیاش هم از هم پاشید و تیم در انتقال توپ و بازیسازی کاملاً سردرگم بود.
در یکشانزدهم نهایی جام حذفی، آلومینیوم در ضربات پنالتی به ملوان باخت و حذف شد. این شکست، فشار روانی را چند برابر کرد و تیم را از مسیری که ممکن بود به جام ختم شود هم دور کرد.
تساوی مقابل فجر سپاسی و فولاد باعث شد تیم از سقوط آزاد فاصله بگیرد، اما هیچکدام از این نتایج کمکی به خروج از بحران نکرد. شکست خانگی مقابل سپاهان در هفته سیزدهم نشان داد تیم نه در حمله برنامه دارد و نه در دفاع ثبات.
باخت مقابل پرسپولیس، شکست خانگی برابر ملوان و سپس شکست دو بر یک مقابل گلگهر، آلومینیوم را به یکی از ضعیفترین تیمهای نیمفصل تبدیل کرد. تیم در این مقطع نه توان گلزنی داشت و نه توان مدیریت بازی.
تساوی 2-2 مقابل خیبر خرمآباد یک امتیاز ارزشمند بود، اما کافی نبود. شکست خانگی مقابل تراکتور و تساوی برابر استقلال خوزستان باعث شد روند بدون برد به یازده مسابقه رسمی برسد. آلومینیوم در این دوره فقط سه گل زده بود و این آمار نشان میداد مشکل اصلی در خط حمله است.
پیروزی یک بر صفر مقابل ذوبآهن در اراک، پایان یک دورهٔ طولانی ناکامی بود. این برد بیشتر شبیه یک تنفس مصنوعی بود تا یک بازگشت واقعی. تیم هنوز مشکلات ساختاری دارد و برای بقا باید چند نتیجهٔ مثبت دیگر هم بگیرد.
افت آلومینیوم یک حادثه نبود، یک روند بود. چند عامل اصلی این سقوط را رقم زد:
مشکل در گلزنی: آلومینیوم در یازده مسابقهٔ بدون برد فقط سه گل زد. تیم در خلق موقعیت، ارسالهای کناری و ضربات آخر ضعف جدی داشت.
فقدان برنامهٔ هجومی مشخص: در بسیاری از بازیها تیم فقط با اتکا به توپهای بلند یا ضدحمله بازی میکرد. نبود تنوع در حمله باعث شد تیمها بهراحتی آلومینیوم را مهار کنند.
اشتباهات فردی در دفاع: گلهایی که تیم دریافت کرد اغلب روی اشتباهات ساده بود؛ جاگیری غلط، دفعهای ناقص و خطاهای بیمورد.
فشار روانی روی بازیکنان و کادر فنی: هر هفته که بدون برد میگذشت، فشار بیشتر میشد. این فشار باعث شد تیم در لحظات حساس تمرکز لازم را نداشته باشد.
کمبود بازیکن تأثیرگذار: در مقاطع بحرانی، تیم نیاز به یک بازیکن تعیینکننده داشت؛ کسی که بازی را برگرداند یا جریان مسابقه را عوض کند. این عنصر در آلومینیوم دیده نمیشد.
آلومینیوم اراک با برد هفته بیستم از بحران خارج نشده، فقط از سقوط آزاد فاصله گرفته است. اگر حسینی میخواهد تیمش را در لیگ نگه دارد، باید هم ساختار هجومی را بازسازی کند و هم روحیهٔ تیم را بالا نگه دارد. این برد یک شروع است، نه پایان بحران.