سیدعلی موسوی، کارشناس رسانه: کارزار «ایران را پس میگیریم» که با محوریت رضا پهلوی و بیانیه مونیخ در ژوئیه ۲۰۲۵ شکل گرفته، به ظاهر تلاشی برای اتحاد مخالفان رژیم جمهوری اسلامی ایران است. این پلتفرم، با ارائه برنامهای ۱۷۰ صفحهای برای بازسازی سیاسی، امنیتی، اقتصادی و زیستمحیطی ایران، ادعا میکند که بستری برای سازماندهی معترضان، نیروهای نظامی ناراضی و حامیان مالی فراهم کرده و دهها هزار نفر از نیروهای امنیتی و دولتی را به خود جذب کرده است. اما گزارش اخیر روزنامه هاآرتص اسرائیل، پرده از واقعیتی تاریک برمیدارد؛ دستهای پنهان اسرائیل، با بهرهگیری از هوش مصنوعی و شبکهای از حسابهای جعلی در رسانههای اجتماعی، در پشت صحنه این کارزار قرار دارند. این افشاگری پشت پرده سلطنتطلبان را به خوبی نشان میدهد. اصلیترین حامی آنها، رژیمی کودککش است که در جنگ اخیر بیش از هزار ایرانی از جمله زنان و کودکان را به شهادت رساند.
عملیات نفوذ دیجیتال اسرائیل؛ پروپاگاندای رایانشی در خدمت سلطنتطلبی
تحقیق مشترک هاآرتص و دِمارکر (TheMarker) بر اساس گزارش Citizen Lab دانشگاه تورنتو نشان میدهد که شبکهای سازمانیافته و فارسیزبان، مستقر در اسرائیل و با تأمین مالی غیرمستقیم دولتی، کارزاری گسترده برای تقویت چهره رضا پهلوی و ترویج ایده «بازگشت سلطنت» در رسانههای اجتماعی به راه انداخته است. همزمان، گزارش مؤسسه سیتیزنلب (Citizen Lab) دانشگاه تورنتو از وجود شبکهای موازی حکایت دارد که با استفاده از حسابهای جعلی و محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، روایتهایی پرو-اسرائیلی را در فضای مجازی فارسیزبان منتشر میکند. این شبکهها، بهویژه در لحظات حساس مانند حملات هوایی اسرائیل به زندان اوین، با پخش ویدئوهای دیپفیک و اخبار جعلی از پیش هماهنگشده، سعی در شکلدهی به افکار عمومی داشتهاند. این اقدامات که بخشی از پروپاگاندای رایانشی است، با بهرهگیری از الگوریتمهای پیشرفته و فناوری هوش مصنوعی، توهم حمایت گسترده مردمی از رضا پهلوی را ایجاد میکنند. سایت «ایران را پس میگیریم»، ابزاری برای پروپاگاندای رایانشی است، جایی که امضاها و حمایتهای آنلاین، در واقع نتیجه عملیات سایبری است و نه امضا و فعالیت مردم.
عملیات روانی سلطنتطلبان در خدمت منافع خارجی
این کارزارها بخشی از یک عملیات روانی (psyops) حسابشده هستند که با هدف تضعیف جمهوری اسلامی ایران و معرفی رضا پهلوی به عنوان جایگزینی مشروع طراحی شدهاند. اما وابستگی این جنبش به حمایتهای خارجی، بهویژه از سوی اسرائیل، پرسشهای جدی درباره استقلال و مشروعیت آن مطرح میکند. آیا سلطنتطلبان که ادعای بازگرداندن عزت و حاکمیت ملی به ایران را دارند، آگاهانه یا ناآگاهانه به مهرههایی در بازی ژئوپلیتیک منطقه تبدیل شدهاند؟ تاریخ خاندان پهلوی گواه روشنی از وابستگی به قدرتهای خارجی است؛ از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با حمایت مستقیم آمریکا و انگلیس محمدرضا شاه را به قدرت بازگرداند، تا سیاستهای وابسته به غرب در دوران سلطنت او. اکنون، افشاگری هاآرتص نشان میدهد که رضا پهلوی نیز در مسیری مشابه گام برمیدارد، جایی که کارزار او نه تنها از حمایتهای مالی و لجستیکی خارجی بهره میبرد، بلکه به ابزارهای پروپاگاندای دیجیتال وابسته است که منافع مردم ایران را در سایه اهداف استراتژیک خارجی قرار میدهد.
یکی از مهمترین نقدهای وارد بر سلطنتطلبان، فقدان شفافیت در مورد منابع مالی و لجستیکی کارزارشان است. در حالی که سایت «ایران را پس میگیریم» ادعا میکند دهها هزار نفر از نیروهای امنیتی و دولتی به آن پیوستهاند، هیچ اطلاعات قابلاعتمادی درباره نحوه تأمین مالی این پلتفرم یا چگونگی مدیریت دادههای کاربران ارائه نشده است. این ابهام، در کنار گزارش هاآرتص، این موضوع را تقویت میکند که جنبش سلطنتطلبان، در خدمت اهداف بازیگران خارجی است که از بیثباتی در ایران سود میبرند.
افشاگریهای هاآرتص هشداری جدی به افرادی است که تحت تأثیر این عملیات روانی هستند. هیچ گروهی نمیتواند با تکیه بر پروپاگاندای رایانشی، عملیات روانی خارجی و دستکاری مصنوعی افکار عمومی، نماینده واقعی خواست مردم باشد.












