حمیدرضا رنجبرزاده،خبرنگار:بهعنوان کسی که هرچه آثار محمدحسین مهدویان جلوتر رفتند، بیش و بیشتر از او ناامید شده بودم، با سوءظن خالص وارد سالن شدم؛ اما در نهایت خروجم از سالن، با یک رضایت کلی همراه بود. علت اصلی، خیلی ساده است؛ بازگشت به جایی که مهدویان آن را بهتر بلد است، داکیودراما. سوژهای که «نیمشب» روی آن دست میگذارد، شاید ایدئال نباشد، اما قطعاً مناسب است. چرا ایدئال نیست؟ چون داستان سعی میکند قهرمانی مرکزی (مهدی) بسازد ولی کلیت پیرنگ، بر خردهروایتها استوار شده است. چرا مناسب است؟ چون واقعیت انتخابشده، ظرفیتهای دراماتیک متعددی دارد که کاملاً مناسب خردهپیرنگ است.
التهاب داستان واقعی است؛ نه به این خاطر که برآمده از واقعیت باشد، بلکه به این علت که ساخته میشود و مخاطب علاوه بر باور آنها، نگرانشان میشود. از طرفی نخ تسبیحی که این خردهروایتها را به یکدیگر متصل میکند، کشش لازم را داراست. بمبی که عمل نکرده و در نزدیکی بیمارستانی است که منبعی مملو از ۳ تن اکسیژن دارد. وضعیت مناسبی است. مهمتر از آن، نسبتی است که مردم محله یوسفآباد، با این وضعیت میسازند. در عین کثرت و سنین و شکلهای متفاوت، حول این مسئله وحدتی میان آنها شکل میگیرد و داستان علیرغم ضعفهای جدی خود، در مجموع سربلند بیرون میآید و ملی است. ضعفهایی که از میان آنها، میتوان به برخی شوخیهای کلامی نابجا و تعداد غیرقابل چشمپوشی از خردهپیرنگهایی که قابل حذف هستند، اشاره کرد. اگر برای تدوین نسخه اکران عمومی، سختگیری بیشتری برای حذف اضافات صورت بگیرد، هم پیرنگ نفس میکشد و هم فیلم زمان مناسبتری مییابد. این اشکال خصوصاً درباره اپیلوگ فیلم، مصداق شدیدتری دارد و بهدلیل رفع مشکل اصلی، دیگر آن کشش لازم را ندارد و البته کمی آلوده به سانتیمانتالیسم است. البته ضعفهای دیگری نیز وجود دارند. بعضی از دیالوگها تصنعی، شعارزده و بینسبت با شخصیتها هستند و از سوی دیگر، مسائلی در فیلم مطرح میشوند که در سطح میمانند؛ مانند دعوای شخصیت مهدی با فرماندهی که متهم است به کمکاری و غفلت که آبکی و شل است.
اما در کنار این موارد، داستان ظرفیتهای تصویری خوبی دارد و کم و بیش از آنها استفاده میکند. فیلمنامه آن و لحظههایی دارد که توان لمس احساسی مخاطب را دارند. البته بهدلیل دور ایستادن فیلمساز از فردیت شخصیتها، از ایجاد حس خاص نسبت به تکتک آنها بازمیماند ولی بهدلیل ساخت و پرداخت یک شخصیت و قهرمان جمعی، این جمع شایسته همراهی هستند. روایت در نزدیکشدن به احوالات فردی جمع حاضر در این معرکه موفق نیست و بعضاً این نزدیکشدنها، کار را خراب میکند؛ اما زمانی که روایت کمی عقبتر میرود و جمع افراد را به یکدیگر پیوند میدهد، دقیقتر و دلچسبتر پیش میرود. گرچه ایکاش در این خردهروایتها، مزاحم مهلکی بهنام تیزرهای تبلیغاتی گاهوبیگاه شهرداری تهران وجود نداشت!
شماره ۴۶۴۶ |
صفحه ۵ |
فرهنگ و هنر
دانلود این صفحه
بازگشت امیدوارکننده به جادۀ قدیمی؟











