علی ملکی،خبرنگار گروه سیاست:حالا مشخص شده کاسهای زیر نیمکاسه است و الا چطور میشود «پیرکودک» که خرج زندگیاش را مادرش تأمین میکند یکباره توییتهایش از چند ده لایک به چند دههزار لایک برسد؟ این کاسه را روزنامه فرانسوی فیگارو از زیر نیمکاسه بیرون کشیده و در مقالهای تحتعنوان «حسابهای جعلی، لایکها و شاه ایران»، به افشای ابعاد گسترده یک کارزار سازمانیافته برای برجستهکردن چهره رضا پهلوی در فضای مجازی پرداخته است.
این گزارش با اشاره به یک نزاع نظامی بین ایران و رژیم صهیونیستی نوشته اسرائیل تحولات ایران را بادقت زیر نظر دارد. در ماه ژوئن، رژیم صهیونیستی اهدافی در ایران را هدف حملات خود قرار داد و پس از پاسخ موشکی ایران، جنگ در عرصه نظامی متوقف شد. اما به گزارش روزنامه فیگارو ۳۱ ژانویه، در شبکههای اجتماعی جنگ هرگز متوقف نشده است. به نوشته فیگارو در ماههای اخیر، پژوهشگران و متخصصان مقابله با اطلاعات فِیک، با چند ماه بررسی شبکههای اجتماعی، رشد کمپینهای هماهنگ برای مخاطبان ایرانی را مشاهده کردهاند که از خارج از ایران مدیریت میشوند. طبق این گزارش، این کمپینها مبتنی بر شبکههایی از حسابهای غیرواقعی و محتوای دستکاریشده یا تولیدشده توسط هوش مصنوعی هستند.
بر اساس دادههای این گزارش، در این عملیات - که با هدف تبدیل فرزند شاه سابق ایران به یگانهچهره اپوزیسیون طراحیشده - «رد پای اسرائیل بهوضوح دیده میشود». بنیانگذار سازمان مستقل «سوشال فورنزیکس» (متخصص تحلیل دستکاریها در پلتفرمهای دیجیتال) جف گلدبرگ در این باره میگوید: «گستره و پیچیدگی دستکاریهایی که در فضای فارسیزبان مشاهده میشود، نشاندهنده دخالت یک بازیگر دولتی است.» همچنین یافتههای این مؤسسه نشان میدهد که «بیش از ۹۵ درصد حسابهایی که از ایموجی «تاج» استفاده میکنند، غیرواقعی و جعلی هستند» و صرفاً برای شبیهسازی حمایت مردمی به کار میروند.
فیگارو به نقل از پژوهشگران آورده که روشهای توصیفشده بر انتشار حجم بالای مطالب و هماهنگی در موضوعات متکی هستند. به این صورت که شبکههایی از حسابها، پیامهای مشابه را با هشتگهای یکسان بازنشر میکنند تا بازدیدهای مصنوعی را ایجاد کنند. به گفته آنان «همین انباشت سیگنالها کافی است تا برخی محتواها، فارغ از استقبال واقعی کاربران، در صدر جریانها قرار گیرند.»
هر 7 دقیقه یک پیام در ایکس
این مؤسسه ۴ هزار و ۷۶۵ حساب را شناسایی کرده که هرکدام بیش از ۱۰۰ پیام در روز منتشر میکنند. اگر هر حساب 12 ساعت روزانه درگیر پیامنویسی در شبکه ایکس باشد، به طور متوسط باید هر 7 دقیقه یک پیام در این شبکه تولید کرده باشد. این 4 هزار و 765 حساب در مجموع ۸۴۳ میلیون توییت از زمان آغاز به فعالیتشان در شبکه اجتماعی ایکس ثبت کردهاند، همچنین مشخص شده ۱۱ هزار و ۴۲۱ حساب دیگر به شکل غیرطبیعی تعامل زیادی دارند و در مجموع ۱٫۷ میلیارد «لایک» ثبت کردهاند. ۸ هزار و ۸۳۰ حساب نیز چندین بار نام کاربری خود را تغییر دادهاند. طبق این گزارش، این کار «روشی است که معمولاً با عملیات هماهنگ مرتبط است.» ۳ هزار و ۳۶۱ حساب مرتبط با این گفتوگوها توسط پلتفرم تعلیق شده است.
حسابهایی که یکباره فعال شدند
فیگارو در مطلب خود با اشاره به گزارشی که پاییز ۲۰۲۵ توسط آزمایشگاه امنیت سایبری وابسته به دانشگاه تورنتو، سیتیزن لب و به نقل از هاآرتص منتشر شد، از یک کارزار نفوذ توسط پروفایلهای جعلی سخن میگوید. این پروفایلها از ۲۰۲۳ ایجاد شده بودند و نزدیک به دوسال عمدتاً غیرفعال ماندند؛ اما اوایل ۲۰۲۵ و همزمان با افزایش تنشهای نظامی میان اسرائیل و ایران ناگهان فعال شدند. سیتیزن لب اعلام کرده که برخی محتواها پیش از آن منتشر شدهاند که آن اطلاعات توسط منابع محلی یا رسانههای ایرانی گزارش شود. پژوهشگران به نشانههای هماهنگی میان اکانتها مانند زمانبندیهای همزمان انتشار و نبود هویتهای معتبر اشاره میکنند. در این گزارش آمده: «درجه هماهنگی مشاهدهشده با پویایی طبیعی سازگار نیست و از برنامهریزی متمرکز حکایت دارد.» فیگارو تأکید کرد در میان اهداف آشکار این کارزارها، «ترویج رضا پهلوی» برجسته است؛ چراکه او از حمایت اسرائیل برخوردار است و به همین جهت، روایت سلطنتطلبانه در شبکهها تقویت میشود. «فیلیپ مای» پژوهشگر آزمایشگاه رسانههای اجتماعی دانشگاه متروپولیتن تورنتو در این باره مینویسد که «افرادی بهطورجدی بهویژه در شبکه اجتماعی ایکس فعالیت میکنند تا رضا پهلوی را صدا و چهره اصلی اپوزیسیون جلوه دهد.» وی شرح میدهد: «برخی حسابها پیام خود را به یک مخاطب واحد، رئیسجمهور آمریکا، میفرستند تا او را به اقدام علیه ایران و حمایت از رضا پهلوی قانع کنند.» در نتیجه، شبکه ایکس پر از حسابهایی با ایموجی «تاج» شده که به گفته فیگارو، هویتی ساختگی است که برای شبیهسازی حمایت مردمی از ربعپهلوی به کار میرود. این تکنیک که آستروتورفینگ نام دارد، نوعی «توهم بسیج تودهای» میسازد. گزارش سوشالفورنزیکس برآورد میکند بیش از ۹۵ درصد حسابهای با ایموجی «تاج» غیرواقعیاند.
تسلیحات جدید الگوریتمی
چندماه پیش از گزارش فیگارو، روزنامه صهیونیستی هاآرتص و مجله مارکر در افشاگری اعلام کردند شبکهای سازمانیافته مستقر در سرزمینهای اشغالی و با تأمین مالی غیرمستقیم کابینه رژیم صهیونیستی طی ماههای اخیر فعالیت گستردهای برای بهبود وجهه رضا پهلوی و تبلیغ مطالبه «بازگشت سلطنت» را در رسانههای اجتماعی دنبال کردهاند. بر اساس این گزارش زمینه سیاسی این عملیات به سفر رسمی رضا پهلوی به سرزمینهای اشغالی در اوایل سال ۲۰۲۳ بازمیگردد که میزبان وی در این سفر «گیلا گملیئل» بود. این افشاگریها البته موضوع پنهانی نبوده است. بازخوانی رویکردهای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی فهم این جریانات پیچیده را آسانتر میکند. واقعیت این است آنچه در گزارشهای فنی و تحلیلهای بینالمللی تحتعنوان «عملیات نفوذ» یا «کارزار اطلاعات نادرست» توصیف شده، در اصل تجسم دکترین تهاجم رسانهای است که نتانیاهو شخصاً بر آن تأکید داشته است. او مدتی پیش در نشستی راهبردی با اینفلوئنسرهای فعال در فضای مجازی، با صراحت از تغییر ماهیت نبرد در عصر جدید حرف زد و تأکید کرد که شبکههای اجتماعی دیگر صرفاً بسترهایی برای تبادل اطلاعات نیستند، بلکه به «سنگرهای خط مقدم» و «میدانهای اصلی جنگ» تبدیل شدهاند. نتانیاهو در این دیدار بهصراحت اعلام کرد که «فضای مجازی همان جایی است که ما باید با سلاحهای خودمان با دشمنان مقابله کنیم.» او با اعتراف به اینکه شاید در ابتدا ورود به این بازی با تأخیر صورت گرفته باشد؛ اما با اطمینان مدعی پیروزی دراین نبرد شد. به گفته او آنها در حال توسعه ابزارهای لازم برای مبارزه در این عرصه هستند. این ابزارها که نتانیاهو از آنها به عنوان «سلاح» یاد میکند، همان شبکههای هماهنگ حسابهای جعلی، الگوریتمهای دستکاری شده و محتواهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی هستند که اکنون در خدمت پروژه برجستهسازی افرادی مثل پهلوی و مهندسی افکار عمومی قرار گرفتهاند. این نگاه ابزاری و نظامی به فضای مجازی، توضیحدهنده چرایی حجم انبوه فعالیتهای غیرواقعی در حمایت از جریانهای خاص و بهویژه شخص رضا پهلوی است. وقتی نخستوزیر رژیم اشغالگر رسماً اعلام میکند در حال توسعه ابزارهای نبرد در شبکههای اجتماعی است، جای تعجب نیست که رد پایشان در پروژههایی دیده شود که هدفشان تحمیل یک روایت ساختگی به جامعه جهانی است. در واقع آنچه فیگارو تحتعنوان «دیپلماسی الگوریتمی» توصیف کرده، دقیقاً همان چیزی است که نتانیاهو آن را مبارزه با سلاحهای دیجیتال مینامد. او بر این باور است مدیریت افکار عمومی از طریق همین پلتفرمها ممکن است و میتواند واقعیتهای میدانی را تحتالشعاع نمایشهای مجازی قرار دهد.
پهلویچیهای پلاستیکی
نکته دیگر در استراتژی رژیمصهیونیستی، تأکید بر مدیریت فضای مجازی برای «تغییر موازنه قدرت» است. این تفکر بر این منطق استوار است که با ایجاد هجمههای سازمانیافته و استفاده از ارتشهای سایبری، میتوان حمایتهای مردمی را به صورت مصنوعی شبیهسازی کرد و از این طریق بر تصمیمگیران بینالمللی، بهویژه در ایالات متحده، تأثیر گذاشت تا آنها را به اقدام علیه ایران و حمایت از گزینههای مدنظر خود قانع کنند. فشار برای خرید پلتفرم تیکتاک که بعد از کشمکشهای فراوان به مالکیت آمریکا درآمد، از همین دریچه قابلرؤیت است، بنابراین پیوند میان افشاگریهای رسانهای و سخنان نتانیاهو نشاندهنده یک برنامه متمرکز است و حکایت از این دارد که حمایتهای وسیعی که در فضای مجازی دیده میشود، آنچنان که تصور میشود خودجوش نیست و تنها بخشی از نبرد وسیعتر سایبری است. نتانیاهو باصراحت اعلام کرده آنها برای این نبرد در حال ساختن «ابزار» هستند و آنچه امروز در قالب حسابهای جعلی و میلیاردها لایک فیک مشاهده میشود، در واقع رونمایی از همین تسلیحات دیجیتال در میدان عمل برای تبدیل کردن رضا پهلوی به اپوزیسیون ایران است؛ کسی که طی دههها فعالیت علیه ایران، حتی در میان بدنه اپوزیسیون نیز مقبولیت قابل توجهی کسب نکرده است؛ شکست پروژههای جنگ شهری اخیر در همین ساحت قابلصورتبندی است.
ایران دیساینفو در دولت اول ترامپ
این رویکرد سیستماتیک به فضای مجازی که در سخنان نتانیاهو و کارزارهای اخیر پهلوی تبلور یافته، ریشه در الگوهای سازمانیافتهتری دارد که پیش از این در پروژههایی نظیر «ایران دیساینفو» در دوران دولت اول ترامپ آزموده شده بود. این پروژه که با بودجهای بالغ بر ۱.۵ میلیون دلار از سوی وزارت خارجه آمریکا به مریم معمارصادقی، رئیس آموزشکده توانا سپرده شده بود، با همکاری مستقیم عناصری از بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) مانند سعید قاسمینژاد پیش میرفت تا سیاست فشار حداکثری را در فضای مجازی دیکته کند. اگرچه هدف ادعایی این پروژه مبارزه با تحریف اطلاعات بود؛ اما در واقعیت به اتاق جنگی علیه هر صدایی تبدیل شد که با سیاستهای ترامپ و تحریمهای گسترده علیه ایران مرزبندی داشت. در این کارزار، نئوکانها و حامیان تندروی رژیم صهیونیستی با استفاده از حسابهای سازمانی و شخصی، حملات تند و آزاردهندهای را علیه روزنامهنگاران رسانههای بینالمللی و اساتید دانشگاهی ترتیب دادند؛ به طوری که اساتیدی نظیر مارک اوونجونز صرفاً به دلیل انتقاد از توافقات منطقهای اسرائیل، با دهها توئیت اتهامزنی و هجمه از سوی کارمندان FDD و عوامل این پروژه مواجه شدند. استفاده از شیوههای غیرمتعارف برای ساکت کردن منتقدان، چنان ابعاد گستردهای پیدا کرد که در نهایت به رسوایی بزرگی منجر شد و وزارت خارجه آمریکا را در می ۲۰۱۹ مجبور کرد تحتفشار افکار عمومی و به دلیل نقض استانداردهای رسانهای، بودجه این پروژه جنجالی را قطع کند. با این حال، پیوند میان مریم معمارصادقی، لابیهای صهیونیستی و مهرههایی همچون بنیامین وینتال (خبرنگار جروزالمپست) نشان میدهد آن ساختار تخریبی هرگز متوقف نشده و تنها از پروژهای به پروژه دیگر انتقال یافته است.
وزن شعارهای سلطنتطلبی؛ فقط 17 درصد
این موج اطلاعات نادرست تنها به فضای مجازی محدود نمیماند، بلکه در پیوندی مستقیم با برخی رسانههای ماهوارهای ابعاد پیچیدهتری پیدا میکند. برای نمونه در حالی که پژوهشها روی محتواهای ویدئویی نشان میدهد وزن واقعی شعارهای متمایل به جریان پادشاهیخواه در اعتراضات دیماه حدود ۱۷ درصد بوده است، رسانههایی مانند ایراناینترنشنال با انحرافی آشکار و بزرگنمایی ۴۰۰ درصدی، این رقم را در خروجی خبری خود به ۸۱ درصد رساندند تا اینگونه القا کنند که تنها یک صدا در خیابانها شنیده میشود. این هماهنگی میان ارتشهای سایبری و بازوهای رسانهای، بخشی از همان «برنامهریزی متمرکز» و «رفتار غیرطبیعی» است که تحلیلگران بر آن تأکید دارند؛ پروژههایی که در آن حسابهای کاربری پس از سالها بیتحرکی، ناگهان و بهصورت همزمان با رویدادهای نظامی یا سیاسی خاص فعال میشوند تا روایتهای مدنظر خود را پیش از رسانههای رسمی منتشر کنند. در واقع، بیش از ۹۵ درصد از حسابهایی که با نمادهایی نظیر ایموجی تاج فعالیت میکنند، هویتهای جعلی هستند که وظیفهشان صرفاً شبیهسازی حمایت مردمی برای فریب افکار عمومی و تصمیمگیران بینالمللی است. این شبکه با تکیه بر منطق حجم و هماهنگی، تلاش میکند یک چهره خاص را به عنوان «مرد لحظه» تحمیل کند، در حالی که این تصویرِ ساخته شده در آزمایشگاههای دیساینفورمیشن (انتشار عامدانه و برنامهریزیشده اطلاعات نادرست یا گمراهکننده برای فریب مخاطبان )، هیچاصالتی در واقعیتهای میدانی ندارد. برای درک ابعاد دقیقتر مهندسی افکار عمومی، باید به نتایج یک پژوهش میدانی و آماری اشاره کرد که پرده از عملکرد رسانههای ماهوارهای در همسویی با این پروژههای سایبری برمیدارد. یک تیم پژوهشی که خودشان جزئی از اپوزیسیون ایرانند با بررسی محتوای بیش از ۴۵۰۰ ویدئو و قطعه خبری غیرتکراری از اعتراضات دیماه در پلتفرمهای توئیتر، تلگرام و اینستاگرام، به نتایج عجیبی دست پیدا کردهاند. جزئیات این پژوهش در قالب یک مصاحبه ارائه شده است،
اینترنشنال و زوم 400 برابری روی خون مردم
یکی از پژوهشگران این تیم ادعا کرده که «اگرچه شعارها اهداف کلان داشتند؛ اما وزن واقعی شعارهایی که مستقیماً به نام «پهلوی» یا «شاه» اشاره داشتند، تنها ۱۷ درصد از کل شعارهای سر داده شده در فضای واقعی خیابان بود.» اینجاست که شکاف عمیق میان واقعیت میدانی و روایت رسانهای آشکار میشود؛ چراکه در همان بازه زمانی، خروجی خبری رسانه «ایراناینترنشنال» به گونهای مهندسی شده بوده که ۸۱ درصد از پوشش شعارها را به جریان پادشاهیخواه اختصاص داده، یعنی یک بزرگنمایی خیرهکننده ۴۰۰ درصدی نسبت به واقعیت موجود. در واقع این رسانه با کنار گذاشتن ماهیت اطلاعرسانی و حرفهای خود، دقیقاً در راستای همان «دیپلماسی الگوریتمی» و پروژههای دیساینفورمیشن عمل کرد که پیشتر به آنها اشاره شد. از سوی دیگر، بیبیسی فارسی نیز با بزرگنمایی صددرصدی در این مسیر عمل کرده؛ اما شدت عمل ایران اینترنشنال در تولید محتوای جانبدارانه به نفع پهلوی، نشاندهنده ارادهای متمرکز برای تحریف کامل واقعیت است. این پژوهشگر توضیح داده آنچه در فضای مجازی بهعنوان «موج بزرگ حمایت مردمی از پهلوی» دیده میشود، محصول مشترک «لایکهای فیک» ارتشهای سایبری و «بزرگنماییهای نجومی» رسانههایی است که مأموریت دارند وزن ۱۷ درصدی یک شعار را به ۸۱ درصد در افکار عمومی تبدیل کنند. این هماهنگی میان بازوهای رسانهای و پروژههایی مانند «ایران دیساینفو» یا کارزارهای تحتحمایت اسرائیل، در پیوند با بودجههای میلیونی و ابزارهای هوش مصنوعی، تصویری را میسازد که هیچ اصالتی در کف خیابانهای ایران ندارد. این ۴۰۰ درصد انحراف، همان «سلاح دیجیتالی» است که برای فریب تصمیمگیران بینالمللی و تغییر مسیر واقعیتهای سیاسی به کار گرفته شده تا یک چهره خاص را بهعنوان تنها «صدای واحد» اپوزیسیون تحمیل کند.











