تاریخ : ۰۹:۴۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
کد خبر : 223127
سرویس خبری : دانشگاه

تاریخ‌سوزی بی‌هویت‌ها

آشوبگران موزه دانشگاه فردوسی را آتش زدند

تاریخ‌سوزی بی‌هویت‌ها

تش‌سوزی موزه دانشگاه فردوسی، برای بسیاری یادآور یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ فرهنگ ایران است؛ زمانی که در هجوم مغول‌ها، کتابخانه‌ها و مراکز علمی کشور در آتش سوختند. مقایسه‌ای که اگرچه از نظر تاریخی قرن‌ها فاصله دارد؛ اما از نظر معنا، پرسشی مشابه مطرح می‌کند دقیقاً برای رسیدن به چه هدفی حافظه علمی یک جامعه باید به آتش کشیده شود؟

فاطمه کتابی،خبرنگار گروه دانشگاه :در اتفاقاتی که دی‌ماه امسال شاهد بودیم کم نبودند اماکن و وسایل عمومی و خصوصی که به دست اغتشاشگران تخریب شده یا در آتش سوختند؛ از ساختمان بانک‌ها گرفته تا غارت فروشگاه‌ها و به آتش کشیدن خودرو‌های شخصی. نحوه شهادت و صحنه‌های این ایام یادآور اتفاقات دهه 60 بود، اما در میان همه اخبار این ایام، به آتش کشیدن موزه دانشگاه فردوسی مشهد ما را به قرن‌ها عقب‌تر برد. اگر صفحات تاریخ ایران را ورق بزنید تنها قوم مغولان با به آتش کشیدن موزه و کتابخانه شهره هستند. این اتفاق امسال نیز با به آتش کشیدن موزه دانشگاه فردوسی مشهد تکرار شد. 

حافظه علمی دانشگاه فردوسی

دانشگاه فردوسی مشهد به‌عنوان سومین دانشگاه ایران از نظر قدمت در سال 1328 تأسیس شد. موزه این دانشگاه هم خاطراتی به قدمت 8 دهه را از آغاز فعالیت این دانشگاه در خود جای داده بود. اگر امروز در گوگل بی‌هیچ پیشوند و پسوندی، نام «موزه دانشگاه فردوسی مشهد» را جست‌وجو کنید با دو خبر روبه‌رو خواهید شد؛ دو روایت که فاصله زمانی آن‌ها کمتر از یک دهه است؛ اما معنایی متضاد دارد. یکی به پنجم اردیبهشت ۱۳۹۷ بازمی‌گردد؛ روز افتتاح موزه‌ای که قرار بود حافظه علمی و فرهنگی دانشگاه فردوسی باشد. دیگری اما به نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴؛ شبی که نام همان موزه، در کنار واژه «آتش‌سوزی» ثبت شد. موزه‌ای که قرار بود جایی امن برای نگهداری اسناد این دانشگاه از دهه 30 برای نسل امروز باشد. 
موزه مفاخر دانشگاه فردوسی مشهد، محل پاسداشت پیشینه درخشان استادانی است که دهه‌ها در این دانشگاه به تدریس و تربیت نسل‌های مختلف پرداخته‌اند؛ این دانشگاه حضور شخصیت‌هایی چون دکتر یوسفی، دکتر فیاض، استاد فاطمی، استاد واعظ‌زاده، استاد آشتیانی، استاد مدیرشانه‌چی و دکتر شریعتی را در کسوت استاد در کارنامه تاریخی خود ثبت کرده و این موزه به‌عنوان محلی برای حفظ و نگهداشت این اسناد در داخل دانشگاه بنا شده بود. موزه‌ای که تا قبل از 19 دی‌ماه 1404 کارنامه تحصیلی استاد شفیعی کدکنی را در کنار دیگر آثار فاخر نگهداری می‌کرد. 
ساختمان موزه دانشگاه فردوسی مشهد پس از تغییر کاربری از سال ۱۳۹۵ در اختیار مرکز آثار مفاخر و اسناد این دانشگاه قرار گرفت ساختمانی با مساحت ۵۵۰ مترمربع، شامل ۴۵۰ مترمربع فضای نمایشگاهی و ۱۰۰ مترمربع فضای اداری، در هشت بخش طراحی شده بود در این فضا سیر تحول دانشگاه، چهره رؤسا، مفاخر و استادان تأثیرگذار، وسایل اهدایی استادان برجسته و خانواده‌های آنان، نمونه‌ای از قدیمی‌ترین کتاب‌ها و نشریات، بازتاب رویداد‌ها و اخبار دانشگاه در مطبوعات و نقش دانشگاه در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ و جنگ تحمیلی به نمایش گذاشته شده بود که حافظه‌ای زنده از میراث علمی و فرهنگی این نهاد به شمار می‌رفت. 
آتش‌سوزی موزه دانشگاه فردوسی، برای بسیاری یادآور یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ فرهنگ ایران است؛ زمانی که در هجوم مغول‌ها، کتابخانه‌ها و مراکز علمی کشور در آتش سوختند. مقایسه‌ای که اگرچه از نظر تاریخی قرن‌ها فاصله دارد؛ اما از نظر معنا، پرسشی مشابه مطرح می‌کند دقیقاً برای رسیدن به چه هدفی حافظه علمی یک جامعه باید به آتش کشیده شود؟ 
آنچه تاکنون از حادثه موزه دانشگاه فردوسی مشهد در تاریخ 19 دی 1404 منتشر شده، عمدتاً به چند خبر رسمی محدود مانده است. برای روایت کامل آنچه در این شب رخ داد، سراغ شاهدان عینی حادثه رفتیم؛ دانشجویانی که از ساعات ابتدایی تجمع تا مهار نسبی آتش سوزی، در محوطه دانشگاه حضور داشتند و روایتشان، تصویر دقیق‌تری از شبی می‌دهد که سرنوشت موزه دانشگاه فردوسی را تغییر داد. 

روایت موزه‌ای که در شعله‌ها گم شد

طبق روال هر هفته جمعه‌ها هیئت دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد در مسجد امام رضا(ع) برگزار شد. برنامه‌ای آشنا با شام ساده به همراه نماز جماعت و گفت‌وگو‌های کوتاه که قرار بود بی‌حاشیه تمام شود. هیچ‌چیز در ابتدای شب نشانی از بحران نداشت؛ شبی شبیه ده‌ها جمعه پیشین که دانشگاه فردوسی مشهد به خود دیده بود؛ اما جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، متفاوت‌تر از هفته‌های دیگر در تقویم دانشجویان ثبت شد. 
یکی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد که آن شب در دانشگاه بوده و آتش‌سوزی موزه این دانشگاه را دیده راوی ماجراست؛ متوجه شدیم که حراست درب شمالی دانشگاه در حالت آماده‌باش قرار دارد. جمعی از بچه‌ها به آن سمت حرکت کردیم. حراست توضیح داد که شب قبل یعنی پنجشنبه، عده‌ای ناشناس موفق شده بودند وارد دانشگاه شوند. برخی از این افراد جوان‌تر به نظر می‌رسیدند و هنگام شناسایی، خود را دانشجو معرفی کردند؛ اما وقتی از آن‌ها شماره دانشجویی خواسته شده، فرار کردند! 
 رفتار مشکوک مهمانان ناخوانده و ناشناس پنجشنبه‌شب، احتمال زمینه‌چینی برای حوادث جمعه‌شب را تقویت می‌کرد. با توجه به این نگرانی تعدادی از دانشجویان هیئت تصمیم گرفتند در کنار نیرو‌های حراست در دانشگاه بمانند. حوالی ساعت شش عصر، صدای بوق ممتد خودرو‌ها از مسیر وکیل‌آباد شنیده شد؛ صدایی گوش خراش و آزار‌دهنده که بیست تا سی دقیقه ادامه داشت و پس از آن خیابان به طور محسوس خلوت شد، انگار مسیر از بالادست بسته شده بود. 
پس از آن سکوت، صدای شعار‌ها از دور شنیده شده و جمعیتی به تدریج به سمت فلکه پارک و دانشگاه حرکت کرده است. اطلاعاتی که به حراست رسیده بود، نشان می‌داد تجمع آغاز شده و به تدریج در حال حرکت به سمت فلکه پارک و دانشگاه فردوسی است. دانشجویانی که برای مراسم هیئت در دانشگاه بودند به همراه دانشجویان خوابگاهی در کنار حراست ماندند تا آرامش آن شب دانشگاه را تأمین کنند. 
او می‌گوید: «حدود نیم‌ساعت بعد، جمعیت آشوبگر از سمت دانشکده علوم ریاضی حرکت کرده و به در شمالی دانشگاه رسیدند. برای مانع شدن از پیشروی اغتشاشگران به دانشگاه؛ با هماهنگی سازمان مرکزی تمام چراغ‌های دانشگاه خاموش و دانشگاه به کلی تاریک شد؛ اما این اقدام هم نتوانست مانع از پیشروی آشوبگران شود و جمعیت همچنان به حرکت خود ادامه داد و به درِ شمالی، حوالی ایستگاه مترو رسید و از آنجا بود که تخریب آغاز شد.» 

برنامه‌ریزی اغتشاشگران برای ورود به دانشگاه

به گفته این دانشجو؛ صدای شکست مکرر شیشه‌هایی که حاصل از پرتاب کوکتل مولوتوف‌ها یکی پس دیگری بود شنیده شد و پس از آن از کار انداختن دوربین‌های مستقر در ورودی دانشگاه که با آجر مورد اصابت قرار گرفتند و روشن کردن آتش، نشان می‌دهد که اغتشاشگران از شعار دادن فراتر رفته و دست به تخریب زدند. 
این جمعیت که تعدادشان به حدود 300 نفر می‌رسید با تجهیزاتی مانند نارنجک‌های دستی، کوکتل مولوتوف و حتی تعدادی سلاح گرم با نیرو‌های یگان ویژه درگیر شدند که به عقب‌نشینی اغتشاشگران دارای سلاح منجر شد. پس از عقب رفتن اولیه، بخشی از آشوبگران تصمیم گرفتند از مسیر دیگری وارد عمل شوند آن‌ها به‌سمت دانشگاه بازگشتند و در بین همان شلوغی دقایق اولیه میله‌های حفاظتی ضلع شمالی دانشگاه به طور کامل از جا کنده شد. حفاظ‌هایی که با دست قابل جدا شدن نبود، با ابزار‌های خاصی بریده شده بودند! شاهدان می‌گویند برخی از افراد دستگاه برش فلز و حتی فرز در اختیار داشتند؛ آثاری که بعداً روی محل تخریب به وضوح قابل مشاهده بود. همراهی دانشجویان و حراست باعث شد ۴۰ تا ۵۰ نفر از کسانی که وارد محوطه دانشگاه شده بودند، به طور کامل خارج شوند. اما آشوبگران دوباره به سمت دانشگاه بازگشتند و از ضلع شمالی دانشگاه، ساختمان موزه هدف قرار گرفت. کوکتل مولوتوف از طریق شیشه‌ها به داخل پرتاب شد. بخش ریاست موزه به طور کامل شعله‌ور شد و همزمان محل یک بانک و کیوسک بانک دیگری نیز در امتداد ضلع شمالی در آتش سوختند. 

دانشجویان 70 درصد آثار موزه را نجات دادند

یکی از دانشجویان حاضر در شب حادثه روایت می‌کند؛ با امن شدن نسبی فضا تصمیم گرفتیم وارد موزه شویم و آثار را نجات دهیم. هشت نفر از ما کرکره را از پایین بالا کشیدند و از در پشتی وارد شدیم. داخل موزه پر از دود و آتش بود؛ شعله‌ها از اتاق ریاست موزه سرایت کرده بود و هر لحظه امکان سقوط در وجود داشت. عملیات نجات به صورت نوبتی انجام شد؛ یک نفر وارد می‌شد، هرچه می‌توانست برمی‌داشت و بیرون می‌آورد. سه نفر داخل و سه نفر جلوی در بودند. کسانی که بیرون می‌آمدند، دچار سرفه‌های شدید می‌شدند و دود سیاه از حلق و دهان خارج می‌شد، ماندن طولانی‌مدت داخل موزه در حال سوختن با خفگی مساوی بود. با وجود این شرایط حدود ۷۰ درصد آثار موزه نجات یافت؛ نسخه‌های خطی، دست‌نوشته‌ها و اشیای اهدایی استادان برجسته و خانواده‌های آن‌ها به محل امن منتقل شد. آثاری که امکان جابه‌جایی نداشتند عمدتاً تابلو‌های بزرگ و اشیایی در ارتفاع بودند. شدت دود و حرارت به حدی بود که پس از مدتی ورود کامل به موزه را غیرممکن کرد. 

دوسوم بنای موزه دانشگاه در آتش سوخت

تماس‌های تلفنی در آن شب به دلیل قطع خطوط بی‌پاسخ مانده بود و افراد به صورت حضوری آتش‌نشانی را مطلع کرده بودند. در نهایت، آتش‌نشانی به محل رسید؛ در جریان این حوادث و تا رسیدن آتش‌نشانی دوسوم ساختمان موزه از بین رفت؛ بخش شمالی ساختمان به طور کامل سوخت و تنها حدود یک‌سوم موزه، از سمت داخل دانشگاه، سالم باقی ماند. شدت حریق به حدی بود که برخی فضا‌ها عملاً از بین رفته و چیزی برای شناسایی باقی نماند. اشیای موجود در اتاق ریاست موزه هم به طور کامل سوخته است. 

دشمن با اصل ایران مسئله دارد

وزیر علوم که به بهانه چهل و چهارمین اجلاس رؤسای دانشگاه‌های سطح یک کشور به مشهد رفته بود در بازدید از موزه دانشگاه فردوسی مشهد، اظهارکرد: «موقعیتی که قرار داریم موزه مفاخر دانشگاه فردوسی مشهد است، جایی که اسناد دانشگاه از دهه ۳۰ در اینجا نگهداری می‌شد که شامل پرونده‌های استخدامی استادان پیشکسوت و هدایایی که شخصیت‌های برجسته به موزه اهدا کردند؛ حتی کارنامه تحصیلی استاد شفیعی‌کدکنی در این موزه نگهداری می‌شد. جای تأسف است که ببینید در این حوادث کجا‌ها هدف قرار گرفته، آیا می‌شود گفت که واقعاً این یک اعتراض مدنی بوده است؟» 
وزیر علوم معتقد است کسانی سوءاستفاده کردند و عوامل و ابزار دشمن بودند که وارد این صحنه‌ها شدند وگرنه تاریخ چند هزار ساله فرهنگ و تمدن ایران مبرا از این موضوع است. او تصریح کرد: «در این حادثه برای کسی هیچ تردیدی باقی نمانده که دشمن آشوبگر با اصل ایران و با خود مردم مسئله دارد. ملت ایران به‌رغم همه تنوع‌ها، تعدد سلایق و فرهنگ‌ها، زبان‌ها و جنسیت و با همه گلایه‌های به حقی که دارند متحد برای حفظ ایران ایستاده‌اند.» 
تلاش خبرنگار «فرهیختگان» برای ارتباط گرفتن با مسئولان دانشگاه فردوسی مشهد برای جمع‌آوری اطلاعات کامل‌تر از برآورد خسارات وارد شده ناشی اقدامات آشوبگران؛ بی‌نتیجه ماند اما شنیده‌ها حاکی از آن است که روند بازسازی موزه آغاز شده و آثار نجات‌یافته در مراحل اولیه محافظت و سامان‌دهی قرار دارند.