احمد صالحی،کارشناس مسائل پولی و بانکی : زمانی که از رسمی کردن تجارت و تسویه ارزی صحبت میکنیم، قطعاً اولین سؤال این خواهد بود که رسمی کردن تجارت به چه معنی است. برای شروع لازم است به این موضوع اشاره کنیم که برای رسمی شدن تجارت ایران، دو روش قابل طرح است: نخست، همکاری مستقیم با چین و دوم، استفاده از سازوکارهای مبتنی بر بلاکچین. در روش اول، طرف چینی میتواند یک SPV (سازوکار ویژه مالی) تعریف کند و بخشی از خریدهای بزرگ ما، مانند تأمین کالاهای اساسی، به سمت چین هدایت شود. خرید کالای اساسی یک ویژگی مهم دارد؛ این حوزه معمولاً شامل حدود پنج قلم کالاست: گندم، جو، ذرت، سویا و کنجاله. حجم این خریدها ممکن است به حدود ۱۵ میلیارد دلار در سال برسد، اما مدیریت آن پیچیدگی بالایی ندارد. برای مقایسه، بخش صنعت کشور ممکن است ۳۰ میلیارد دلار واردات داشته باشد، اما این رقم باید میان هزاران تاجر، از مواد اولیه تا ماشینآلات، توزیع و مدیریت شود. در مقابل، کالای اساسی در حال حاضر توسط دو شرکت در کشور مدیریت میشود.
مزایای واردات کالاهای اساسی از چین
این شرکتها میتوانند در راستای تنوعبخشی به مبادی تأمین کالاهای اساسی عمل کنند. روسیه در این زمینه وارد سبد وارداتی ما شده و اقدام مثبتی است؛ چین نیز میتواند به این چرخه افزوده شود. در این صورت، شرکتهای جدید چینی بهعنوان فروشندگان غلات تعریف خواهند شد و برای آنها سازوکار مالی طراحی میشود. این سازوکار میتواند مبتنی بر یوان دیجیتال باشد؛ همچنین ترکیبی از یوان داخلی چین و اتصال به سامانه CIPS نیز قابلاستفاده است. البته اجرای این بخش نیازمند تعریف پروژه در سطح دولت و برخورداری از پشتوانه سیاسی است. بااینحال، موضوع درباره ایجاد یک کسبوکار جدید در مقیاس میلیارددلاری است؛ شرکتهای فروشنده غلات چینی اصولاً سهمی در بازار آمریکای شمالی ندارند، زیرا آمریکا خود از بزرگترین فروشندگان غلات در جهان است؛ بنابراین، این شرکتها وابستگی مستقیمی به بازار آمریکا ندارند. ازسویدیگر، این کسبوکار شامل پنج تا شش قلم کالای مشخص است و قابلیت مدیریت بالایی دارد؛ یعنی لازم نیست با صدها هزار شرکت طرف بود. با دو شرکت اصلی میتوان کل فرایند را مدیریت کرد.
الزام تعریف سازوکار همکاری ایران و چین میان دو دولت
در بعد سیاسی نیز میتوان این سازوکار را در قالب همکاری میان دولت ایران و دولت چین تعریف کرد. ترکیب این روند با یوان دیجیتال، باتوجهبه انگیزه جدی چین برای گسترش استفاده از آن، میتواند در جابهجاییهای مالی مؤثر باشد. در این چهارچوب، یک SPV ایجاد میشود تا بهصورت رسمی یوان داخلی چین دریافت شود؛ فروش نفت با یوان داخلی انجام گیرد و با همان منابع، کالای اساسی خریداری شود.
چرا یوآن برای تجار جذاب نیست؟
این پرسش مطرح است که چرا در حال حاضر یوان داخلی برای تجار جذابیت ندارد؟ دلیل آن است که آنها باید نفت تحویل دهند و در مقابل، یوان داخلی دریافت کنند. دلیل اصلی نبود بازار و عمق معاملاتی است. برای ایجاد جذابیت، باید ابتدا یک بازار با حجم و عمق مشخص شکل بگیرد تا دیگران نیز بهتدریج وارد این مسیر شوند. ایجاد چنین زیرساختی در حوزه کانالهای رسمی مالی امکانپذیر است. در بخش رمزارز نیز میتوان از یوان دیجیتال استفاده کرد؛ نه از تتر که ممکن است تحتتأثیر محدودیتهای آمریکا قرار گیرد یا دچار نوسان شود. این رویکرد، هم انگیزه لازم را برای طرف چینی ایجاد میکند و هم ریسک نوسانات سایر رمزارزها را کاهش میدهد، ضمن آنکه وابستگی به زیرساختهای تحت کنترل آمریکا را کم میکند.
ما درباره رقمی در حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیارد دلار صحبت میکنیم. برای چنین حجمی، قانعکردن تعداد زیادی تاجر بهمنظور دریافت منابع و تأمین مواد اولیه کار سادهای نیست؛ اما در حوزه غلات، موضوع متفاوت است؛ با چهار یا پنج قلم کالا و همکاری با چهار شرکت، مدیریت فرایند سادهتر میشود. در این حالت، تعداد تراکنشها و شرکتهای درگیر کاهش مییابد، اما حجم عملیات بالا میرود. پس از شکلگیری این کانال میتوان بهتدریج بخش صنعت را نیز به این مسیر هدایت کرد.
کیف پول دیجیتال چندامضایی
نکته مهم دیگر، امکان استفاده از کیف پول چندامضایی است. در این مدل، امضای چند نهاد، مانند بانک مرکزی، سازمان توسعه تجارت و سایر دستگاههای مرتبط، برای جابهجایی منابع الزامی است. بهاینترتیب، منابع مالی در اختیار خود کشور باقی میماند. چه در سازوکار رسمی و چه در بستر مبتنی بر فناوری بلاکچین و قرارداد هوشمند چندامضایی، کنترل وجوه از طریق امضاهای تعریفشده در نهادهای داخلی انجام میشود و جابهجایی پول تنها با تأیید آنها صورت میگیرد. در ۱۴ سال گذشته، حجم تراکنشهای مالی میان ایران و چین به حدود ۸۰۰ میلیارد دلار رسیده است. موانعی مانند FATF و تحریمها نیز نتوانستهاند این روند را متوقف کنند؛ موضوعی که از ظرفیت بالای این روابط حکایت دارد.
معامله برد برد ایران و چین با استفاده از ارز محلی
از طرفی استفاده از یوان داخلی چین در شبکه مالی محلی این کشور، سطح مشاهدهپذیری محدودی دارد. ازسویدیگر، چین انگیزه بالایی برای گسترش نقش بینالمللی یوان و افزایش عمق استفاده از آن دارد و چنین همکاریهایی میتواند این هدف را تقویت کند. همچنین، شکلگیری یک کسبوکار جدید روی میز، برای مجموعهای از شرکتهای چینی فرصت اقتصادی ایجاد میکند. برای مثال، یک شرکت فعال در حوزه غلات که نگرانی مستقیمی از تحریمهای آمریکا ندارد؛ زیرا صادراتی به آمریکا ندارد و میتواند سالانه میلیاردها دلار درآمد کسب کند. چنین شرکتی خود به دنبال طراحی سازوکارهای لازم در داخل چین خواهد رفت و میتواند از ظرفیت بهترین مشاوران حقوقی و کارگزاران مالی استفاده کند تا موانع حقوقی، قراردادی و اجرایی را برطرف سازد. در این چهارچوب، هدف نهایی میتواند حرکت به سمت رسمیسازی سازوکارهای مالی دوجانبه و ایجاد امکان تسویه میان یوان و ریال باشد.











