
محرم نویدکیا امسال با بازگشت به نیمکت سپاهان مسئولیت سنگینی را پذیرفت. او پس از تجربه موفق در مس رفسنجان حالا هدایت یکی از پربودجهترین و مجهزترین تیمهای لیگ برتر را در اختیار دارد. سپاهان سالهاست به عنوان باشگاهی با امکانات زیرساختی خیرهکننده، زمینهای تمرینی مدرن، حمایت مالی قدرتمند و توانایی جذب بازیکنان سطح بالا شناخته میشود. مدیریت باشگاه نیز در این فصل با خریدهای گرانقیمت و هدفمند، از جمله جذب ریکاردو آلوز، ستاره سالهای اخیر تراکتور، تلاش کرد تیمی بسازد که روی کاغذ کمترین نقطه ضعف را داشته باشد. اما با وجود این سرمایهگذاری کلان و نیروی انسانی درجهیک، نتایج سپاهان مقابل رقبای اصلی قهرمانی نگرانیهای جدی ایجاد کرده است. تیمی که باید مدعی اول باشد، در مهمترین آزمونها شکست خورده و این شکستها دیگر قابل توجیه با واژههایی مثل «روز بد» یا «اتفاق» نیستند.
سپاهان در هر دو دیدار رفت و برگشت مقابل پرسپولیس و تراکتور شکست خورده و در بازی رفت برابر استقلال نیز نتوانسته نتیجه بگیرد. دیدار برگشت با استقلال هنوز باقی مانده، اما 5 شکست مقابل سه رقیب مستقیم قهرمانی در شرایطی رقم خورده که سپاهان از نظر ترکیب بازیکنان، عمق نیمکت و پشتیبانی مالی برتری قابل توجهی نسبت به بسیاری از رقبا دارد. این نتایج فقط آمار نیستند؛ بلکه تصویری روشن از یک مشکل ساختاری در تیم محرم هستند.
مقابل تراکتور
بازی رفت با شکست تمام شد. سپاهان در نیمه دوم افت محسوسی داشت و ریتم بازی را از دست داد. تیم در واکنش به تغییرات تاکتیکی تراکتور کند و منفعل بود. گلهای خورده روی اشتباهات فردی و عدم تمرکز شکل گرفت و تیم در خلق موقعیت مؤثر ناکام بود.
مقابل پرسپولیس
بازی رفت با شکست همراه شد. مالکیت سپاهان بیاثر بود و تبدیل به پاسکاریهای کمخطر شد. پرسپولیس با وجود مشکلات هجومیاش در این بازی راحتتر از حد معمول به نتیجه رسید. سپاهان در لحظههای کلیدی تمرکز لازم را نداشت و در نیمه دوم هیچ واکنش تاکتیکی مؤثری ارائه نشد.
مقابل استقلال
بازی رفت با شکست به پایان رسید. بازی برگشت هنوز باقی مانده. سپاهان در این مسابقه موقعیتسازی کمی داشت و در انتقال دفاع به حمله کاملاً قابل پیشبینی بود. استقلال با فشار هوشمندانه وسط زمین ریتم سپاهان را از کار انداخت و تیم محرم هیچ راهحل جایگزینی ارائه نداد. این مجموعه نتایج یک پیام روشن دارد: سپاهانِ محرم در بازیهای بزرگ نمیتواند خودش را تحمیل کند.
سپاهان از نظر امکانات تمرینی، زمینهای استاندارد، تجهیزات بدنسازی، تیم مدیریتی و بودجه در سطحی قرار دارد که هیچ تیمی در لیگ ایران به آن نزدیک نمیشود. خریدهای گرانقیمت نیز نشاندهنده برنامهریزی برای قهرمانی بوده است. مهمترینشان آلوز، بازیکنی که تقریباً تمام لیگ دنبال جذبش بود و سپاهان با هزینه سنگین او را از تراکتور ربود! اما سؤال اصلی اینجاست: چطور تیمی با این سطح از امکانات و سرمایهگذاری، در مهمترین بازیها اینقدر شکننده است؟
سپاهانِ محرم مقابل تیمهای متوسط و ضعیف فوتبال روان، مالکانه و چشمنواز ارائه میدهد. اما به محض اینکه مقابل یک تیم بزرگ قرار میگیرد، مالکیت تبدیل به پاسکاری بیاثر میشود، تیم در لحظههای حساس تمرکز ندارد، موقعیتسازی به حداقل میرسد و مهمتر از همه واکنش درون بازی وجود ندارد. این یعنی مشکل فنی است، نه اتفاق. این همان نقطهای است که تیمهای بزرگ را از تیمهای خوب جدا میکند.
وقتی تیمی اینقدر هزینه میکند، انتظار میرود در بازیهای بزرگ تفاوت ایجاد کند. اما سپاهان دقیقاً در همین بازیها ضربه میخورد؛ جایی که کیفیت فردی و تصمیمگیری لحظهای باید تیم را نجات دهد. این یعنی خریدها خوب بودهاند، اما استفاده از آنها درست نبوده و تیم در لحظات کلیدی فاقد انسجام و برنامهریزی است.
محرم نویدکیا شخصیت محترم و محبوبی است و هوش فوتبالی بالایی دارد، اما محبوبیت جای تحلیل را نمیگیرد. یک مربی بزرگ را با عملکرد در بازیهای بزرگ میسنجند و فعلاً محرم در این آزمون مردود است. هواداران سپاهان که سالها منتظر بازگشت به روزهای اوج هستند حق دارند انتظارات بالایی داشته باشند. باشگاهی با این امکانات و این حجم از سرمایهگذاری نباید در برابر رقبای سنتی اینچنین آسیبپذیر باشد. اگر در هفتههای باقیمانده اصلاحات تاکتیکی و مدیریتی صورت نگیرد، تکرار ناکامیها مقابل تیمهای بزرگ فشار بیشتری بر کادر فنی وارد خواهد کرد.