
پارسا حجازی، فرهیختگان آنلاین: پس از درز اخبار متعدد از لغو حمله غریبالوقوع چهارشنبه شب ایالات متحده، گزارشهای متعددی از منابع مختلف از جمله The Times of Israel و The Jerusalem Post مبنی بر تاثیر قابل توجه اسرائیل در لغو این عملیات منتشر شد. پشت پرده این اقدام اسرائیل به نظر تصویر پیچیدهای از اختلافات داخلی دولت بنیامین نتانیاهو و همچنین نگرانی از کاهش ذخایر موشکهای رهگیر است.
طبق گزارشهای رسانههای بینالمللی، در شب چهارشنبه گذشته زمانی که پنتاگون و تیم مشاوران امنیت ملی ایالات متحده برای انجام حملهای برنامهریزی شده علیه اهدافی در ایران آماده میشدند، تماسهای فشرده در سطح بسیار بالا بین نتانیاهو و مقامات کاخ سفید برقرار شد. رسانههایی که این موضوع را پوشش دادهاند میگویند نخستوزیر اسرائیل بهطور مستقیم به دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا توصیه کرده است که حمله را به تعویق بیندازد یا لغو کند؛ طبق اعلام رسانهها این موضوع نه بهخاطر تردید در هدف یا پیامدهای سیاسی، بلکه به دلیل نگرانی جدی درباره توان دفاعی اسرائیل در برابر پاسخ موشکی احتمالی ایران بوده است.
دولت تلآویو به واشنگتن گفته بود که پدافند هوایی اسرائیل -که در جنگ ۱۲ روزه با ایران بهطور گسترده مورد استفاده قرار گرفت- در ذخایر موشکهای رهگیر کلیدی مانند Arrow بهطرز قابل توجهی کاهش یافته است و نمیتواند در صورت تشدید بحران، بار دیگر همان سطح حفاظت را تضمین کند. این مسئله بهخصوص در لایههای داخلی دولت نتانیاهو به منبع اختلاف بدل شده؛ برخی مقامهای امنیتی خواستار احتیاط و تقویت دفاعی بودند، در حالی که جناح تهاجمیتر در کابینه فشار میآورد تا حمله انجام شود. بنابراین گزارش اسرائیل هیوم حاکی از آن است که این نگرانیها و فشار برای جلوگیری از یک بحران بزرگتر در پدافند هوایی از عوامل مهمی بوده که باعث شد دونالد ترامپ در لحظات آخر حمله را متوقف یا به تعویق بیندازد.
با این حال، در تازهترین گزارش اسرائیل هیوم به نقل از مقامات دفاعی اسرائیل آمده که این کشور به واشینگتن گفته است در مقطع کنونی امکان دفاع هوایی تا ۷۰۰ موشک بالستیک را دارد. این ادعا درباره «توانایی اسرائیل در تحمل یک محاصره موشکی تا حدود ۷۰۰ فروند»، به عقیده The War Zone بهعنوان بخشی از استراتژی بازدارندگی مطرح شده و هدف آن ارسال پیام به تهران و همچنین به متحدان غربی بوده است که تلآویو آماده دفاع است و نیازی به انجام حملات پیشدستانه ناگهانی ندارد. اما در عمل این عدد با ادعای بازدارندگی کامل دفاعی اسرائیل در صورت تهاجم موشکی انبوه ایران همخوانی ندارد.
در مجموع، تحلیل رسانههای خارجی نشان میدهد که هم اختلاف نظرهای داخلی در دولت نتانیاهو و هم مسائل عملیاتی مربوط به توان دفاعی موشکی اسرائیل نقش تعیینکنندهای در چرخش تصمیمات شب حمله ایفا کردهاند و در عین حال اسرائیل در بیانیههای رسمی تلاش کرده است تصویر خود را بهعنوان کشوری آماده و مجهز به دفاع قوی حفظ کند اما بررسی استراتژیک قوی نشاندهنده آن است که این توانایی حدود مشخصی دارد.
اسرائیل خصوصا پس از حملات موشکی رژیم بعث عراق، با همراهی ایالات متحده شروع به سرمایهگذاری هنگفت در سیستمهای پدافند هوایی کرد. نتیجه این سرمایهگذاری یکی از پیچیدهترین و چندلایهترین شبکههای دفاع هوایی در جهان شد. پدافند هوایی اسرائیل بر اساس یک آرایش لایهلایه طراحی شده است که هر لایه تهدیداتی با مشخصات متفاوت را هدف قرار میدهد. لایه اول در ارتفاع و برد کوتاه، شامل گنبد آهنین (Iron Dome) است. این سامانه عمدتاً برای رهگیری راکتها، خمپارهها و تهدیدات کوتاه برد و همچنین پهپادهای ارتفاع پایین طراحی شده است. گنبد آهنین بر مبنای رادار و یک سیستم فرماندهی و کنترل عمل میکند و به طور خودکار تصمیم میگیرد که کدام تهدیدها ارزش مقابله را دارند. نهایتا مواردی رهگیری میشوند که در مسیر برخورد با مناطق مسکونی یا مناطق استراتژیک هستند. پس از تشخیص و هدفیابی، آتشبار موشکهای رهگیر «تامیر» را شلیک میکند. ادعاها بر آن هستند که این سامانه در درگیریهای گذشته تا حدود ۹۰ درصد تهدیدات را رهگیری کرده است، اگرچه تحلیلگران مستقل درباره دقت این آمار بحث دارند و میگویند نرخ واقعی بسته به نوع حملات ممکن است متفاوت باشد.

لایه میانی شبکه دفاعی، سامانه «فلاخن داوود» یا David’s Sling است؛ محصولی که بهطور مشترک با مشارکت آمریکا توسعه یافته و برای مقابله با موشکهای بالستیک برد متوسط، موشکهای کروز و تهدیدات هوایی سریعتر در بردهای متوسط طراحی شده است. این سامانه در جریان جنگ ۱۲ روزه فعالانه مورد استفاده قرار گرفت و نقش کلیدی در رهگیری موشکهای میانبرد ایران ایفا کرد؛ آمار رسمی اسرائیلی گزارش میدهد که بیش از ۹۰ درصد از بیش از ۲۷۰ موشکی که ایران پرتاب کرده بود، توسط ترکیب این سامانه با دیگر لایهها رهگیری شده است.

فراتر از این دو لایه، سامانههای پیکان 2 و 3 قرار دارند که بخش بالایی و سنگینترین سطح پدافند را تشکیل میدهند. سیستم پیکان برای مقابله با موشکهای بالستیک برد بلند طراحی شده است. عمل رهگیری با این سامانه به طور جنبشی و در خارج از جو و مرحله ترمینال بالستیک انجام میشود.

علاوه بر این موارد، اخیرا اسرائیل سامانه جدید دیگری بر مبنای فناوری لیزری به نام پرتو آهنین (Iron Beam) را رونمایی کرده است. این سامانه که تا پایان سال ۲۰۲۵ عملیاتی شده، برای مقابله با تهدیدات در ارتفاع بسیار پایین، از جمله پهپادها و پرتابههای سبک، طراحی شده است و از توانایی رهگیری در سطح نزدیک به سطح زمین برخوردار است؛ جایی که رادارهای سنتی و سامانههای موشکی زمان و فضای کافی برای واکنش ندارند. همچنین اسرائیل چندین سال است که بر روی توسعه و تست سامانه پیکان 4 برای مقابله با سر جنگی هایپرسنیک کار میکند.

تحلیلهای منتشر شده نشان میدهد که در جنگ ۱۲ روزه همۀ این لایهها در معرض کار قرار گرفتند. به رغم این، در عین حال گزارشهای رسمی اسرائیلی و رسانههای بینالمللی اشاره کردند که تعدادی از پرتابههای ایرانی از دفاع عبور کردند و باعث خسارت و تلفات شدید شدند. در معروفترین آنها میتوان به مورد هدف قرار گرفتن موسسه امنیتی-تحقیقاتی وایزمن اشاره کرد. گرچه رسانههای اسرائیل با همکاری با سامانههای تصویربرداری open source ماهوارهای تلاش گستردهای در سانسور کردن این خسارات ایفا کردند اما ایجاد خسارت با استفاده از موشک بالستیک یک واقعیت فنی در دفاع هوایی است.
پدافند هوایی مدرن لایهای (IADs) گرچه امکان دفع طیف قابل توجه تهاجمات را دارد، اما این به این معنا نیست که این سیستمها نامحدود یا بینقص هستند. هر شبکه پدافندی، به ویژه در مواجهه با حملات انبوه یا انواع پیچیده از موشکها، میتواند «outnumbered» شود. این مفهوم در اصطلاح نظامی یعنی تعداد تهدیدها از توانایی رهگیری لحظهای و ذخایر موشکهای رهگیر فراتر رود. حتی سازندگان این سامانهها اذعان دارند که هزینه و زمان لازم برای تولید و جایگزینی موشکهای رهگیر میتواند در دورههای تنش شدید، یک نقطه آسیبپذیر باشد.
در برابر چنین دفاع پیچیدهای، تهدیدهای موشکی ایران به طور مداوم در حال تحول بوده است. از جمله موشکهای برجستهای که در چند سال اخیر توسعه یافتهاند، میتوان به خیبرشکن و قاسم بصیر اشاره کرد. این موشکها به نقل از منابع سپاه پاسداران با بهرهبری از سوخت جامد به گونهای طراحی شدهاند که در اصطلاح سریعالاستقرار باشند. موشکهای سوخت جامد خصوصا زمانی یک مزیت هستند که نیازی به زمان طولانی برای آمادهسازی موشکهای سوخت مایع ندارند. این موشکها بردهای چند صد تا بیش از هزار کیلومتر دارند و با سرجنگیسنگین، تهدیدی جدی برای زیرساختها و شهرها ایجاد میکنند.
این توانایی ایران به رغم مورد هدف قرار گرفتن چندین شهر موشکی و تعداد بالای لانچرهای متحرک بالستیک (tels) در جنگ قبلی، با توجه به گفتههای مقامات خود اسرائیل و آمریکا حداقل از چندماه گذشته در حال بازسازی و تلاش برای برگشتن به سطح امادگی قبلی بوده است. موضوعی که در کنار ضعف ذاتی سیستم پدافند هوایی به عامل مهمی در محاسبات آینده بدل خواهد شد.