کمیل قیدرلو، جامعهشناس معتقد است که انقلاب اسلامی، قدرت منحصربهفردی از بدنه مردمی ایجاد کرده که تبدیل به قدرت نرم جمهوری اسلامی شده است. در مواردی بروز بحرانها و تغییر شکل جامعه منجر به تضعیف این قدرت مردمی شده و در مواردی بحرانها زمینه تقویت را فراهم کرده است. با این حال او به این موضوع هم اشاره کرد که برای تقویت قدرت و بدنه مردمی نظام سیاسی ایران، ضروری است که اقداماتی انجام شود. در ادامه مشروح گفتوگوی «فرهیختگان» با قیدرلو را میخوانید.
تولد جمهوری اسلامی با پشتوانه محکم مردمی اتفاق افتاد
قیدرلو یکی از مولفههای اصلی ایجاد و حفظ انقلاب اسلامی را برخورداری از حمایت مردمی دانست و در شرح تاریخچه این حمایت گفت: «انقلاب اسلامی به عنوان یکی از تاریخیترین اتفاقاتی که در مسیر جامعه ایران رخ داده، از ابعاد مختلف قابل تامل و بررسی است. یکی از این ابعاد، مولفه قدرت نرم است. انقلاب اسلامی پس از تاریخ 2500ساله، حاکمیت از بالا به پایین، حاکمیت اقتدارمآب، حاکمیت تمامیتخواه که به صورت شاهنشاهی و سلسلهمراتبی اداره شد و مردم کمترین نقش را در تنظیم مشیتهای زندگیشان نداشتند، به وجود آمد. از زمان مشروطه هم میتوان رگههای مشارکت مردم را دید اما چون دولت مشروطه خیلی زود شکست خورد، موفقیتی محسوب نمیشود اگرچه قانون اساسی مشروطه نوشته میشود؛ اما پس از آن اتفاقات دیگری مثل اشغال ایران و حاکم شدن دیکتاتوری رضاخان اتفاق میافتد که عملا مشروطیت را حذف میکند و منجر به این میشود که مردم برای پیگیری سرنوشت و مطالبات خودشان دست به انقلاب بزنند. این انقلاب آنقدر از مشروعیت مردمی برخوردار است که 98 درصد مردم به جمهوری اسلامی رای میدهند. شاید کمتر جایی باشد که چنین استعلامی از مردم بشود به این معنی که مردم چه میخواهند و پس از آن هم به تفصیل در قانون اساسی آن را پیگیری کنند و مردم نیز به همین رای بدهند. لذا انقلاب اسلامی با پشتوانه پررنگ از مردمی بودن و در امتداد خواسته بزرگ تاریخی، متولد میشود و این جریان تاکنون هم ادامه دارد.»
بحرانهای نظام سیاسی در مواردی زمینه تقویت بدنه مردمی را فراهم کرده
قیدرلو بحرانهای رخداده در نظام سیاسی را به نوعی عامل تقویت این بدنه مردمی معرفی کرد و توضیح داد: «این جریان متولدشده، در طول مسیر با بحرانهای مختلف مواجه شده است. مواجهه با این بحرانها، عملا به عنوان چالشی در مسیر رشد انقلاب، مانعهایی ایجاد کرده و حتما پرسشها، نقدها و ضعفهایی را ایجاد کرده است. این چالشها از یکسو، ابعاد مختلف حکومت برآمده از انقلاب 57 را تقویت میکند و از طرف دیگر در کژکاردیها مخالفتهایی را هم شکل میدهد. طبیعت حرکت و زنده بودن این مسیر بالا پایین و سختیها و فشارهایی که از ابعاد مختلف به جامعه و حاکمیت وارد میشود، هم از سویی میتواند برخی بخشها را تقویت و همچنین برخی بخشها را تضعیف کند. لذا با فضای پویایی در تحلیل رابطه مردم و حاکمیت مواجهیم. آنچه وجود دارد این است که در طول زمان فضای فرهنگی و اجتماعی، به مرور با تغییرات مختلف شرایط جهانی و تغییرات ناظر به سطح تحصیلات، سبک زندگی، ارتباطات مختلف، فشارهای سیاسی اقتصادی و هژمونی رسانهای، فرهنگی که در جهان وجود دارد، امروزه شکل سال 57 را ندارد. جامعه امروز متنوعتر شده، از یکدستی شروع انقلاب، فاصله گرفته است و همین تنوع موجب میشود در موضوعات مختلف، نمود همراهی و پشتیبانی مردمی را به شیوههای مختلف داشته باشیم و انتظار اینکه در سطح 98 درصد، پشت حاکمیت قرار بگیرد، چندان موجه نیست.»
شاخص اول برای حفظ بدنه اجتماعی؛ افزایش اعتماد
اصل همراهی مردم در جریان جنگ 12 روزه نمودی از قدرت نرم است؛ موضوعی که قیدرلو به آن اشاره کرد و گفت: «از آن طرف اصل وجود قدرت نرم، به معنای اینکه مردم پشت حاکمیت در بزنگاهها و بحرانها و نه در موضوعات خرد قرار بگیرند، مشهود است و نیاز به ذکر شواهد ندارد. آنچه در جنگ 12 روزه رخ داد. اینکه مردم ظرف 2 روز متحد شدند و با جنگ تروریستی که در کشور رخ داد، همراه نشدند، علیرغم اینکه نظر سنجیها نشان میداد، مردم از تصمیمات گرفتهشده، ناراضیاند اما پشت دشمن نمیایستند خودش یک قدرت نرم است و نمودی از همراهی مردم است. در نظرسنجیها هم این قابل مشاهده است که همواره 70 تا 80 درصد جامعه، حمایت و پشتیبانی خودشان را انقلاب اسلامی و امتداد جمهوری اسلامی حفظ کردند و این بسیار ارزشمند است. از این جهت که ظرفیتی را در اختیار حکمران قرار میدهد که بتواند نقاط ضعف خودش را بپوشاند و در تعامل با این قدرت نرم، اصلاحاتی انجام دهد. این اصلاحات، زاده موجود زندهای است که در مسیر خود با مشکلاتی مواجه میشود و تجربههایی دارد. ما میگوییم قدرت نرم باید برمبنای جذابیت، اقناع و رضایت عمومی شکل بگیرد و نمیتواند اجبار کند. وضعیت کنونی نشان میدهد مردم در همراهی با جمهوری اسلامی در بزنگاههای تند و حیاتی و بحرانی نشان دادند بدون آنکه پای اجباری وسط باشد، خودشان همراهی میکنند و بخشی هم که نارضایتی دارند، ممکن است همراهی نکنند اما مخالفت هم نمیکنند. براین اساس ناراضیان هم طیفهایی دارند؛ اما نکته این است که این همراهی تضمینشده نیست. کمااینکه تا الان هم ریزشهایی داشته، بالا و پایینهایی داشته، میتواند تغییر کند؛ اگر حاکمیت نتواند با ترکیبی از اقدامات ساختاری و فرهنگی و ارتباطی، رضایت و اقناع عمومی را شکل دهد و جذابیت پیام خودش را حفظ کند. به مرور گزینههای بدیل و جایگزین از پیوستگی که قدرت نرم حکومت را شکل میدهد، فاصله خواهد گرفت. برای مثال مهمترین عنصری که به شکل دادن این عنصر، اقناع و جذابیت، مهم است؛ اعتماد است. اعتماد عنصر اصلی است که نمیتوان آن را کنار گذاشت و خودش را در سرمایه اجتماعی نشان میدهد. اگر نتوانید، با ایجاد شفافیت و پاسخگویی و با سنجیدگی خاص در حاکمیت نهادینه شود و انتظار مردم مشخص شود (مثلا انتشار گزارشهای دولت، در میان گذاشتن مسائل در روالهای مردمی و واجد نمایندگی مثل گروهها و اجتماعات تخصصی یا گروههای مرجع دانشی که میتوانند جامعه را نمایندگی کنند.) اگر این اتفاق رخ دهد، بخشی از اعتماد قابل بازگشت است.»
شاخص دوم؛ بهبود کیفیت زندگی و عدالت اجتماعی
یکی از موضوعاتی که قیدرلو برای حفظ همبستگی اجتماعی به آن اشاره میکند، بهبود کیفیت زندگی و عدالت اجتماعی است، وی افزود: «بخشی دیگر بهبود کیفیت زندگی و عدالت اجتماعی است. پس از نظرسنجیهایی که بعد از جنگ 12 روزه صورت گرفته، 86 درصد مردم، در میانه دوگانه سیاسی اقتصادی، گفتند نارضایتیشان اقتصادی است و مردم دغدغه معیشت یا حتی عدالت دارند. اگر در بهبود کیفیت زندگی عدالت اجتماعی به این موضوع توجه کنیم، بخشی از نارضایتی مردم رفع میشود. برای مثال الان بخشی از فشارهایی که به مردم وارد میشود ناظر به این است که رسانههای معاند میگویند، آب مصرفی برای مردم وجود ندارد یا جنگلها آتش گرفت کسی آن را خاموش نکرد. تصویری ایجاد میشود که مردم احساس میکنند از همه سو با مشکلات زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی درگیرند و همه اینها هم در بستهای است و آن هم سیاست خارجی است که حل نمیشود. اگر بتوانیم در ابعاد اجتماعی و در حوزههای مختلف، حمایتهایمان را حفظ کنیم و توسعه دهیم، بخشی از نارضایتی حل میشود و هرکدام از این موارد در حوزه قدرت نرم نقش خودشان را ایفا میکنند.»
مردم باید احساس کنند شنیده میشوند
دو شاخص دیگر، حفظ ارزشهای هویتی و شنیده شدن توسط مردم است، موضوعی که قیدرلو به آن اشاره و توضیح داد: «موضوع دیگر تاکید روی ارزشهای هویتی، فرهنگی مشترک است. باید در رسانه فرهنگی، جشنواره فیلم، روایت موفقیت ارائه شود، مردم باید بدانند که من موفق هستم. علاوه براین موفقیتهای بینظیر در جهان برای مردم کمرنگ است و روایتی که موثر باشد، دیده نمیشود. حل و روایت اینها میتواند به مردم امید بدهد و این امید، پایه هویت مشترک است. کارهایی که میتوان در حفظ ریشههای تاریخی انجام داد، بسیار است.بخش دیگر این است که مردم احساس کنند، شنیده میشوند. در واقعیت این احساس میان مردم وجود ندارد. گاهی علل حمایت از برخی اعتراضات این است که تصور میکنند اینطور شنیده میشوند که به این وضعیت اعتراض دارند ولی کسی به ما توجه نمیکند. حس افراد این است که شیوه دیگری برای شنیده شدن وجود ندارد. »












