
فرهیختگان: اظهارات گروسی در داووس، بازتاب بنبستی است که خود او ایجاد کرده. رویکرد دوگانه، همسویی با غرب و عدم محکومیت حملات، اعتبار آژانس را زیر سؤال برده و بنبست خودساخته گروسی در پرونده ایران به پاشنه آشیلی برای رقابت او برای تصاحب دبیرکلی سازمان ملل تبدیل شده است.
در اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس، رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بار دیگر در رویکردی سیاسی بر وضعیت پیچیده برنامه هستهای ایران تمرکز کرد. او تأکید کرد که بنبست فعلی در بررسی ذخایر اورانیوم غنیشده با خلوص بالا و عدم دسترسی به تأسیسات هستهای بمبارانشده ایران نمیتواند به طور نامحدود ادامه یابد. گروسی اظهار داشت: «ایران هنوز گزارش ویژهاش در این زمینه را به آژانس نداده است. این وضعیت نمیتواند تا ابد ادامه پیدا کند.» این اظهارات در حالی مطرح میشود که آژانس توانسته است ۱۳ تأسیسات هستهای اعلامشده ایران را که از حملات مصون ماندهاند، بازرسی کند، اما دسترسی به سه سایت کلیدی نطنز، فردو و اصفهان که در تابستان گذشته توسط آمریکا و اسرائیل بمباران شدند همچنان ناممکن است. گروسی با لحنی تهدیدآمیز گفته است که در صورت ادامه این روند، ممکن است ناچار شود اعلام کند که مکان ذخایر اورانیوم را نمیداند که این میتواند به معنای عدم تضمین در مورد سرنوشت این مواد باشد.
این اظهارات گروسی در بستری از انتقادات گسترده به رویکرد سیاسی او قرار میگیرد. گروسی درحالیکه کاندیدای دبیرکلی سازمان ملل متحد است پرونده هستهای ایران را به ابزاری برای پیشبرد اهداف شخصی و سیاسی تبدیل کرده است. او تاکنون حملات به تأسیسات هستهای ایران را محکوم نکرده درحالیکه در موارد مشابه مانند اوکراین واکنشهای سریع و پرتکراری نشان داده است.
یکی از بارزترین انتقادات به رافائل گروسی و آژانس تحت مدیریت او، رویکرد دوگانه در قبال پروندههای هستهای است. درحالیکه آژانس در مورد ایران سکوت اختیار کرده و حتی حملات مستقیم به تأسیسات صلحآمیز هستهای را محکوم نمیکند، در پرونده اوکراین اقدامات گستردهای انجام داده است. برای درک این دوگانگی، کافی است به اقدامات آژانس در حمایت از اوکراین طی چند سال گذشته نگاهی بیندازیم. از آوریل ۲۰۲۲ تا ابتدای ۲۰۲۵ آژانس بیش از ۱۳ میلیون یورو تجهیزات ایمنی و امنیتی هستهای به اوکراین تحویل داده و یک میلیون یورو کمک پزشکی ارائه کرده است. این حمایتها شامل تحویل صدمین محموله تجهیزات در ژانویه ۲۰۲۵ میشود.
گروسی شخصاً در چندین سفر به اوکراین شرکت کرده است. برای مثال در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ همان روزی که نیروهای روسی کنترل نیروگاه چرنوبیل را به دست گرفتند، گروسی بیانیهای فوری صادر کرد. یک هفته بعد شورای حکام جلسهای ویژه تشکیل داد. دو روز پس از کنترل زاپوریژیا توسط روسیه گروسی گزارش خود را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه داد. در سپتامبر همان سال، او از خط مقدم جنگ عبور کرد تا مأموریت پشتیبانی آژانس را پیگیری کند. کنفرانس عمومی آژانس در ۳۰ سپتامبر قطعنامهای تصویب کرد که حمله یا تهدید به حمله به تأسیسات هستهای را ممنوع میکند. گروسی در ژانویه ۲۰۲۳ در پارلمان اروپا سخنرانی کرد و بر حفاظت از زاپوریژیا تأکید کرد. در فوریه ۲۰۲۴، برای چهارمین بار از زاپوریژیا بازدید کرد و در مارس، شورای حکام قطعنامهای ضدروسی تصویب کرد که خواستار خروج نیروهای روسی شد. در سپتامبر ۲۰۲۴ کمکهای ایمنی هستهای به اوکراین افزایش یافت و در ژوئن ۲۰۲۵، گروسی دوازدهمین سفر خود به اوکراین را انجام داد.
این اقدامات نشاندهنده تعهد آژانس به حمایت از اوکراین است حتی در شرایطی که حملات به تأسیسات هستهای اوکراین جدی نبوده و سفرهای گروسی این را اثبات میکند. در مقابل حملات بمبافکنهای آمریکایی و اسرائیلی به تأسیسات ایران در تابستان گذشته که شامل نطنز، فردو و اصفهان بود هیچ واکنشی از سوی گروسی به همراه نداشته است. نه محکومیتی صادر شده و نه کمکی ارائه شده است؛ این رویکرد دوگانه با ماده سوم اساسنامه آژانس که این نهاد را موظف به تشویق توسعه انرژی اتمی صلحآمیز و ارائه خدمات مفید میکند، مغایرت دارد. منافع عضویت در NPT و پرداخت حق عضویت توسط ایران عمدتاً به متحدان غرب مانند اوکراین میرسد، درحالیکه ایران از هیچ حمایتی برخوردار نیست.
گروسی که پیش از حملات به ایران ادعاهایی در مورد ذخایر اورانیوم ایران مطرح کرده بود اکنون در داووس بر بنبست بازرسیها تأکید میکند بدون اینکه به ریشه مشکل یعنی حملات خارجی اشاره کند.
اظهارات گروسی در داووس نمیتواند جدا از همسویی او با سیاستهای بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ بررسی شود. ترامپ ادعا کرده که تأسیسات هستهای ایران را نابود کرده درحالیکه نتانیاهو سعی در تغییر این روایت دارد تا فشارها علیه ایران را مشروعیت بخشد. نتانیاهو در اواخر مردادماه روایتی ساخت و مدعی شد که ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران از بین نرفته است. گروسی در اظهارات ۲۷ اوت این خط را ادامه داد و گفت: «هنوز با این مسئله مواجهیم که با نزدیک به ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران با خلوص ۶۰ درصد که در اختیار این کشور است، قرار است چهکار کنیم؟» او همچنین ادعا کرد که این مواد عمدتاً در اصفهان، فردو و نطنز نگهداری میشوند و مقدار کمی ممکن است بهجای دیگری برده شده باشد.
این همسویی اتفاقی نیست. گروسی پیش از جنگ ۱۲ روزه در مصاحبه با رسانه اسرائیلی i24 گرای عملیاتی داد: «برنامه اتمی ایران خیلی گسترده و عمیق است. از بسیاری از این تأسیسات بهخوبی محافظت میشود، بنابراین اگر بخواهد به آن تأسیسات حمله شود نیاز به نیروی بسیار ویرانگر دارد.» این اظهارات پیش از حملات تابستانی به ایران نشاندهنده نقش گروسی در تسهیل عملیات اسرائیل و آمریکا است. او پیش از حمله ادعا کرد ایران اورانیوم لازم برای ۶ تا ۷ بمب دارد و به پیچیدگیهای فردو اشاره کرد.
در مهرماه امسال گروسی در ادبیاتی تهدیدآمیز تندادن ایران به مذاکرات را لازمه نجات از دور دیگری از بمبارانها دانست. این رویکرد، همسو با نتانیاهو ایران را بهجای میز مذاکره، پشت میز تحکم مینشاند. گروسی که با کوچکترین اقدام روسیه علیه اوکراین موضعگیری میکند، در مورد ایران هیچ اقدامی انجام نداده و حتی بازرسانش بر خلاف منافع ایران عمل میکنند.
پروتکلهای الحاقی اول و دوم کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹، حمله به تأسیسات حاوی مواد خطرناک را ممنوع کردهاند. ماده ۵۶ پروتکل اول و ماده ۱۵ پروتکل دوم، چنین حملاتی را جنایت جنگی تلقی میکنند. حملات آمریکا و اسرائیل به نطنز، فردو و اصفهان نقض این مفاد است، اما گروسی هیچ واکنشی نشان نداده.
علاوه بر این، همکاری آژانس با اسرائیل که عضو NPT نیست نقض ماده ۷ اساسنامه است. اسناد مکاتبات ایران با آژانس که توسط وزارت اطلاعات از سرزمینهای اشغالی خارج شد این همکاری را اثبات میکند.
ایران، بهعنوان عضو NPT، حق بهرهمندی از انرژی صلحآمیز را دارد، اما رویکرد آژانس این حق را نادیده میگیرد. برای حل این بنبست، آژانس باید حملات را محکوم کند و کمکهای ایمنی ارائه دهد، مشابه آنچه برای اوکراین انجام داد.
گروسی درحالی کاندیدای دبیر سازمان ملل است که مهمترین پرونده کاریاش در آژانس بینالمللی انرژی اتمی یعنی پرونده هستهای ایران را با رویکردی سیاسیکارانه به بنبستی برای آژانس تبدیل کرده است. باز بودن این پرونده امتیازی منفی برای رقابت بر سر دبیرکلی سازمان ملل است؛ برای همین هم گروسی احتمالاً تا آخرین روزی که دوران مدیرکلیاش در آژانس به پایان برسد با رویکردی تهدیدآمیز از جنس آنچه دیروز در پیش گرفته از ایران میخواهد تا به آژانس بابت بازرسی از تأسیسات هستهای مورد هدف قرار گرفته شده در فردو، نطنز و اصفهان دسترسی بدهد تا گروسی در پایان مسئولیتش بازگشت بازرسانش به ایران به برگ برندهای برای فروختن در رقابت دبیرکلی تبدیل کند. عدم تندادن ایران به این پروژه سیاسی گروسی احتمالاً در نهایت منجر به این خواهد شد که گروسی برای توجیه بنبستی که آژانس را در آن گرفتار کرده و با یک پرونده باز آن را به نفر بعد تحویل میدهد موجی از اتهامزنی به ایران را در دستور کار قرار داده و حتی یک گزارش عدم پایبندی نیز به اعضا شورای حکام بدهد تا به این طریق از خود رفع اتهام کند.