یوسف عزیزی، تحلیلگر مسائل سیاسی به کالبدشکافی ابعاد مختلف تحولات اخیر ایران از نگاه یک ناظر بیرونی پرداخته است. او با تمرکز بر نقش بازیگران بینالمللی و جریانهای معارض، معتقد است یک «تجارت سیاسی» بر بستر مطالبات بحق مردم شکل گرفته که هدف آن فراتر از اعتراضات مدنی است.
بیزینسیون
عزیزی روایت خود را با تفکیک میان بدنه معترض و جریانهای بهرهبردار آغاز میکند. او معتقد است هسته اولیه حرکتها، مطالباتی مشروع و مدنی در پیوند با مسائل اقتصادی، بیثباتی قیمت ارز و معیشت بود؛ تا جایی که حتی طبقات سنتی و بازاریان که همیشه حامی انقلاب بودهاند نیز دغدغهمند شدند؛ اما به باور او، این حرکت بهسرعت توسط جریانی که او آن را «بیزینس اپوزیسیون» یا «تجارتگران اپوزیسیون» مینامد، هایجک یا ربوده شد. این گروه، اعتراض را نه بهعنوان مسیری برای اصلاح، بلکه بهعنوان یک کالا و ابزاری برای کسب درآمد و نمایش سیاسی میبینند که نتیجه آن امنیتیشدن فضا و خروج از مسیر مسالمتآمیز بود.
دوگانگی واشنگتن در قبال مسائل ایران
تحلیل عزیزی از نقش دولت وقت آمریکا، حکایت از فضای دوگانه در واشنگتن دارد. از یک سو، مشاوران تندرو با ارائه اطلاعات غلط به ترامپ سعی داشتند او را به سمت تقابل نظامی سوق دهند و با ادعای سقوط شهرها، او را فریب دهند. ازسویدیگر، روحیه «اول آمریکا» در ترامپ، او را نسبت به مداخله نظامی مستقیم بدبین میکرد. ترامپ باوجود پیامهای تحریکآمیزی که مردم را به تسخیر مراکز دولتی تشویق میکرد، در نهایت از گزینه نظامی عقبنشینی کرد. عزیزی معتقد است ترامپ تمایل داشت خود را بهعنوان قهرمان صلح یا ناجی نشان دهد؛ اما همین پیامهای متناقض و اعوجاج در گفتار او، بخشی از اپوزیسیون و حتی برخی در داخل را دچار خطای محاسباتی کرد.
دست اروپا در پوست گردو
او با نگاهی به سطح کلان سیاست بینالملل، معتقد است اختلافات میان آمریکا و اروپا، بهویژه در دوران ترامپ، عمیق و واقعی است. مسائلی مانند فشار آمریکا بر دانمارک برای خرید گرینلند یا یکجانبهگرایی در ناتو، اروپاییها را به سمت استقلال سیاسی و نظامی سوق داده است. بااینحال، عزیزی هشدار میدهد ایران نباید بهسرعت انتظار گشایش از سمت اروپا را داشته باشد؛ چراکه اروپاییها به دلیل وابستگیهای شدید مالی به شرکتهای چندملیتی آمریکایی و همچنین فشارهای تبلیغاتی اپوزیسیون در حوزه حقوق بشر، «دستشان در پوست گردو» مانده و نمیتوانند بهراحتی بر اساس منافع متقابل با ایران رفتار کنند.
رفتارهای اپوزیسیون در خارج باعث آبروریزی شد
یکی از بخشهای مهم روایت عزیزی، رفتارشناسی اپوزیسیون خارجنشین در روزهای بحران است. او میگوید در روزهایی که تصور میکردند کار نظام تمام است، بسیاری از گروههای چپ و جمهوریخواه به سمت رضا پهلوی متمایل شدند و با او بیعت کردند؛ اما با فروکش کردن تب اولیه، دعواهای درونی دوباره بالا گرفت. او بهشدت از تغییر رویکرد مدعیان مبارزه مسالمتآمیز انتقاد میکند و میگوید رضا پهلوی با فراخوان به «جنگ شهری»، عملاً نقاب از چهره برداشت. عزیزی رفتارهای فاشیستی سلطنتطلبها در خیابانهای لندن و لسآنجلس و درگیری با پلیس محلی را باعث آبروریزی و فاصله گرفتن افکار عمومی دنیا از این جریان میداند.
پروژۀ تطهیر اسرائیل
عزیزی معتقد است بخشی از تمرکز رسانههای بزرگ و اپوزیسیون بر حوادث ایران، با هدف ایجاد فضای تنفس برای اسرائیل صورت میگیرد. او روایت میکند پس از حوادثی مانند هفتماکتبر، لابیهای حامی اسرائیل و جریانهای رسانهای وابسته، تلاش کردند اتهاماتی نظیر نسلکشی، جنایت جنگی و نقض حقوق بشر را که متوجه اسرائیل بود، با روایتسازیهای جعلی و بزرگنمایی حوادث به سمت ایران برگردانند. در واقع، «بیزینس اپوزیسیون» با دریافت بودجههای کلان، مأموریت یافت با داستانسرایی درباره تعداد کشتهها یا پروندهسازیهای حقوق بشری، ایران را تحتفشار دیپلماتیک قرار دهد و حواس جهانی را از جنایات اسرائیل پرت کند.
پیوند امنیت و اعتماد عمومی
در نهایت، عزیزی درباره سناریوهای آینده و احتمال جنگ، به قدرت دفاعی ایران اشاره میکند. او معتقد است آنچه مانع حمله آمریکا میشود، قدرت «ضربه دوم» ایران و آسیبپذیری پایگاههای آمریکا و امنیت اسرائیل است. بااینحال، او تأکید میکند بزرگترین تهدید، آسیبدیدن اعتماد عمومی است. به باور این تحلیلگر، هستههای نفوذی تنها زمانی میتوانند عملیات انجام دهند که بر بستر نارضایتی مردم سوار شوند. راهکار نهایی او برای حاکمیت، بازسازی رابطه با طبقات محروم و پرهیز از سیاستهایی است که بهانه به دست دشمنان میدهد؛ چراکه امنیت پایدار تنها باتکیهبر رضایت و همراهی مردم محقق میشود.











