مصطفی زمانیان، استاد دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، معتقد است مشکل اصلی جامعه کنونی این است که اساساً دورنمای روشنی از آینده ندارد و ابتدا باید این مشکل را حل کرد. زمانیان به این موضوع هم اشاره کرد که یکی از مصادیقی که میتواند در حوزه عدالت اثر مثبت داشته باشد، مسئله حذف ارز ترجیحی است. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
گفته میشود جامعه برای از میان برداشتن حس تبعیض، نیاز به شوک مثبت دارد. در این مقوله میتوان چه اقداماتی انجام داد؟
مهمترین مسئله امروز جامعه ایرانی را این میدانم که جامعه ایرانی امروز مشکل دارد، اما مسئلهاش رنج امروزش نیست؛ این است که امیدی برای حل مسئله در فردا هم نمیبیند. بله، شما وقتی یک مریض دارید، این مریض روی تخت بیمارستان افتاده، ولی امید دارید. عمل جراحی، نه یکی، ده تا عمل هم بکنید، نهایتاً خرج آن درمیآید، پایش میایستید، پول خرجش میکنید، چون میدانید که این جراحی نتیجه میدهد. همه گرفتاریها از جایی شروع میشود که ناامید میشویم از اینکه این بیماری دیگر درستشدنی نیست. آنموقع این فکر سراغ شما میآید که حالا که این درستشدنی نیست، چرا اصلاً من باید خرجش کنم؟ ولو این آدم عزیز من باشد. اساساً منطق محاسباتمان در موضوعی به نام تحمل شرایط، در شرایط فقدان آینده روشن، با شرایطی که به آینده روشنی اعتقاد داریم و به آن باور داریم، متفاوت میشود.
امروز مردم واقعاً مشکل اقتصادی دارند، ولی آن چیزی که امکان تحمل این مشکل اقتصادی را برای مردم فراهم میکند، این است که پشت این چالش و مشکل، یک فردای روشنی وجود داشته باشد.
یک موضوع بسیار مهم وجود دارد و آن این است که امید به یک آینده روشن نهتنها حال امروزت را خوب میکند، بلکه تفسیر و روایت از گذشته را هم تغییر میدهد. برعکس، ناامیدی از آینده یا اعتقاد به آیندهای تاریک و ترسناک، نهتنها حال امروز شما را خراب میکند، بلکه از گذشته هم پشیمانت میکند. شما قصه کارآفرینها را بخوانید. با قدرت و با افتخار از گذشته سخت خودشان یاد میکنند. میگویی چرا؟ چرا آدم موفقی شدی؟ میگوید: «بهخاطر اینکه بچهیتیم بودم، مادرم هیچی نداشت، من مجبور بودم خرج زندگیام را بدهم. از کوچکی رفتم پادویی کردم.» میگویی از کجا شروع کردی که مالک این برند بزرگ شدی؟ میگوید: «من از یک چرخدستی شروع کردم و امروز مالک 10 کارخانهام.» ولی آن چرخدستی را شیشه کشیده دورش، با افتخار گذاشته در ورودی تالار مهمانهای ویژهاش. هر کسی میخواهد بیاید، این گذشته کوچک خودش را بهعنوان افتخار به همه نشان میدهد.
مسئله ما الان دقیقاً همین است؛ اتفاقی که دارند برای ما رقم میزنند، گفتوگوهایی که ترامپ با ایران میکند، نتانیاهو با مردم ایران حرف میزند این است که مردم ایران، شما با این ماشین جمهوری اسلامی آیندهای ندارید؛ پس از حالتان بترسید و از گذشتهتان هم پشیمان باشید. این آن مسئله مهمی است که باید برایش فکری کرد و برایش یک روایت جایگزین ساخت؛ روایتی باورپذیر از آینده که «ما درستش میکنیم» و مردم باید باورشان شود که ما در این درستکردن، خودمان عاملیت داریم. هیچکس نمیتواند این را از بیرون بیاید برای ما درست کند. این آن حرف مهمی است که باید به آن باور داشته باشیم.
در مقوله عدالت نیز کمکاریهای زیادی وجود داشته است. اگر مصداقی بخواهیم به کمکاریها اشاره کنیم، به چه موضوعاتی میبایست توجه کرد که حداقل دورنمای مثبتی ایجاد شود که عدالت بهتماممعنا محقق خواهد شد؟
مصادیق عدالت خیلی متعدد و متنوع است و خیلی هم به آن پرداختهاند. مثلاً همین اتفاقی که دولت رقم زد، در موضوع حذف ارز ترجیحی، یکی از اقدامات برای ایجاد یک عدالت در حوزه اقتصاد به شمار میرود. حتماً باید تبعات ناشی از این یکسانسازی ارز را جبران کنیم، تدبیر کنیم، بسته ترمیمی برایش بگذاریم، ولی یکی از اتفاقهای بزرگ بود. یکی دیگر از اتفاقهای بزرگی که انشاءالله رقم میخورد، حل مسئله ناترازی انرژی است. مردم باید از این منبع انرژی آنگونه بهرهمند شوند که حقشان است، نه اینکه به تعداد بخاریها و به تعداد استخرهایشان از مصرف منابع انرژی بهرهمند شوند. همین دو سه مصداق؛ کاری که الان دولت عزم کرده که درستش کند، مستقل از قضاوت در مورد اینکه الان وقتش بود یا نه، مستقل از اینکه آیا بستههای حمایتی از اقشار مستضعف درست تدبیر شده یا نه، جهشی به سمت ایجاد یک عدالت پایدار در جامعه خواهد بود.












