محمدعلی یزدانیار: شهرکسازی مهمترین استراتژی رژیم در تغییر ساخت جمعیتی و بافت قومیتی در سرزمینهای اشغالی است. این روش که مبتنی بر ایجاد گروههای جمعیتی یهودی و حذف فلسطینیان انجام میشود به یک برنامه فرهنگی مدون و چندجانبه نیاز دارد تا از شکل اشغالگری خشک، به برنامهای موردقبول و حتی پذیرفتهشده تبدیل شود. در این شماره، به بررسی برنامههای فرهنگی مختلف رژیم برای جاانداختن شهرکسازی و ایجاد روایتها و پیوستهای فرهنگی آنها برای ادامه اشغال پرداختهام.
شهرکسازیها از چه زمانی آغاز شدند؟
شهرکسازی در کرانه باختری، خاک غزه و دیگر نقاط سرزمین فلسطین امری تازه نیست، این اتفاق در حدود 6 دهه است که مداوم انجام میشود، موج اول شهرکسازی در اراضی فلسطینی بعد از جنگ 6 روزه 1967 آغاز شد و طی دهههای مختلف تا به امروز ادامه داشته است. جنبشهای راستگرای صهیونیستی طی دهههای 70 و 80 میلادی حضور رژیم در سرزمین فلسطینیان را تثبیت کردند و این روند برخلاف تصور، پس از معاهده اسلو، روندی شتابان گرفت. در قرن 21 و با علاقه روزافزون رژیم به برونسپاری، گروههای اصطلاحاً مردمنهاد که عموماً وابسته به تندروترین طیف یهودیان هستند، روند ساختوساز در زمینهای اشغالی را ادامه دادند و به آواره کردن مردم فلسطین از سرزمینهایشان شتاب بخشیدند.
قاعدتاً شهرکسازیها مستلزم برنامههای فرهنگی و پیوستهای اجتماعی هستند. این ضرورت یکی برای این ایجابشده که ساکنان جدید حضور خود در این سرزمینها را امری منطقی و جزء حقوق خود بدانند، نه یک دزدی آشکار؛ دیگر برای اینکه تصویر بینالمللی رژیم حفظ شود، آنها نیاز به روایتهای فرهنگی دارند که بتوانند از حضورشان در مناطق اشغالشده جدید دفاع کنند و مهمتر آنکه ایجاد روایتهای فرهنگی و پیوستهای اجتماعی به حفظ، گسترش و تعمیق اشغالگران بهعنوان ساکنان اصلی کمک میکند. شهرکسازی و مسائل مربوط به آن توسط چندین و چند سازمان و نهاد مختلف انجام میشود که هر کدام روشهای خودشان در ایجاد روایتهای مختلف را دارند؛ در ادامه این گزارش به معرفی این سازمانها و روشهای آنها خواهم پرداخت.
سازمانهای دخیل در شهرکسازی
مهمترین نهادها در شهرکسازی رژیم، نهادهای دولتی هستند که به چند سطح مختلف تقسیم میشوند، هیئتدولت رژیم طی دهههای اخیر اصلیترین نقش را در گسترش شهرکسازی داشته، معمولاً وزرای کلیدی مانند وزیر جنگ، مسکن و کشاورزی بودجهها و مجوزها را تصویب کرده و سازمانهای زیر مجموعه دولتی مسئولیت قانونی تهیه نقشهها و تخصیص زمین به شهرکها را به عهده دارد. در این میان وزارت مسکن رژیم با ایفای نقش مرکزی در تخصیص امکانات دولتی و همچنین امکانسنجی توسعه شهرکها، مهمترین ساختار در رأس هرم قدرت رژیم است که به شهرکسازی میپردازد. ساختارهای نظامی- اداری در ارتش رژیم عبری، از جمله اداره امور غیرنظامی ارتش، بهعنوان بازوی اجرایی در صدور مجوزها و آمادهکردن شرایط برای توسعه شهرکسازی ایفای نقش میکند. دومین دسته از فعالان شهرکسازی، سازمانها و جنبشهای شهرکنشین غیردولتی و بسیار ایدئولوژیکند. این گروهها مستقیماً یا غیرمستقیم در تأسیس، توسعه یا پشتیبانی از شهرکها نقش داشته و در حال حاضر فعالترین دسته در این زمینه هستند. این سازمانها گرچه رسمیترین نهادهای دولتی نیستند؛ اما با دولت همکاری یا فشار سیاسی دارند. در این میان میتوان به پنج گروه اصلی در این دسته اشاره کرد. مهمترین گروهی که از دهه 70 میلادی به شهرکسازی مشغول است، جنبش آمانا است. سازمان شهرکسازی داوطلبانه که از سال ۱۹۷۶ برای توسعه شهرکها در کرانه باختری تأسیس شده است و ریشه در جنبش مذهبی- صهیونیستی «گوش ایمونیم» دارد.
این گروه در ایجاد بسیاری از شهرکها مشارکت داشته و بهعنوان رهبر جنبش شهرکسازی غیردولتی شناخته شده است. دومین گروه شورای نشاست که بیشتر در زمینه کنشگری اجتماعی و لابیگری در شهرکنشینی شناخته میشود، این گروه راستگرا باهدف ترویج و دفاع از شهرکها، تعامل با دولت و سیاستگذاران اصلی فعالیت کرده و اوج فعالیتهای آنها در دولتهای راستگرا اتفاق میافتد. سازمان مردمنهاد رگاویم از دیگر نهادهای غیردولتی راستگراست که بهطور قانونی فشار میآورد تا دولت علیه ساختوساز فلسطینیها و به نفع تثبیت شهرکها اقدام کند. گرایش ایدئولوژیک این گروه بسیار به دیدگاههای ملیگرای صهیونیستی نزدیک است و معمولاً از سمت شوراهای شهرکنشینی و دولت حمایت میشود. نخالا، دیگر سازمان فعال شهرکنشین راستگرا و رادیکال است که حتی در ایجاد «پستهای غیرقانونی» تلاش میکند. این گروه که با رهبر خود دانیلا وایس شناخته میشود هدف خود را الحاق کامل کرانه باختری- و اخیراً غزه- به اسرائیل و افزایش جمعیت شهرکها و شهرکنشینها بیان کرده است.
و در نهایت گروه جوانان تپهای گروهی خودجوش و غیررسمی، با انگیزههای غالباً مذهبی- صهیونیستی هستند که بدون مجوز رسمی دولت پستهای غیرقانونی میسازند. این گروه گرچه با دولت ارتباط رسمی ندارند، ولی از فضای سیاسی و قانونی سهلگیر در مورد شهرکسازی سود میبرند.
روشهای تغییر و تثبیت روایت فرهنگی در اراضی اشغالی
بهصورت کلی میتوان پنج محور اصلی را در ایجاد روایتهای مطلوب رژیم عبری شناسایی کرد که در نهایت تبدیل به یک ساختار منسجم میشوند که مالکیت فلسطینیان بر سرزمین خودشان را نفی میکنند. باستانشناسی و موزهسازی بهعنوان روایت تاریخی یکی از اصلیترین ابزارهای رژیم در ایجاد روایتهای موردنیاز خودش است. استفاده از حفاریهای باستانشناسی و ساخت جاذبههای گردشگری در شهرکهای جدید که اغلب در قلب محلههای فلسطینی واقع شدهاند در کنار نمایش یافتههای گزینشی تاریخی، داستانی مشخص و همسو با اهداف رژیم را روایت میکنند. این روایت، بخشهای قابلتوجهی از تاریخ غیریهودی این اماکن مانند دورههای اسلامی یا بیزانس را کمرنگ میکند تا تصویر تاریخی غالب یهودی تثبیت شود، بهعنوانمثال میتوان از شهر داود نام برد، محلی باستانی در شرق قدس اشغالی که دارای اکثریت فلسطینی است و از طی دو تا سهدهه اخیر سازمانهای شهرکسازی رژیم مانند العاد با خرید زمینها، کوچ اجباری فلسطینیان و توسعه سایتهای حفاری و پارکهای باستانشناسی به دنبال یهودیسازی آنند. دومین برنامه رژیم برای تغییر روایت آموزش و تبلیغ رسمی و غیررسمی در مدارس و نهادهای فرهنگی است. دولت اسرائیل به شکلی مداوم در حال تبلیغ پیوند تاریخی یهود با سرزمین فلسطین است. کتابهای درسی مخصوصاً در حوزههای مطالعات اجتماعی، تاریخ و جغرافیا در کنار برنامههای آموزشی و اسناد رسمی، از آموزش رسمی و غیررسمی بهعنوان بازویی برای ایجاد مشروعیت ساکنان شهرکهای تازه اشغالشده هستند. یکی دیگر از روشها اعلام زمینها بهعنوان «زمین دولتی یا تاریخی یهودی» و تغییر قوانین مالکیت است. طی این برنامه و با اعلام برخی اراضی کرانه باختری بهعنوان زمین دولتی، دولت اسرائیل زمینها را برای شهرکنشینان تخصیص میدهد. این اقدام قانونی، زمینه را برای توسعه شهرکها و تثبیت حضور یهودیان فراهم و با تفسیر خاص دولت از قوانین زمین، مشروعیت اداری و حقوقی پیدا میکند. بر اساس این رویکرد، زمینهایی که فلسطینیان در آن زندگی میکنند در اصل برای یهودیان محسوب میشود، آنها با ترویج این گفتمان؛ در واقع جای اشغالگر و اشغالشده را عوض کرده و اشغال اراضی مربوط به مردمان فلسطینی را بهنوعی بازپسگیری زمینهای از پیش اشغالشده معرفی میکنند. برنامه رژیم عبری در این زمینه به برنامه هاسبارا معروف است. طبق این برنامه که با حمایت مستقیم وزارت امور خارجه اسرائیل پیش میرود، دانشجویان و مهاجران رژیم در خارج از کشور آموزش میبینند تا از دیدگاههای رسمی رژیم عبری در زمینه شهرکسازی دفاع کنند، تلاش کنند شهرکها را سرزمین تاریخی یهودیان معرفی کنند و کوچ اجباری فلسطینیان را نوعی بازپسگیری اراضی اشغالشده معرفی کنند. این تلاشها شامل ایجاد پلتفرمهای آنلاین و برگزاری رویدادهای مختلف در جهان سفیدپوست، هماهنگی با لابیهای رسمی و غیررسمی، آموزش فعالانه مهاجران برونمرزی و همچنین کمپینهای رسانهای برای دفاع از اشغالگری در سرزمینهای فلسطینی است. روش چهارم توریسم و گردشگری و مهاجرپذیری است، در این روش یهودیان و غیریهودیان، گاهی با هزینه کامل و میزبانی رژیم، در قالب تورهای گردشگری و سفرهای آموزشی و اکتشافی تاریخی، به گشتوگذار در سرزمینهای اشغالی میپردازند و با روایت مطلوب رژیم در این مناطق روبهرو میشوند. شهر داود از مهمترین برنامههای رژیم در این جنبه است. این شیوه از گردشگری تاریخی پیوندی ناگسستنی با ایجاد برنامههای فرهنگی- اجتماعی تغییر جمعیت دارد. بر اساس این برنامهها، ایجاد حفاریهای جدید، برنامههای اکتشافی گسترده و اکتشافات علمی جدید همه در خدمت تبلیغ یک منطقه بهعنوان سرزمینی تاریخی- و حتی گاهی مقدس- یهودی قرار میگیرند و با تحریک احساسات ملی و مذهبی یهودیان آنها را برای سکونت در این مناطق و تغییر بافت جمعیتی آن فرامیخوانند. این پنج برنامه و محور مختلف، درعینحال که اهداف و رویکردهای مستقل و شیوههای اجرای متفاوتی دارند، در نهایت به یک ساختار درهمتنیده تبدیل میشوند که نتیجهای جز کوچ اجباری و پاکسازی مستمر و تدریجی قومی فلسطینیان ندارد.
مورد عجیب سیلوان شرقی
سیلوان، محله و منطقهای در شرق قدس اشغالی است که اکثریت مطلق ساکنان آن- بر طبق گزارشهای مختلف حداقل 95 و حداکثر 99 درصد- را فلسطینیان تشکیل میدهند. این منطقه که از دیرباز مورد حفاریهای تاریخی قرار گرفته است، طی چند دهه اخیر به شکل گستردهای بهعنوان شهر تاریخی داود معرفی میشود. منطقه سیلوان در شرق اورشلیم، در دامنههای جنوبی کوه زیتون و کنار چشمه جیحون قرار دارد و از دیرباز محل سکونت بوده است. برخلاف اصرار رژیم برای ایجاد روایت مطلوب خود، زندگی در اطراف چشمه جیحون به حدود ۵۰۰۰ سال پیش و سالها پیش از زندگی داود نبی بازمیگردد. قابلتوجه است نخستین نشانههای رشد شهر در دوران کنعانیان، حدود ۱۷۰۰ پیش از میلاد، ظاهر شد. در طول قرنها، این منطقه زیر حاکمیت پادشاهی یهودا، روم، بیزانس و جوامع اسلامی بوده و هرگز به یک قوم یا گروه مذهبی خاص تعلق نداشته است. طی سالهای اخیر و با حضور العاد، بهعنوان یک گروه تندروی راستگرا، بخش جنوب شرقی قدس اشغالی به نام شهر داوود شناخته میشود که خارج از دیوارهای قدیمی شهر قرار دارد. نخستین کاوشهای علمی در این منطقه از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد و در دهههای بعد باستانشناسانی مانند ریموند ویل، مکالیستر و کاتلین کنیون مطالعات گستردهای انجام دادند. نتایج نشان میدهد این تپه از دوران پیشاتاریخی تا عصر آهن تقریباً پیوسته مسکونی بوده است و پس از تخریب بابل، تنها رأس تپه در دورههای بعدی مسکونی باقی ماند. پس از ۱۹۶۷، کاوشها توسط اسرائیلیها شدت گرفت و در سالهای اخیر و با حضور سازمانهای یهودی - شهرکنشین مانند العاد که مدیریت منطقه را در دست گرفتند و آن را به یک پارک ملی و مقصد گردشگری پرطرفدار تبدیل کردند، تلاش گستردهای برای معرفی این منطقه به نام شهر تاریخی داود، دعوت یهودیان برای سکونت در این منطقه فلسطینینشین و تغییر بافت جمعیتی این ناحیه انجام شد. در حال حاضر منطقه سیلوان بهعنوان شهر داود شامل محوطههای باستانی، محلههای مسکونی و امکانات آموزشی و گردشگری است و بر خلاف بافت فرهنگی - جمعیتی حاضر، بهعنوان منطقهای صرفاً یهودی و توراتی معرفی میشود. داستان سیلوان بهاینعلت حائز اهمیت است که تمام ابعاد و برنامههای رژیم عبری برای تغییر روایت تاریخی، بهصورت یکپارچه در آن مورداستفاده قرار گرفتهاند.
العاد و کاری که با سیلوان کرد
العاد، از دهه ۱۹۸۰ فعالیتهای گستردهای برای کنترل منطقهی سیلوان و محوطه باستانی موسوم به شهر داوود آغاز کرد. این سازمان با استفاده از روشهای قانونی یا ایجاد فشار، لابی و تهدید، خانهها و زمینهای فلسطینیان را خریداری کرده و همزمان با فشار سیاسی و لابیگری با مقامات اسرائیلی، بهویژه وزیر مسکن وقت، آریل شارون، برای ساخت واحدهای مسکونی جدید در اطراف آثار باستانی، روند تغییر ترکیب جمعیتی منطقه را پیش برده است. هدف العاد، ایجاد یک جامعه یهودی غالب در قلب سیلوان و افزایش حضور جمعیت یهودی درکنار محوطههای باستانی است. با توجه به اکثریت مطلق فلسطینیان در این منطقه اقدامات العاد باعثشده بسیاری از فلسطینیان مجبور به ترک خانههای خود یا فروش املاک تحتفشار شوند که این خود به تغییرات شدید بافت سنتی منطقه منجر شده است. همزمان با این خریدها و توسعه مسکونی، العاد مدیریت پارک ملی شهر داوود را به دست گرفت و این منطقه را به یک مرکز گردشگری و باستانشناسی پرطرفدار تبدیل کرد. همزمان، بازوهای العاد در سراسر خاک رژیم و همچنین در دیگر نقاط اروپا و آمریکای شمالی فعال شدند تا سیلوان را با نام ادعایی جدید، یعنی شهر داود معرفی کرده و آن را یکی از مقدسترین و غیرقابلمذاکرهترین اماکن برای یهودیان نشان دهند. در کنار این برنامه، یکی از ابزارهای اصلی العاد برای مشروعیتبخشی به حضور یهودیان در سیلوان، بازنمایی توراتی و ملی منطقه است. این سازمان با استفاده بهشدت گزینشی از یافتههای باستانشناسی و نمایش آثار مرتبط با دوران پادشاهی داود، شهر داود را بهعنوان میراث تاریخی و مذهبی یهودیان معرفی کرده است. روایت ارائهشده ترکیبی از ملیگرایی، مذهب و گردشگری است که هم بر تداوم تاریخی یهودیان تأکید دارد و هم با ایجاد جذابیت برای گردشگران مذهبی، حضور خود را در منطقه تثبیت میکند. این رویکرد دوجانبه باعث استقبال هر دو طیف ملیگرا و مذهبی برای سکونت در سیلوان شده است. این اتفاقات در اصل نشاندهنده برنامه اصلی العاد است که شامل خرید زمینها و خانهها، تخریب منازل فلسطینیان، کوچ اجباری آنها، توسعه شهرکنشینی یهودی و تغییر ترکیب جمعیتی بوده است.
این سازمان با استفاده از منابع دولتی، حمایت سیاسی و ابزارهای گردشگری، توانسته کنترلی تقریباً کامل بر محوطههای باستانی و فضای شهری سیلوان بهدست آورد و همزمان روایت غالب تاریخ منطقه را به نفع روایت یهودی و اسرائیلی شکل دهد. اقدامات العاد باعثشده سیلوان همزمان یک پارک ملی، مقصد گردشگری مذهبی و محلهی مسکونی یهودی باشد، درحالیکه بخش قابلتوجهی از جمعیت فلسطینی محلی تحتفشار برای ترک خانهها و فروش املاک خود قرار گرفتهاند. طبق گزارشهای معتبر، جمیعت حدوداً 200 نفری یهودیان در این منطقه طی مدت کوتاهی به حدود هزار نفر افزایش یافته است، همچنین حدود 300 خانوار فلسطینی- تقریباً هزار نفر- دارای پرونده فعال اخراج از منطقهاند و دیگران نیز برای ترک منطقه بهشدت تحتفشار قرار دارند. انتشار گزینشی یافتههای باستانشناسی بهعنوان ابزار تقویت روایت تاریخی و ملی یهودیان به کار گرفته شده، چون حضور و تاریخ فرهنگی فلسطینیان به حاشیه رانده شده است، به آنان فشار میآورند که این منطقه اصطلاحاً مقدس یهودی را ترک کنند.
بندی که مطالعه کردید، آن هم در یک منطقه که حدوداً 50 هزار فلسطینی زندگی میکنند، روایتی روشن از بلایی است که ایجاد روایتهای رژیم، بر سر مردم بومی و تاریخی منطقه میآورد.












