روز گذشته قیمت جهانی هر اونس طلا تا زمان نگارش این گزارش به 5058 دلار رسید. عددی که گرچه نسبت به رکورد بالای 5100 دلار عقبنشینی داشته، اما حکایت از بازدهی 53 درصدی در 6 ماه اخیر و بازدهی 84 درصدی در یکسال اخیر را نشان میدهد. این اعداد در اقتصاد ایران که همواره دارای تورمهای بالا و جهشهای قیمتی شدید داراییها روبهرو است شاید کم به نظر برسد؛ اما در سطح جهان با تورم زیر 5 درصدی، تغییرات قیمت یکساله طلا یک جهش بزرگ قیمتی محسوب میشود. تحلیلگران چندین دلیل برای جهش قیمتی طلا ذکر میکنند که شامل افزایش قیمت ناشی از تقاضای قوی برای داراییهای امن به واسطه سیاستهای تهاجی آمریکا علیه متحدان سنتی، رقبا و سایر کشورها، تضعیف دلار آمریکا و انتظار کاهش نرخ بهره، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و سیاسی، رشد خریدهای بانکهای مرکزی و تغییر استراتژی ذخیره ارزی و افزایش بدهیهای دولت آمریکا و نگرانیهای مالی ناشی از آن است. در ادامه به شرح هر کدام از این دلایل پرداخته میشود.
5 دلیل جهش و رکوردشکنیهای قیمت طلا
کارشناسان اقتصادی و تحلیلگران حوزه مالی 5 دلیل برای عبور قیمت طلا از 5 هزار دلار ذکر میکنند. این 5 دلیل نتیجه ترکیبی از عوامل اقتصادی، سیاسی و مالی است که سرمایهگذاران و تحلیلگران روی آن تأکید میکنند.
1- رشد تقاضای طلا در دوران عدم قطعیتهای جهانی
طلا بهعنوان دارایی امن سنتی شناخته میشود و در شرایط بیاعتمادی به بازارهای مالی، بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران خصوصی برای حفظ ارزش داراییهای خود به آن پناه میبرند. با تشدید نگرانیها در اقتصاد جهانی و نوسانات بازار سهام، تقاضا برای طلا افزایش یافته است. براین اساس، تغییر نقش دولت آمریکا از آخرین تقاضاکننده مازاد عرضه به رویکرد جدید یعنی اعمالکننده تعرفههای تجاری، به عنوان یک عامل بیثباتکننده برای بازارهای مالی محسوب میشود و این پیام را به سرمایهگذاران مخابره میکند که به دارایی امن پناه ببرند.
به گفته تحلیلگران، وقتی آمریکا رویکرد قبلی خود را حتی در قبال متحدان سنتی خود کنار گذاشته و به جای جذب مازاد عرضه، کشورها را به تنبیه با ابزار تعرفه تجاری تهدید میکند، این موضوع منجر به افزایش بیثباتی میشود. لذا زمانی که بیثباتی اقتصادی، سیاسی یا نظامی افزایش مییابد، سرمایهگذاران به داراییهای مطمئن پناه میبرند و طلا یکی از قدیمیترین و معتبرترین این گزینههاست. در شرایطی که ریسکهای جهانی بالا میرود چند اتفاق میافتد. اولین مورد این است که سرمایهگذاران از بازارهای سهام خارج میشوند. سپس تقاضا برای طلا افزایش مییابد و درنهایت فشار افزایشی روی قیمت طلا ایجاد میشود. این رفتار بازار در چند ماه اخیر دیده شده و یکی از دلیلهای اصلی رکوردشکنی قیمت طلاست. تحلیلهای اخیر روزنامه والاستریتژورنال نشان میدهد در شرایط فعلی، سرمایهگذاران بزرگ، صندوقهای سرمایهگذاری و حتی بانکهای مرکزی طلا را نه برای سود کوتاهمدت، بلکه برای بیمه کردن داراییها میخرند. سرمایهگذاران میگویند «طلا ممکن است سود ندهد، اما نمیگذارد نابود شوی.» پرواضح است در زمان نااطمینانی جهانی، داراییهای مالی ممکن است یکشبه بیارزش شوند اما طلا نه وابسته به دولت است، نه به بانک و نه به سیاست. ویژگیهای فلز زرد یعنی عرضه محدود و کنترلناپذیر، پذیرش جهانی، مستقل از نظام بانکی، سابقه هزاران ساله بهعنوان ذخیره ارزش و نقدشوندگی بالا موجب شده در شرایط نااطمینانی فعلی استقبال از آن افزایش یابد.
2- رشد خرید بانکهای مرکزی و تغییر استراتژی ذخیره ارزی
گزارشها نشان میدهند برخی بانکهای مرکزی در آسیا، خاورمیانه و دیگر مناطق، اقدام به افزایش ذخایر طلای خود کردهاند تا از وابستگی به دلار بکاهند. این تغییر ساختاری در ذخیرهسازی ارزی، تقاضا برای طلا را بالا برده و قیمت آن را تحت فشار صعودی قرار داده است. طبق آخرین دادههای سال ۲۰۲۶، بانک مرکزی چین در یک دهه اخیر بیش از 1200 تن طلا به ذخایر رسمی خود اضافه کرده است. در پایان دسامبر ۲۰۲۵، ذخایر طلای چین به حدود 2306 تن برآورد شده است. خرید این کشور یک دوره خرید ۱۴ ماهه متوالی را پشتسر گذاشته که نشاندهنده استراتژی منظم چین برای کاهش وابستگی به دلار است. همچنین طبق برآوردهای گلدمن ساکس، چین در نوامبر 2025 بیش از ۱۰ تن طلا خریداری کرده است، تقریباً ۱۱ برابر بیشتر از آنچه به طور رسمی توسط بانک مرکزی چین گزارش شده است. گلدمن ساکس مدعی شده به طور مشابه، در سپتامبر سال گذشته نیز، خریدهای تخمینی به بیش از ۱۵ تن رسید، یا ۱۰ برابر بیشتر از گزارش رسمی. خریدهای چین به تقاضای قوی بانکهای مرکزی کشورهای مختلف نیز کمک میکند، به طوری که تا اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۲۵۴ تن طلا در سطح جهان خریداری شد که بیشترین میزان آن مربوط به بازارهای نوظهور مانند لهستان بود. در سهماهه سوم ۲۰۲۵ حدود ۲۲۰ تن طلا در سراسر جهان خریداری شد که افزایش سالانه ۴۶ درصدی طلا را نشان میداد و بزرگترین افزایش از سال ۱۹۷۹ بود. نظرسنجیها پیشبینی میکنند که ۹۵ درصد از بانکهای مرکزی انتظار دارند ذخایر طلای جهانی در سال ۲۰۲۶ افزایش یابد.
3- تضعیف دلار آمریکا و انتظارات کاهش نرخ بهره
کاهش ارزش دلار در برابر سایر ارزها، طلا را برای خریداران خارجی ارزانتر میکند و باعث افزایش تقاضا و قیمت آن میشود. همچنین احتمال کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو آمریکا موجب شده سرمایهگذاران به سمت طلا گرایش پیدا کنند. لازم به توضیح است شاخص دلار (DXY) معیاری برای سنجش ارزش دلار در برابر سبدی متشکل از شش ارز اصلی یورو، ین ژاپن، پوند انگلیس، دلار کانادا، کرونای سوئد و فرانک سوئیس است. این شاخص برای چهارمین جلسه متوالی در روز سهشنبه کاهش یافت و به ۹۷ رسید که پایینترین سطح آن از ژانویه سال 2022 است، زیرا سرمایهگذاران پیش از تصمیم سیاست پولی فدرال رزرو که قرار است روز چهارشنبه اعلام شود، موقعیتگیری کردند. تحلیلگران انتظار دارند که فدرال رزرو نرخهای بهره را بدون تغییر نگه دارد، هرچند نگرانیها در مورد استقلال آن از فشارهای سیاسی همچنان در کانون توجه است. گمانهزنیها در مورد اینکه رئیس جدید فدرال رزرو ممکن است بهزودی اعلام شود، شدت گرفته و انتظار میرود ترامپ نامزد گوش به فرمانتری را معرفی کند. دلار همچنین تحت تأثیر نگرانیهای تازه از احتمال تعطیلی دولت قرار گرفته است. در کنار آن، گمانهزنیها در مورد مداخله ارزی مشترک آمریکا و ژاپن که هدف آن جلوگیری از زیانهای بیشتر در اوراق قرضه ژاپنی و حمایت از ین است نیز در کاهش ارزش این روزهای دلار آمریکا مؤثر بوده است. همچنین نگرانیهای مالی یعنی کسری مداوم بودجه و حساب جاری ایالات متحده نیز منجر به فشار ساختاری بلندمدتی بر واحد پول این کشور شده است. سیاستهای تجاری و تأثیر تعرفهها و عدم قطعیتهای سیاستهای مرتبط با تجارت در دولت فعلی، احساسات سرمایهگذاران را تغییر داده و بسیاری را به سمت پوشش ریسک در برابر تضعیف بیشتر دلار سوق داده است. دادهها نشان میدهد دلار آمریکا در سال 2025 یکی از بدترین عملکردهای سالانه خود در هشت سال گذشته را به ثبت رساند و 9.4 درصد کاهش ارزش داشت. پیشبینیهای فعلی برای سال ۲۰۲۶ حاکی از تضعیف مداوم اما تدریجیتر با نرخ تقریباً ۳ تا ۵ درصد در برابر سبدی از ارزهای اصلی است. پیشبینیهای کلیدی حکایت از آن دارد و تحلیلگران انتظار دارند رقم فعلی 97 شاخص دلار آمریکا (DXY) تا پایان سال 2026 در محدوده بین 92 تا 98 معامله شود.
4- افزایش تنشهای تجاری و ژئوپلیتیکی
تنشهای بینالمللی از جمله تداوم جنگ روسیه - اوکراین، اختلافات تجاری بین آمریکا و اتحادیه اروپا بر سر گرینلند و دیگر موضوعات، تهدید دونالد ترامپ بر اعمال تعرفه 25 درصدی برای کرهجنوبی به دلیل سر باز زدن این کشور از سرمایهگذاری ۳۵۰ میلیارد دلاری در بخشهای راهبردی آمریکا در چهارچوب توافق تجاری در نیمه اول ۲۰۲۶ و دیگر اختلافات تجاری - ژئوپلیتیکی، مشوق تقاضای سرمایهگذاران برای داراییهای امن مانند طلا بوده است. این ریسکها باعث افزایش نرخ خرید طلا در مقاطع بحرانی شده است. افزایش قیمت این فلز گرانبها در حالی رخ میدهد که نقاط بحرانی اخیر از گرینلند و ونزوئلا گرفته تا خاورمیانه، ریسک ژئوپلیتیکی بالاتر را برجسته کرده و جذابیت طلا را به عنوان پوششی در برابر عدم قطعیت تقویت میکند.
5- نگرانیهای مالی ناشی از افزایش بدهیهای دولت آمریکا
افزایش کسری بودجه و رشد بدهیهای دولت آمریکا و دیگر اقتصادهای بزرگ، ریسکهای بلندمدت سیستم مالی را برجسته کرده و باعث شده بازارها بیشتر به سوی داراییهای امن مانند طلا حرکت کنند که یکی از عوامل اصلی رشد قیمت در بلندمدت است. افزایش کسری بودجه و رشد بدهیهای دولت آمریکا به واسطه اینکه تاکنون دلار ارز غالب جهان بوده و اوراق خزانهداری آمریکا امنترین دارایی جهان تلقی میشد و نظام مالی جهانی روی اعتبار دولت آمریکا بنا شده، عملاً اعتبار دولت آمریکا را زیر سؤال میبرد یا در مورد آن تردید ایجاد میکند. در واقع وقتی بدهی دولت آمریکا بسیار بالاست، بازار میپرسد آیا این بدهی واقعاً قابل مدیریت بوده یا آیا دولت میتواند بدون بحران آن را بازپرداخت کند؟ پاسخ به این سؤال اگر همراه با تردید نسبت به پایداری مالی آمریکا باشد، این تردید طلا را گزینه اول میکند. این تردیدها باعث شده برخی سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی به ویژه در شرق آسیا وزن اوراق آمریکایی را در سبد سرمایهگذاری خود کم و وزن طلا را بالا ببرند. این اتفاقات منجر به افزایش تقاضای ساختاری و پایدار برای طلا میشود.











