فرهیختگان:تحولات فناورانه برآمده از دل پژوهشها و خلاقیت نوآوران روزگار متفاوتی را برای ساکنان زمین در قرن 21 ساخته که قابل مقایسه با آنچه بشر تا همین یکی دو دهه قبل تجربه کرده، نیست. این روند شدت بیشتری هم به خود گرفته و هر ساله اتفاقات جدیدی در دنیای علم فناوری تحسینها را برمیانگیزد. از همین رو مجله نیچر در گزارشی به نوآوریها و فناوریهایی پرداخته که انتظار میرود در سال پیش روی میلادی تأثیرگذاری قابلتوجهی در روند زندگی مردمان این کره خاکی داشته باشند. رایانش کوانتومی و درمانهای مبتنی بر mRNA، مدلسازی اقلیمی مبتنی بر هوش مصنوعی و البته وارد شدن به عرصه جدیدی از حوزه انرژی هستهای از جمله هفت فناوری هستند که احتمالاً در سال 2026 در اخبار بیشتر از آنها خواهید شنید.
1-هواشناسی با مدلهای هوش مصنوعی
آبان ماه امسال مدل هوش مصنوعیGoogle DeepMind هشدار زودهنگامی درباره تهدید جدی طوفان «ملیسا» به مرکز ملی طوفانهای آمریکا داد. عملکرد شگفتانگیز این مدل به شکلی بود که چند روز زودتر تشدید طوفان تا رده ۵ را پیشبینی کرد و مسیر حرکت آن در سراسر کارائیب را با دقت بالا مشخص ساخت، درحالیکه مدلهای قدیمیتر در این زمینه ناکام ماندند. این موفقیت تنها یکی از نمونههای شتابگیری و بهبود پیشبینیهای محلی هوا، ردیابی طوفانها و حتی مدلسازی اقلیم جهانی با استفاده از هوش مصنوعی است؛ حوزهای که در آن مدلهای پیچیدهتری بهسرعت در حال ظهورند؛ مثل «2WeatherNext» از همان مدل گوگل دیپمایند که اواخر آبان منتشر شد.
هواشناسی، فضای بکری برای هوش مصنوعی به حساب میآید. حجم عظیمی از دادهها وجود دارند که تبدیل آنها به پیشبینی با مدل سنتی متکی بر مدلهای عددی پیچیده و پرهزینه محاسباتی است. با این حال، در سه سال گذشته، مدلهای امیدوارکنندهای مبتنی بر هوش مصنوعی شکل گرفتند؛ از جمله Pangu-Weather از هواوی کلاد در شنژن چین که با استفاده از یادگیری عمیق، پیشبینیها را تا ۱۰ هزار برابر سریعتر از روشهای موجود انجام میدهد. البته بیشتر این مدلها تنها بخشی از فرایند پیشبینی را پوشش میدهند، اما در سال میلادی گذشته مدل «آردوارک» (Aardvark Weather) به عنوان مدلی «سراسری» معرفی شد که برای دریافت دادههای خام از منابعی مانند ایستگاههای هواشناسی و ماهوارهها آموزش دیده و میتواند پیشبینیهای محلی تا ده روز آینده ارائه دهد. برخی مدلهای هوش مصنوعی هم با ادغام دادههای جهانی از مؤلفههایی مانند جو، اقیانوسها و یخهای قطبی، اقلیم کنونی را تحلیل و تغییرات آینده را پیشبینی میکنند. برای نمونه SamudrACE مدلی که سامانههای جوی و اقیانوسی را در هم ادغام میکند و میتواند رفتار آنها را در بازهای بیش از هزار سال شبیهسازی کند.
2-نسل جدید انرژی هستهای
افزایش استفاده از مدلهای هوش مصنوعی و به دنبال آن افزایش سرمایهگذاری در این حوزه، همزمان باعث جهش قابل توجه در تقاضا برای برق شده است. آژانس بینالمللی انرژی مستقر در پاریس پیشبینی میکند که تقاضای جهانی مراکز داده برای انرژی، تا سال ۲۰۳۰ هر سال حدود ۱۵ درصد افزایش یابد. البته برخی کارشناسان هم معتقدند حتی اگر تب هوش مصنوعی فروکش کند، همچنان نیاز فوری به تقویت شبکههای برق با منابع انرژی سازگار با اقلیم وجود دارد.
این شرایط توجهها را دوباره به سمت انرژی هستهای جلب کرده است؛ بهویژه نسبت به راکتورهای کوچک ماژولار ((SMR؛ نیروگاههایی هستهای که تا ۵۰۰ مگاوات برق تولید میکنند. این میزان کمتر از نصف توان یک راکتور شکافت هستهای استاندارد است، اما برای تأمین برق یکصد هزار خانه کفایت میکند. روسیه و چین هماکنون SMRهای فعال دارند و دستکم ۱۰۰ پروژه در سراسر جهان از همین جنس در مرحله بررسی یا توسعه قرار گرفتهاند. پیشرفتهترین این پروژهها ازجمله راکتوری در تأسیسات هستهای دارلینگتون کانادا که قرار است در سال ۲۰۲۹ وارد مدار شود، بر پایه طراحیهایی مشابه راکتورهای شکافت در مقیاس کامل هستند. با این حال، سامانههای نسل جدید نیز در دست توسعهاند. برای مثال، شرکت TerraPower در ایالت واشینگتن روی راکتورهای نمکگداخته کار میکند؛ طرحی با بهرهوری سوخت بالاتر که میتواند پسماند هستهای را بهطور چشمگیری کاهش دهد و گرمای تولیدشده در زمان کار راکتور را برای استفاده بعدی بهصورت انرژی حرارتی ذخیره کند.
در همین حال، انرژی همجوشی هستهای که دههها بهعنوان «فناوری آینده» مطرح بود، به واقعیت نزدیکتر شده است. در سال ۲۰۲۲، آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور برای نخستین بار در تأسیسات احتراق خود در کالیفرنیا، تولید خالص انرژی از همجوشی را به نمایش گذاشت. در سال ۲۰۲۳ نیز تأسیسات Joint European Torus نزدیک آکسفورد انگلیس رکورد جهانی تولید انرژی را ثبت کرد و در مدت پنج ثانیه، انرژی کافی برای تأمین برق ۱۲ هزار خانه تولید کرد. همزمان، مرکز وندلشتاین 7-X آلمان در شهر گرایفسوالد رکورد پایداری ۴۳ ثانیهای را به دست آورد و نوعی طراحی جایگزین راکتور را به نمایش گذاشت که میتواند نسبت به طرحهای نسل اول «توکامک»، عملکردی باثباتتر داشته باشد.
زیبیله گونتر، فیزیکدان مؤسسه ماکس پلانک برای فیزیک پلاسما در آلمان، میگوید این پیشرفتها بهویژه برای کشورهایی هیجانانگیز است که به انرژی پاک نیاز دارند، اما تمایلی به انرژی شکافت هستهای ندارند؛ از جمله آلمان که قصد دارد تا سال ۲۰۲۹ حدود ۲ میلیارد یورو در همجوشی سرمایهگذاری کند. او اشاره میکند که بیش از ۵۰ استارتاپ فعال در حوزه همجوشی در سراسر جهان وجود دارد. با این حال، جهان در آیندهای نزدیک با انرژی همجوشی اداره نخواهد شد. به گفته گونتر، با توجه به چالشهای تولید سوخت، مقرراتگذاری و مهندسی، ممکن است ۲۰ سال طول بکشد تا نخستین راکتورهای تجاری وارد مدار شوند، اما او تأکید میکند که در برابر چشمانداز انرژی ارزان، ایمن و فراوان، «۲۰ سال زمان زیادی نیست.»
3-نقشهبرداری مغز با میکروسکوپ نوری
میکروسکوپ الکترونی به دلیل توانایی در تصویربرداری دقیق از جزئیات در مقیاس مولکولی، مدتها ابزار اصلی برای ترسیم مدارهای پیچیده مغز پستانداران بوده است. بازسازی حجمهایی در مقیاس میلیمتر مکعب از مغز موش و انسان که در سال ۲۰۲۴ بهترتیب توسط کنسرسیوم MICrONS و همکاری دانشگاه هاروارد با Google Research منتشر شد، گواه روشنی بر قدرت این ابزار در حوزه کانکتومیکس است، اما ترسیم اتصالها یک موضوع است و تفسیر آنها موضوعی دیگر. یوهان دانتسل، متخصص تصویربرداری در مؤسسه علم و فناوری اتریش میگوید: «باید تشخیص دهید چه سلولها و چه سیناپسهایی وجود دارند. آیا تحریککنندهاند یا مهاری؟ و در سطحی عمیقتر، چه نوع ناقلهای عصبی در کار است؟»
گروه دانتسل مه ۲۰۲۵ روشی برای استخراج چنین اطلاعاتی معرفی کرد. در «کانکتومیکس مبتنی بر میکروسکوپ نوری» (LICONN)، نمونههای مغزی تحت چندین مرحله «میکروسکوپی انبساطی» قرار میگیرند؛ فرایندی که در آن بافت بهطور شیمیایی درون یک هیدروژل به دام میافتد که بهصورت یکنواخت در همه جهات منبسط میشود، اجزای زیستمولکولی را از هم جدا میکند و نمونه را شفاف میسازد. با استفاده از نشانگرهای اختصاصی پروتئین، پژوهشگران میتوانند با یک میکروسکوپ کانفوکال استاندارد، جزئیات نانومقیاسِ ساختار و سازمان سلولی را مشاهده کنند، بیآنکه نظم کلی بافت از بین برود. به این ترتیب، گروه دانتسل توانست مسیرهای پیچدرپیچ آکسونها و دندریتها را نقشهبرداری کند، سیناپسهای آنها را دستهبندی و انواع سلولهای درگیر را طبقهبندی کند.
شرکت E11 Bio که بر کانکتومیکس نوری تمرکز دارد، به یکی دیگر از چالشهای نقشهبرداری مبتنی بر میکروسکوپ الکترونی یعنی بازبینی و تصحیح دستی پرداخته است. اندرو پین، همبنیانگذار و مدیرعامل این شرکت میگوید: «اگر به حجم MICrONS نگاه کنید، فوقالعاده است»، اما درنهایت فقط حدود «یک درصد سلولها بازسازی شدهاند و ۹۹ درصد دیگر تا امروز بازسازی نشدهاند.»
در یک مقاله پیشچاپ منتشرشده که سپتامبر ۲۰۲۵ منتشر شده است، پین و همکارانش رویکردی را توصیف کردند که در آن نورونهای موش بهطور ژنتیکی اصلاح میشوند تا ترکیبهای مختلفی از اپیتوپهای پروتئینی کوتاه را بیان کنند، بهطوریکه هر سلول یک «بارکد» منحصربهفرد داشته باشد. این بارکدها سپس با رنگآمیزیهای متوالی و آنتیبادیهای فلورسنت رمزگشایی میشوند و امکان نقشهبرداری و ردیابی محاسباتی تقریباً بدون خطای هر نورون در نمونه را فراهم میکنند. با استفاده از ۱۸ اپیتوپ، این شرکت توانست حدود ۲۶۲ هزار بارکد را از هم تفکیک کند و پین میگوید این فناوری از نظر مقیاسپذیری، ظرفیت نقشهبرداری از اتصالهای کل مغز موش را دارد. البته برای عملیشدن کامل این هدف، پیشرفتهای دیگری هم لازم است؛ از جمله جابهجایی کارآمدتر نمونهها و تصویربرداری سریعتر. با این حال، با کاهش شدید هزینههای بازبینی و جایگزینی میکروسکوپهای الکترونی گرانقیمت با کانفوکالهای در دسترس، این روشها میتوانند دستیابی به کانکتومهای کامل (نمودار کامل اتصالات عصبی) پستانداران را بسیار نزدیکتر کنند.
4-کاوش در مرزهای آسمان و زمین
دانشمندان در کشف حدود و مرزها تبحر دارند. اوایل تیرماه امسال نخستین تصاویر اولیه از رصدخانه «ورا سی. روبین» منتشر شد. این رصدخانه که در رشتهکوه آند شیلی راهاندازی شده قرار است طی ده سال، از هر نقطه از آسمان نیمکره جنوبی حدود ۸۰۰ بار دادهبرداری کند. این پیمایش با بهرهگیری از طراحی نوآورانه چندآینهای و یک دوربین دیجیتال عظیم با وضوح 3.2 گیگاپیکسل، به تولید یک فهرست جامع و مرجع از اجرام آسمانی و تغییرات آنها در گذر زمان منجر خواهد شد. ژلیکو ایوزیچ، اخترفیزیکدان دانشگاه واشینگتن پیشبینی کرده که حدود ۲۰ میلیارد کهکشان و تقریباً به همین تعداد ستاره ثبت خواهد شد و این یعنی تعداد اجرام آسمانی فهرستشده از شمار انسانهای زنده روی زمین بیشتر خواهد بود. قرار است برای هرکدام اجرام آسمانی هم پارامترهای متعددی اندازهگیری شود. دانشمندان متعددی از بیش از ۳۰ کشور برای استفاده از دادههای این رصدخانه ثبتنام کردهاند؛ دادههایی که انتظار میرود از اوایل سال ۲۰۲۸ بهتدریج در دسترس قرار گیرند. به گفته ایوزیچ، این تأسیسات میتواند به پرسشهایی بسیار متنوع پاسخ دهد؛ از شناسایی سیارکهایی که ممکن است تهدیدی برای زمین باشند، تا اثبات یا رد وجود «انرژی تاریک» مرموزی که اخترشناسان آن را عامل شتابدار شدن انبساط جهان میدانند.
در گوشه دیگری از زمین، در «منطقه هادال» اقیانوس، هایبین ژانگ، زیستشناس دریایی آکادمی علوم چین، حرفه علمی خود را وقف مطالعه حیات کرده است؛ در ناحیهای که در عمق ۶ کیلومتری و پایینتر از سطح دریا قرار دارد و میزبان گونههایی متنوع و بهشدت غیرمعمول است. انجام مأموریت در چنین عمقی بسیار دشوار بوده و بیشتر نمونههای زیستی تاکنون با تورکشی از بستر دریا جمعآوری میشدند. در سه سال گذشته، ژانگ مأموریتهایی را با زیردریایی نوآورانهای به نام «فِندوجِه» انجام داده است. فندوجه در زبان ماندارین به معنای «کوشنده» است و از آلیاژ تیتانیومی بسیار مقاوم در برابر فشار ساخته شده و بازوی پیشرفتهای برای نمونهبرداری دارد که میتواند در عمق بیش از ۱۰ کیلومتر عمل کند. ژانگ تاکنون به کف «گودال ماریانا»، عمیقترین نقطه اقیانوس، سفر کرده و تیم او اکنون در چهارچوب برنامه «کاوش و غواصی جهانی گودالها» در حال بررسی سایر اعماق هادال زمین است. این استاد چینی معتقد است مأموریتهایش تحولآفرین بودهاند. برای نمونه، در یکی از پژوهشهای سال ۲۰۲۵، او و همکارانش ژنتیک جمعیتی خانوادهای غیرمعمول از سختپوستان موسوم به آمفیپودها را که در منطقه هادال زندگی میکنند بررسی کردند. او میگوید: «تجربهای بسیار هیجانانگیز بود. من جانورانی را که دربارهشان پژوهش میکنم، زنده دیدم.»
5-درمانهای مبتنی بر mRNA
RNA پیامرسان (mRNA) نخستینبار در قالب موجی از واکسنهای کووید-۱۹ وارد عرصه بالینی شد. اگرچه برخی برآوردها از موفقیت این واکسن در نجات جان صدها هزار نفر از انسانها را گزارش کردند، اما در سال میلادی گذشته ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار از بودجه فدرال برنامههای واکسن mRNA را قطع کرد تا نگرانیهایی بحثبرانگیز درباره ایمنی این فناوری دوباره مورد توجه قرار گیرد.
واقعیت آن است که واکسنها و درمانهای مبتنی بر mRNA همچنان مسیری امیدوارکننده در درمان به حساب میآیند. سهولت و هزینه پایین طراحی و تولید، همراه با حضور کوتاهمدت این مولکولها در بدن، پژوهشگران بالینی را در حوزههای گوناگون جذب کرده است. واکسنهای مبتنی بر mRNA بهویژه در درمان سرطان امیدبخشاند؛ جایی که نه بهعنوان پیشگیری، بلکه بهعنوان درمان به کار میروند. فوریه گذشته یک گروه پژوهشی آمریکایی نشان داد واکسنهای mRNA سفارشیشده که آنتیژنهای اختصاصی تومور را کد میکنند، میتوانند مدت بقای بدون عود بیماری را در بیمارانی که برای سرطان پانکراس ایمونوتراپی دریافت میکنند تا چند سال افزایش دهند.
حتی ممکن است این واکسنها بدون تکیه بر آنتیژنهای اختصاصی تومور با سرطان مقابله کنند. اکتبر ۲۰۲۵ انتشار مقالهای نشان داد بیماران مبتلا به سرطان که واکسنها کووید mRNA دریافت کردند دوبرابر دیگر بیماران عمر کردند. این موضوع قرار است در یک مرکز درمانی سرطان در ایالت تگزاس آمریکا به شکل جدیتری مورد آزمایش قرار گیرد. پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا هم در سال ۲۰۲۲ نشان دادند که میتوان با استفاده از mRNA، سلولهای ایمنی را در داخل بدن بازبرنامهریزی کرد تا پروتئینهای گیرنده آنتیژن کایمریک (CAR) را بیان کنند؛ پروتئینهایی که به این سلولها امکان میدهند سلولها و پروتئینهای بیماریزا را بهسرعت هدف قرار داده و حذف کنند. درمان CAR-T بهطور معمول نیازمند فرایندی دشوار شامل برداشت مغز استخوان، مهندسی سلولهای بنیادی و پیوند مجدد است، اما رویکرد درونتنی میتواند این درمان را در دسترستر کند، بدون آنکه از کارایی آن بکاهد. حمیده پرهیز متخصص ایرانی حوزه دارو و از پژوهشگران این مقاله میگوید: «در مطالعات روی موشهای انسانسازیشده و نخستیهای غیرانسانی، اثربخشی واقعاً چشمگیر بود.»
سلولهای کارتی ( (CAR-T عمدتاً برای درمان سرطان و اخیراً برخی بیماریهای خودایمنی به کار میروند، اما این متخصص ایرانی و همکارانش توان آنها را برای جلوگیری از تشکیل بافت اسکارِ تخریبکننده اندامها در بیماریهای فیبروتیک نیز بررسی کردهاند. گروه او همچنین بازبرنامهریزی درونتنی سلولهای بنیادی خون با mRNA را نشان داده است؛ مسیری بالقوه برای درمان مستقیم بسیاری از بیماریهای ژنتیکی از طریق جایگزینی پروتئینهای ناقص یا غایب.
6-رایانش کوانتومی
رایانش کوانتومی امکان شبیهسازی پدیدههای علمی بسیار پیچیدهای را فراهم میکند که از توان رایانههای کلاسیک فراتر است، اما پژوهشگران مدتهاست برای عملیکردن این سامانهها در دنیای واقعی با دشواری روبهرو هستند. یکی از بزرگترین موانع، تصحیح خطا است. رایانههای کلاسیک برای سنجش صحت دادهها به بیتهای دیجیتال تکراری متکیاند، اما این روش در رایانش کوانتومی امکانپذیر نیست. دادههای کوانتومی را نمیتوان مستقیماً کپی کرد و اندازهگیری یک «کیوبیت» عملاً حالت کوانتومی آن را از بین میبرد.
راهحلهای موجود مستلزم استفاده از چندین کیوبیتِ راستیآزمایی برای هر «کیوبیت منطقی» پردازش داده است. در بدترین حالت، انجام محاسبات کاربردی میتواند به میلیونها یا حتی میلیاردها کیوبیت نیاز داشته باشد، درحالیکه طراحیهای کنونی حداکثر چند هزار کیوبیت را در بر میگیرند. ناتالی دِ لئون، فیزیکدان دانشگاه پرینستون میگوید: «حتی چهار یا پنج سال پیش اگر از کسی میپرسیدید آیا میتوانیم تصحیح خطای کوانتومی معنادار را در مقیاس بزرگ روی هر یک از این پردازندهها انجام دهیم، خیلیها شما را به تمسخر از اتاق بیرون میکردند. »امروز دیگر کسی نمیخندد. در سال ۲۰۲۳، پژوهشگران Google Quantum AI نخستین نمایش موفق یک کیوبیت منطقی مقاوم در برابر خطا را روی پلتفرم مبتنی بر ابررسانا گزارش کردند. البته کارایی آن سامانه بهدلیل عمر کوتاه کیوبیتها محدود بود؛ کیوبیتهایی که با فرسایش خود نویز ایجاد میکنند و تصحیح خطا را تضعیف میسازند. با این حال، دِ لئون و همکارانش راهبردهایی برای افزایش چشمگیر طول عمر کیوبیتها توسعه دادهاند. در سال ۲۰۲۱، گروه آنها با استفاده از یک فرمولاسیون ابررسانای مبتنی بر تانتالوم که امکان پاکسازی دقیقتر و حذف آلایندههای کاهنده عملکرد را فراهم میکرد، عملاً طول عمر کیوبیت را به بیش از ۳۰۰ میکروثانیه افزایش دادند. سپس در نوامبر گذشته، دِ لئون و هاوک با ارزیابی نظاممند فرایند ساخت، به جریان کاریای دست یافتند که طول عمر کیوبیت را به بیش از 1.6 میلیثانیه رساند. دِلئون اکنون با گوگل برای بهبود پردازنده کوانتومی «Willow» همکاری میکند و همزمان میکوشد طول عمر کیوبیت را یک مرتبه دهبرابری دیگر افزایش دهد. به گفته او، اگر این هدف محقق شود، میتوان پردازندههای عملیاتی را واقعبینانه با تنها حدود ۳۰ هزار کیوبیت ساخت.
تا همین اواخر، پیشرفتهترین سامانههای کوانتومی مانند سامانههای گوگل بر پایه ابررساناها ساخته میشدند، اما رویکردی جایگزین که در آن کیوبیتها از آرایههای بزرگ اتمهای خنثی تأمین میشوند، بهتدریج جای خود را باز کرده است. هرچند کیوبیتهای اتم خنثی کندتر از ابررساناها هستند، اما مونتاژ و کنترل آنها در مقیاس بزرگ سادهتر است. یک گروه از دانشگاه هاروارد، پیشگام عملیسازی این سامانهها بوده است و آذرماه امسال طرحی «همهمنظوره» برای یک پردازنده مبتنی بر اتمهای خنثی با قابلیتهای قوی تصحیح خطا ارائه کردند. همین گروه پردازندهای با ۳۰۰۰ کیوبیت را به نمایش گذاشتهاند که میتواند ساعتها کار کند. به گفته سرپرست این گروه، این فناوریها «قطعاً» تا دهها هزار اتم و احتمالاً تا صدها هزار اتم مقیاسپذیر خواهند بود. البته برخی این را آغاز راه میدانند و پس از آن، کار اصلی آغاز میشود؛ مشخصکردن اینکه رایانش کوانتومی واقعاً چه دستاوردهایی دارد و در کجا از فناوریهای موجود پیشی میگیرد.
7-پیوند اعضا از حیوان به انسان، جدیتر از گذشته
روزانه ۱۳ نفر در آمریکا در انتظار دریافت عضو پیوندی جان خود را از دست میدهند. البته احتمالاً رقم واقعی بالاتر هم باشد؛ چراکه متخصصان میگویند هستند بیماران مبتلا به نارسایی اندامها که حتی در فهرست انتظار هم قرار نمیگیرند. پیوند میانگونهای در تعریف کوتاه یعنی جایگزینی بافتهای آسیبدیده انسان با بافتهای متناظر از گونههای جانوری نزدیک که جایگزینی برای کمبود شدید اعضای انسانی به شمار میرود. با این حال، این پیوندها معمولاً خیلی زود با شکست مواجه میشوند، البته با یک استثنا؛ زنی که در سال ۱۹۶۴ پس از دریافت کلیه شامپانزه، 9 ماه زنده ماند.
مشکل اصلی، رد ایمنی است. برای مثال، سلولهای خوک با نوعی کربوهیدرات به نام «آلفا-گال» پوشیده شدهاند که در انسانها که این مولکول را ندارند، واکنش ایمنی شدیدی ایجاد میکند. ویرایش دقیق ژنوم با کَس۹ یا (Cas9) ابزار مؤثری برای حذف این و دیگر عوامل محرک رد ایمنی در اختیار دانشمندان گذاشته است و در کنار نسل جدید داروهای سرکوبکننده ایمنی، نتایج بیماران را بهطور چشمگیری بهبود داده است.
سال ۲۰۲۴ نخستین پیوند کلیه خوک به یک انسان زنده انجام شد. این کلیه از حیوانی با ۶۹ تغییر ژنومی به دست آمده بود؛ تغییراتی که آنتیژنهای محرک ایمنی و توالیهای ویروسی خفته را حذف میکرد و در عین حال ژنهای انسانی کاهنده التهاب و پیشگیریکننده از لختهشدن غیرطبیعی خون را وارد میساخت. بیمار ۵۲ روز زنده ماند و سپس به دلایلی نامرتبط با پیوند، بر اثر مشکلات قلبی درگذشت. دریافتکنندگان بعدی کلیه خوک در ایالات متحده و چین بیش از هشت ماه در وضعیت پایدار باقی ماندند و سپس به دیالیز بازگشتند؛ رکوردی که تقریباً با دوام پیوند سال ۱۹۶۴ برابری میکند. البته این پیشرفتها فقط به کلیه محدود نیست. در سال ۲۰۲۲، محمد محیالدین، جراح دانشگاه مریلند و همکارانش نخستین پیوند قلب خوک مهندسیشده به انسان را گزارش کردند. بیماری که پس از جراحی ۶۰ روز زنده ماند. در سال ۲۰۲۵ نیز گروههایی در چین از پیوند کبد و حتی ریه خوک به افرادی خبر دادند که مرگ مغزی آنها اعلام شده بود؛ گامی کلیدی به سوی انجام این پیوندها در گیرندگانی که امکان بهبودی دارند.
حتی یک پیوند میانگونهای موقتی هم میتواند زمان ارزشمندی برای بیماران در انتظار اهداکننده انسانی فراهم کند، اما با درک عمیقتر عوامل فردی مؤثر بر رد پیوند، این جایگزینها میتوانند به راهحلی بلندمدت تبدیل شوند.












