ایمان عظیمی،خبرنگار گروه فرهنگ:دهه 90 در سینمای ایران چندان به کام فیلمسازان نوظهور نبود و برخلاف روزهای خوش گذشته، بهجز چند اسم معدود، رویشی در این ایام شکل نگرفت؛ یکی از این اسامی «محمدحسین مهدویان» بود. او از همان ابتدا جلوهای متفاوت از سینما را به نمایش گذاشت و توانست نام خودش را بهعنوان یک کارگردان صاحب ایده در میان مخاطبان عادی و حتی سینهفیلها جا بیندازد. بخش قابلتوجهی از زمین آماده کشت سینمای ایران تاکنون دستنخورده باقی مانده است و کمتر کسی به خودش اجازه میدهد از نقطه امن فیلمسازی فاصله بگیرد و قاعده را به هم بزند. مهدویان در این زمینه هم اسمی قابلاعتناست و توانسته پس از یک دهه حضور در وادی سینمای حرفهای کماکان دوام بیاورد و صفهای نمایش و اکران فیلم را به ازدحام جمعیت مشتاق گره بزند. دوگانه «ماجرای نیمروز»، «ایستاده در غبار»، مستند «ترور سرچشمه» و تریلر «مرد بازنده» بهخوبی نشان داد برای مهدویان این مدیوم بازی و سرگرمی محض نیست و اصل و اساس کارش را شکل میدهد. به بیان دیگر، در سینمایی که محتوا بر هر چیز دیگری ارجحیت دارد بدیهی است رویکرد ضدزیباییشناسانه از حاشیه به مرکز میآید و توسط مخاطبان و صاحبان سرمایه جدی گرفته میشود. حال مهدویان برخلاف فضای حاکم بر سینمای ایران تاکنون کار بزرگی انجام داده و دغدغهاش را با رجوع به متن درام به سینمای ژانر پیوند زده است. شاید یک فیلمساز در ابتدای کار با رجوع به اخلاق عرفی و مصالح اجتماعی پشت دوربین قرار بگیرد و موفقیتی هم به دست بیاورد؛ اما این سواد سینمایی و فیلمیک است که میتواند هنرمند و تکنسین را حتی باوجود شکست در پروژههای گوناگون سرپا نگه دارد. مهدویان از آغاز تاکنون فیلم بد هم ساخته و شکست تجاری هم خورده؛ اما اشرافش بر اقتضائات سینمای ژانر باعث شده تا همچنان سرپا بماند. «نیمشب» روایتی تماماً سینمایی و صادقانه از تلاشهای مردم و نیروهای جانبرکف نظامی و انتظامی برای ردشدن از یک بحران اساسی است. رژیم صهیونی در یکی از شبهای جنگ تحمیلی 12 روزه منطقه یوسفآباد را هدف قرار میدهد. حال بمبی خنثینشده، دیواربهدیوار بیمارستان حضرت فاطمه(س) فرود میآید و همه از اهالی گرفته تا بیماران چارهای جز ترک منطقه ندارند. مهدویان با عبور از فضا و اتمسفر جاری در آثار جدیاش، بخش نهفته ظرفیتهای سینمایی خود را هویدا میکند؛ در این موقعیت مسئله دیگر مستندنمایی و استفاده از نمای نقطهنظر برای انتقال حس به مخاطب نیست، زیرا وضعیت بهقدری ملتهب است که هیچنیازی به افزودن عناصر ماکسیمال نمایشی به متن درام احساس نمیشود. مهدویان نسبتی با کمدیهای بیمایه و پوچ این روزها ندارد و باید فیلم خودش را بسازد. نیمهشب از سنخ همان آثاری است که ما از کارگردان «مرد بازنده» و «ایستاده در غبار» سراغ داریم؛ روایت مقاومت مردم عادی زیرسایه جنگ و خشونتی که بدمنها و آنتاگونیستهای جهان مادی بر پاکترین فرزندان «آدم» تحمیل کردهاند کار سرمایههای فیلمسازی این مملکت است و الا فیلم استراتژیک و امنیتی ساختن آنهم در قالب سینمای غریبنمای ژانر در ایران کار هر تازهواردی نیست. ساختار خردهپیرنگ در فیلمنامه «نیمشب» و تأکید دوربین روی هر یک از کاراکترها باعث شده تا دورنمای دقیقی از ایران واقعی - و نه ایران بازنمایی شده توسط رسانههای تروریستی اپوزیسیون - به مخاطب انتقال پیدا کند. فیلمساز حتی نگاه دگرستیزانه موجود در «لاتاری» را در این اثر تصحیح میکند که در جای خودش قابلتحسین است. ساخت «نیمشب» در سال ۱۴۰۴ شمسی در امتداد «وصل نیکان» ابراهیم حاتمیکیا این پیام را به مای مخاطب انتقال میدهد که چرخه دترمنیستی تاریخ از حرکت بازنمیایستد. از اینها گذشته، محمدحسین مهدویان با معرفی «احسان منصوری» بهعنوان کاراکتر محوری درام نوید یک بازیگر جدی و شاخص را در آینده به سینمای ایران میدهد.
شماره ۴۶۴۶ |
صفحه ۵ |
فرهنگ و هنر
دانلود این صفحه
محمدحسین مهدویان در فیلم «نیمشب» یک پرتره از جنگ ۱۲ روزه را روایت کرده است
شکست لاتاری اسرائیل در یوسفآباد











