
محسن محمودزاده – فاطمه نوریان، دبیرخانه هیئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی: در تاریخ هر سرزمینی، نهادهایی هستند که بیش از وسعت فیزیکی یا ظرفیت سازمانیشان، نقششان در «روایت ملی» اهمیت دارد. دانشگاه آزاد اسلامی نیز چنین جایگاهی دارد؛ نهادی که با بیش از یکمیلیون دانشجو، میلیونها دانشآموخته، دهها هزار استاد و کارمند و همچنین صدها واحد در سراسر کشور، یکی از بزرگترین دانشگاههای حضوری جهان است و سهمی نزدیک به نیمی از بار آموزش عالی ایران را بر دوش میکشد. با وجود این ابعاد کمنظیر، این دانشگاه هنوز آنگونه که باید روایت نشده است. در جهانی که رقابت بر سر «تعبیر جامعه» و «تصویر آینده» است، بزرگترین خطری که یک نهاد ملی را تهدید میکند، فقدان روایت نه فقدان عملکرد است.
قهرمانی که در جستوجوی مسیر است
دانشگاه آزاد اسلامی، برخلاف تصور برخی، تنها یک شبکه گسترده از ساختمانها و دورههای آموزشی نیست. این دانشگاه، گامبهگام و در طول دههها، محل عبور میلیونها ایرانی بوده است؛ جوانانی از طبقات مختلف که رؤیای تغییر را در ذهن داشتند؛ اما مسیر را نمیدانستند. اگر بخواهیم داستان دانشگاه را روایت کنیم، از همین نقطه آغاز میشود: قهرمانی که هنوز مسیر روشن خود را نیافته است. این قهرمان میتواند چهره هر ایرانی باشد؛ دانشآموزی در شهر کوچک، کارمندی در کلانشهر، کارآفرینی تازهکار، یا خانوادهای که در جستوجوی آیندهای مطمئنتر برای فرزندش است. مسئله مشترک آنان نه فقدان استعداد که فقدان جهت است؛ و هر روایتی که بناست آینده دانشگاه را متحول کند، باید از همین نیاز آغاز شود.
دانشگاه در نقش راهنمای ملی
در روایت نوین دانشگاه آزاد اسلامی، این نهاد در جایگاه «راهنما» ظاهر میشود؛ راهنمایی که با تجربه، گستردگی و دسترسی بیسابقه خود، کنار قهرمان میایستد و نشان میدهد که مسیر ممکن است. دانشگاه آزاد اسلامی، اگر نقش راهنمایی خود را آشکار و معتبر ارائه کند، قهرمان داستان یعنی جوان ایرانی را از مرحله سردرگمی عبور میدهد و او را وارد مسیری میکند که در آن مهارت، تجربه، شبکهسازی و حل مسئله معنا پیدا میکند. این جایگاه راهنما، نقطه تمایز دانشگاه آزاد اسلامی از سایر دانشگاههاست؛ زیرا این دانشگاه بهواسطه حضور در کوچکترین شهرها و پرجمعیتترین مناطق، همواره نزدیکترین نهاد آموزش عالی به زندگی واقعی مردم بوده است.
دعوت به آغاز مسیر آینده
از این نقطه، دعوت دانشگاه آغاز میشود؛ دعوتی که نه در قالب شعار، بلکه با حقیقتی روشن بیان میشود: «میتوانی مسیر آیندهات را از همینجا آغاز کنی.» این دعوت زمانی مؤثر خواهد بود که با نقشهای روشن همراه شود. دانشگاه آزاد اسلامی، در روایت جدید خود، نقشه مسیر را ترسیم میکند؛ مسیری که از تشخیص مسئله آغاز و به مهارت، تجربه، پروژههای واقعی، و در نهایت به ورود مؤثر به جامعه ختم میشود. این نقشه زمانی معتبر خواهد بود که صرفاً بر ساختارهای اداری و آموزشی تکیه نداشته باشد؛ بلکه به نیاز واقعی زندگی جوانان توجه عمیقتری داشته باشد.
بهای سکوت در روایتسازی
اما اگر این روایت ساخته نشود، پیامدهای آن تنها به حوزه ارتباطات محدود نمیماند. خلأ روایت، همان خلأی است که رسانه و جامعه بلافاصله با برداشتهای خود پر میکنند. سکوت دانشگاه در روایت هویت و نقش ملی خود، به کوچکشدن این نهاد در ذهن جامعه میانجامد؛ حتی اگر در واقعیت بزرگترین دانشگاه کشور باشد. در چنین وضعیتی، موفقیتها به چشم نمیآیند، مأموریتها فراموش میشوند و نقش دانشگاه در آیندهسازی کشور کمفروغ جلوه میکند. هزینه فقدان روایت، اگرچه خاموش است، اما عمیق است.
داستانهایی که آینده را میسازند
در پرده پایانی این روایت، دانشگاه آزاد اسلامی به نهاد آیندهساز بدل میشود؛ نه بهواسطه وسعت خود، بلکه به دلیل داستانهایی که میتواند بازگو کند. داستان دانشجویی که در دوران تحصیل، کسبوکار خود را آغاز کرد؛ دانشآموختهای که حل یک چالش شهری را بر عهده گرفت؛ استادی که سالها برای ارتقای علمی و اجتماعی منطقهای کوچک تلاش کرد و خانوادهای که دانشگاه را به چشم یک فرصت برای حرکت در مسیر آینده دید. این داستانها زمانی قدرت مییابند که در قالب یک روایت واحد، شفاف و الهامبخش عرضه شوند.
دانشگاه بهمثابه زیرساخت ملی توانمندسازی
از نگاه آیندهپژوهانه، دانشگاه آزاد اسلامی زمانی در موقعیت مطلوب خود قرار میگیرد که جامعه آن را نه یک نهاد آموزشی، بلکه یک «زیرساخت ملی برای توانمندسازی ایرانیان» تلقی کند. در تصویر آینده این دانشگاه، هر واحد دانشگاهی نقش یک کانون حل مسئله را برعهده دارد، هر دانشجو با نقشهای روشن وارد مسیر رشد و توسعه میشود، هر استاد در توسعه و پیشرفت محلی نقشآفرین است و هر خانواده دانشگاه آزاد اسلامی را بهعنوان مسیری معتبر برای ساخت آینده میبیند. این تصویر، آیندهای است که دانشگاه آزاد اسلامی باید برای خود روایت کند.
تصویر آینده دانشگاه آزاد اسلامی
در پایان، هر روایتی برای اثرگذاری نیازمند یک عبارت مختصر، موجز و الهامبخش است؛ عبارتی که نه بهعنوان شعار تبلیغاتی، بلکه بهعنوان خلاصه هویت آینده دانشگاه عمل کند. براساس تحلیل آیندهپژوهانه و منطق روایتسازی، میتوان برای دانشگاه آزاد اسلامی چنین شعار و تصویر آیندهای را پیشنهاد کرد: «دانشگاه آزاد اسلامی؛ مسیر همآفرینی ساخت آینده.» دانشگاه آزاد اسلامی نهادی است که در آن هر فرد، در هر شهر ایران، میتواند مسیر رشد، مهارت و اثرگذاری خود را با راهنمایی دانشگاه آغاز کند؛ دانشگاهی که بهعنوان زیرساخت ملی توانمندسازی ایرانیان، مسئلههای شهرها را حل میکند، فرصتهای واقعی میآفریند و امید به آینده را در زندگی میلیونها نفر معنا میبخشد. این روایت اگر بهدرستی ساخته و اجرا شود دانشگاه آزاد اسلامی را به جایگاهی میرساند که در آن نهتنها بزرگترین، بلکه اثرگذارترین دانشگاه کشور خواهد بود؛ دانشگاهی که آینده ایران را نه در قالب آمار و ارقام، بلکه در قالب داستانهای واقعی زندگی انسانها معنا میکند.