تاریخ : ۱۰:۰۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
کد خبر : 221747
سرویس خبری : فرهنگ و هنر

درباره «محسن چاووشی» و ایستادنش مقابل مردم ستیزان

علی علی تو تمام‌منی

درباره «محسن چاووشی» و ایستادنش مقابل مردم ستیزان

در روزی که به نام عدالت و انسانیت مزین است، محسن چاوشی با انتشار قطعه «یا مولا» نه‌تنها ادای دینی موسیقایی به امیرالمؤمنین علی(ع) کرد، بلکه با انتخابی جسورانه و بی‌ادعا، پلی میان موسیقی پاپ و مفاهیم عمیق اعتقادی ساخت.

انتشار آهنگ «یا مولا» با صدای محسن چاوشی در روز ولادت حضرت علی(ع)، بیش از آنکه صرفاً یک رویداد موسیقایی باشد، کنشی معنا‌دار در نسبت میان موسیقی، باور و ارادت بود. انتخاب یک ملودی شناخته‌شده و محبوب و نشاندن کلماتی تازه بر آن، تصمیمی ساده به نظر می‌رسد، اما چاوشی ثابت کرده این سادگی ظاهری معمولاً حامل لایه‌های عمیق‌تری هم است. او بار دیگر نشان داد که چگونه می‌توان بدون شعار، بدون اغراق و بدون ورود به فضای مرسوم مداحی یا موسیقی آیینی رسمی، ارادت خود به امیرالمؤمنین علی(ع) را در قالب یک قطعه موسیقایی مردمی و معاصر بیان کرد. 
ملودی «یا مولا دلم تنگ اومده» پیش‌تر در حافظه شنیداری مخاطب جا افتاده بود؛ ملودی‌ای احساسی، اندوه‌بار و درعین‌حال صمیمی که ظرفیت بالایی برای بیان دلتنگی و فقدان دارد. چاوشی دقیقاً از همین ظرفیت استفاده کرده است. او به‌جای آنکه به سراغ شکوه حماسی یا بیان مستقیم فضائل برود، مسیر دلتنگی را انتخاب می‌کند؛ دلتنگی‌ای که نه‌فقط شخصی، بلکه تاریخی و جمعی است. این انتخاب، ترانه را به تجربه‌ای مشترک میان خواننده و مخاطب بدل می‌کند؛ تجربه‌ای که ریشه در عشق و فقدان دارد. 
از منظر شعری، آنچه در این قطعه اهمیت دارد، نحوه اتصال مفاهیم عاشقانه و ایمانی است. چاوشی در سال‌های اخیر بار‌ها نشان داده که علاقه‌مند به حرکت روی مرز میان عشق زمینی و عشق قدسی است. در «یا مولا»، این مرز به شکلی ظریف محو می‌شود. دلتنگی، دیگر فقط دلتنگی یک انسان برای انسان دیگر نیست؛ بلکه شوق دیدار، تمنای عدالت و حسرت نبودن مرجع حق و حقیقت در جهان امروز است. امیرالمؤمنین(ع) در این روایت، نه یک شخصیت تاریخی دوردست، بلکه پناهی عاطفی و معنوی است. 
انتشار این قطعه هم‌زمان با روز ولادت امیرالمؤمنین، فرصتی معنادار برای پیوند موسیقی و مناسبت مذهبی فراهم می‌کند. ولادت حضرت علی(ع) در سنت شیعی، یادآور تولد شخصیتی است که عدالت، معنویت و انسانیت در فرهنگ اسلامی با نام او گره خورده است. چاوشی در «یا مولا» با حفظ حال‌وهوای احساسی ملودی، نگاه شخصی خود را به این مناسبت بیان می‌کند و از مسیری آرام و درونی، ارتباطی صمیمانه میان مخاطب و این معنا برقرار می‌سازد. همین رویکرد است که قطعه را از یک اثر صرفاً مناسبتی فراتر می‌برد و به آن بُعدی انسانی و تأمل‌برانگیز می‌دهد.
محسن چاوشی بار‌ها نسبت خود را با مفاهیم دینی و آیینی تعریف کرده است؛ از قطعاتی با حال‌وهوای عرفانی گرفته تا آثاری که مستقیم به ائمه اطهار ارجاع دارند. اما ویژگی ثابت این آثار، پرهیز از کلیشه و زبان تکراری است. او نه در قامت مداح ظاهر می‌شود و نه در جایگاه واعظ. چاوشی، روایتگر احساسی است که از دل باور شخصی می‌آید و همین صداقت، مهم‌ترین عامل ارتباط مخاطب با آثار اوست. 
نکته مهم دیگر، نسبت این ترانه با مخاطب امروز است. در روزگاری که بخشی از موسیقی مذهبی از مخاطب عام فاصله گرفته و بخشی از موسیقی پاپ از معنا تهی شده، «یا مولا» تلاشی است برای پرکردن این شکاف. چاوشی نشان می‌دهد که می‌توان با زبان موسیقی پاپ، مفاهیم عمیق اعتقادی را بیان کرد، بی‌آنکه مخاطب احساس تحمیل یا فاصله کند. این همان نقطه‌ای است که موسیقی مردمی می‌تواند به رسانه‌ای برای انتقال معنا بدل شود. 
از منظر موسیقایی نیز انتخاب ملودی آشنا، یک ریسک محسوب می‌شود. مخاطب معمولاً نسخه اول یک ملودی را معیار قضاوت قرار می‌دهد. اما چاوشی با تغییر بار معنایی اثر، موفق می‌شود شنونده را وارد تجربه‌ای تازه کند. اینجا ملودی دیگر فقط حامل احساس عاشقانه نیست؛ تبدیل به بستری برای بیان ارادت، دلتنگی تاریخی و تمنای عدالت می‌شود. همین جابه‌جایی معناست که اثر را متمایز می‌کند. 
«یا مولا» را می‌توان نمونه‌ای از مواجهه شخصی یک هنرمند با باور دینی دانست؛ مواجهه‌ای که نه به قصد نمایش است و نه برای جلب توجه. چاوشی ارادت خود به امیرالمؤمنین(ع) را فریاد نمی‌زند، بلکه نجوا می‌کند. او از دلتنگی می‌گوید، از فاصله، از غیبت عدالت و از امیدی که هنوز زنده است. شاید همین نجواست که اثر را ماندگار می‌کند. در زمانه‌ای که بسیاری از آثار مناسبتی به‌سرعت مصرف و فراموش می‌شوند، این ترانه می‌تواند فراتر از یک تاریخ خاص شنیده شود؛ چون به احساسی جهان‌شمول تکیه دارد: دلتنگی برای حقیقت. و چه حقیقتی در فرهنگ شیعی، روشن‌تر از نام علی(ع). 

حاشیه‌هایی که به متن نرسیدند

انتشار «یا مولا» مثل بسیاری از آثار محسن چاوشی، بی‌حاشیه نماند. هم‌زمان با موج استقبال از قطعه، در فضای مجازی صدا‌هایی بلند شد که نه از جنس نقد موسیقایی بود و نه حتی گفت‌وگوی فرهنگی. گروهی با ادبیاتی تند و توهین‌آمیز، اصل خوانده شدن چنین ترانه‌ای را زیر سؤال بردند و از چاوشی پرسیدند «چرا» این اثر را خوانده است؛ پرسشی که بیش از آنکه دغدغه هنر یا باور باشد، نشان‌دهنده ناتوانی در تحمل انتخاب شخصی یک هنرمند بود. 
این حاشیه‌ها اما به همین‌جا ختم نشد. برخی تلاش کردند «یا مولا» را به قطعه «علاج» پیوند بزنند؛ اثری که چاوشی در مقطع جنگ 12 روزه و با نگاهی صریح خوانده بود. در این روایت‌های شتاب‌زده، دو اثر با زمینه‌ها و زمان‌های متفاوت، به شکلی تقلیل‌گرایانه کنار هم قرار گرفتند تا از آن‌ها یک «موضع‌گیری سیاسی یا ایدئولوژیک یک‌دست» استخراج شود. حال آنکه چنین نگاهی بیش از آنکه از شناخت کارنامه چاوشی بیاید، حاصل خوانشی سطحی از هنر است. 
نکته مهم اینجاست که محسن چاوشی سال‌هاست نسبت خود را با حاشیه‌ها مشخص کرده است. او نه اهل پاسخ‌گویی‌های هیجانی است، نه وارد جدل‌های مجازی می‌شود و نه آثارش را با توضیح و توجیه همراه می‌کند. برای چاوشی، خودِ اثر حرف می‌زند. «علاج» در زمان خود واکنشی انسانی و ملی به یک وضعیت جنگی بود و «یا مولا» بیان ارادتی شخصی و اعتقادی؛ دو قطعه مستقل که هر کدام از یک احساس صادقانه آمده‌اند، نه از محاسبه واکنش‌ها. 
در واقع آنچه برای چاوشی اولویت دارد، نه رضایت همگانی است و نه پرهیز از سوءبرداشت‌ها؛ بلکه وفاداری به مسیر هنری خودش است. او بار‌ها نشان داده که حاضر نیست انتخاب‌هایش را با ذائقه‌های متغیر فضای مجازی تنظیم کند. شاید همین بی‌اعتنایی به حواشی است که آثارش را ماندگار کرده؛ آثاری که در زمان خود بحث‌برانگیز می‌شوند، اما در گذر زمان، بیشتر به‌خاطر صداقتشان به یاد می‌مانند. 
در نهایت، حاشیه‌ها می‌آیند و ‌می‌روند، اما آنچه باقی می‌ماند، خود اثر است. چاوشی کارش را می‌کند؛ بی‌سروصدا، بی‌بیانیه و بی‌آنکه اجازه دهد هیاهو، مسیر موسیقی‌اش را تغییر دهد. شاید همین سکوت آگاهانه، صریح‌ترین پاسخ او به تمام حاشیه‌ها باشد. 

دیگر مطلب مرتبط با این گزارش را در  روزنامه فرهیختگان بخوانید.