محمدسجاد حمیدیه ، خبرنگار: در برهوت جشنواره چهل و چهارم که هنوز نشانی از یک فیلم واقعاً خوب دیده نشده است، «قایقسواری در تهران» توجهها را به خود جلب میکند. پیمان قاسمخانی بهعنوان نویسنده فیلم، توانسته با خلق موقعیتهای کمیک و جذاب، تماشای فیلم را برای تماشاگر لذتبخش کند. مهمترین ویژگی اثر، لحن خاص سرخوش و تاحدی کودکانه آن است. مخصوصاً کاراکتر آیدا، دختر هدیه، بسیار به شکلگیری این لحن ویژه در فیلم کمک کرده است. بازی بسیار خوب بازیگر کودک، بنیتا افشاری، در این اتفاق نقش کلیدی دارد. دیگر بازیهای فیلم هم خوب هستند. خود قاسمخانی نقش اصلی فیلم را با تسلط بازی کرده و سحر دولتشاهی نیز در نقش مقابل او قابلقبول است. حتی حضورهای کوتاه امین حیایی و محمد بحرانی نیز بسیار جذاب است و لحظات کمدی خوبی با حضور آنها خلق شده است.
تحلیل تکتک موقعیتهای کمیک فیلم، در حوصله این متن نمیگنجد. برای نمونه میتوان به تقابل هدیه (سحر دولتشاهی) با مهندس ساختمانی که امین حیایی نقشش را بازی میکند اشاره کرد. در این موقعیت، یک طنز مبتنی بر انباشت تنش شکل میگیرد. دختر هدیه مرتب با او تماس میگیرد، اما میدانیم که مهندس شدیداً از اینکه کسی در هنگام جلسه موبایل خود را پاسخ بدهد عصبانی میشود و قرارداد تهیه غذا که هدیه به دنبال آن است قطعاً به باد خواهد رفت. با تشدید تدریجی این تنش، در انتهای سکانس به موقعیت فوران خشم هدیه میرسیم که کمدی سکانس را به اوج خود میرساند. دیگر موقعیت کمدی مهم در فیلم، تقابل هدیه با پارمیس، نامزد مازیار، است. مازیار (پیمان قاسمخانی) و هدیه، در دوران دانشجویی یک دوستی کوتاهمدت داشتهاند که با مهاجرت مازیار نافرجام میماند. حسادت پنهان میان این دو در چند موقعیت مختلف، علاوه بر خلق لحظات کمدی شیرین، عشق هنوز خاموشنشده هدیه نسبت به مازیار را هم میسازد.
در پایان فیلم، با سر رسیدن دوست سابق پارمیس، مازیار از ازدواج با او منصرف میشود. این سکانس شاید به نظر برخی سادهانگارانه بیاید، اما به نظر میرسد که این اتفاق بهدرستی در منطق روایی و شخصیتپردازی فیلم جا میگیرد. اولین نکته که باید به آن توجه کرد، تأکید بر «بچه» بودن پارمیس است که از همان ابتدای فیلم مطرح شده است. همچنین در یک لحظه بسیار خوب در سکانس پایانی، وقتی پارمیس و دوستش دارند یک دعوای کودکانه با یکدیگر میکنند، مازیار آنها را «بچهها» خطاب میکند. در شخصیت کودکانه پارمیس میگنجد که بهراحتی قهر و آشتی کند و تصمیم خود را تغییر دهد. همچنین تماشاگر کاملاً حس میکند که مازیار و پارمیس باتوجهبه ویژگیها و اخلاقیاتشان، اصلاً مناسب یکدیگر نیستند. در مقابل، شباهتهای شخصیتی میان مازیار و هدیه از ابتدا موردتأکید قرار میگیرد. باتوجهبه این موارد، تماشاگر نیز طرفدار قطع رابطه مازیار با پارمیس و رسیدنش به هدیه است. پرداخت ساده و مینیمالیستی فیلم به این دو رابطه، ما را به یاد این دست فیلمها در سینمای هالیوود کلاسیک میاندازد. «قایقسواری در تهران» تا اینجا بهترین فیلم جشنواره بوده است. رسول صدرعاملی برای دومین سال متوالی، بهترین فیلم جشنواره را کارگردانی کرده که او را در میان موفقترین فیلمسازان فعلی سینمای ایران قرار میدهد. در انتها، یادمان نرود که سینمای ایران امروز بیش از همیشه به این دست فیلمهای سرخوش و دلنشین احتیاج دارد.
شماره ۴۶۴۹ |
صفحه ۵ |
فرهنگ و هنر
دانلود این صفحه
سرخوشی در تهران












