فاطمه بریمانی، خبرنگار گروه جهانشهر: انبار باروت شکافهای اجتماعی در بریتانیا با یک جرقه منفجر شد. هفته گذشته در پی حمله نوجوانی 17ساله به میهمانی رقص و کشتن سه کودک در این حمله، رسانههای انگلیس پر از اخبار مبهمی شد که حاکی از داستان زندگی این مظنون قاتل بود. داستان غالبی که در رسانهها دست به دست بازنشر داده میشد، این نوجوان را مهاجری غیرقانونی معرفی میکرد که سال 2021 با قایقی خود را به انگلیس رساند و در این کشور پناهنده شد. اما این همه ماجرا نیست. دو روز قبل دادگاه تشکیل شده برای انتشار اخبار و اطلاعات درست پرونده، تصمیم به افشای هویت این قاتل گرفت. او بریتانیایی و انگلیسی الاصل است. اما برای رسانهها و مردمی که علیه مهاجران و پناهندگان در کشورشان، کف خیابانها اعتراض میکنند، کمتر هویت این نوجوان اهمیت دارد. آنها بهدنبال بهانهای بودند تا این دگرستیزی که سالها در جامعهشان نهادینه شده بود را به نمایش بگذارند. درحالیکه مردم بریتانیا در خیابانها، ضد مهاجران شعار میدهند، اخبار قهرمانی پسر 15ساله مهاجری که نزدیک بود اخراج شود و حالا به مقام استاد بزرگ نائل آمده را به ملت بریتانیا تبریک میگوید. اعتراضات ضد مهاجر و اخبار ضدمهاجر در کشورهای بریتانیا بیش از هر زمان دیگری در جریان است. گمانههای متعددی از دلیل شورشهای خیابانی مطرح میشود؛ انتساب این جریانات به راستهای رادیکال، اسلامهراسی، مسلمانستیزی، مهاجرستیزی و مواردی امثالهم. اما برای بررسی عمیق این جریان باید به دههها قبل و هراس سیستماتیکی اشاره کرد که در بریتانیا علیه مهاجران و مسلمانان نهادینه شده است. در این زمینه با الهام عابدینی، کارشناس مسائل بریتانیا گفتوگو کردهایم. متن گفتوگو را در ادامه میخوانید.
در روزهای اخیر شاهد درگیریهای شهروندان انگلیس با پلیس این کشور بودیم. ریشه این خشونت چیست؟ آیا این خشونت مربوط به احساسات ضد اسلامی است یا روحیه ملیگرایانه موجب این اتفاق شده است؟
در ابتدا میخواهم به این نکته اشاره کنم این اتفاقات در حال وقوع و خشمی که در بریتانیا طی هفته گذشته شاهدش هستیم، ریشههای عمیقی داشته که نباید در تحلیل صحنه مغفول واقع شود. حدود هفته قبل بود که در ساوتپورت انگلیس یک میهمانی برگزار شد، در آن میهمانی سه کودک به ضرب چاقو کشته میشوند. کسی که مظنون به حمله به این سه کودک بوده است، یک نوجوان سیاهپوست 17ساله است. پس از این اتفاق، برخی از حسابهای کاربری در فضای مجازی، تیکتاک، توییتر و تلگرام بهسرعت خبری را منتشر میکنند که فرد مظنون به انجام حمله کسی است که سال 2021 بهصورت غیرقانونی و قاچاقی با قایقهای حامل پناهجویان وارد بریتانیا شده است. انتشار این خبر و این موضوع باعث میشود که بهسرعت خشم در میان مردم گسترش پیدا کند. طرح این کلیدواژهها از این جنبه خیلی مهم است که مدتی بحث پناهجویان و مهاجران غیرقانونی در کل اروپا خیلی داغ شده است. اخیرا در مورد این موضوع خیلی ابراز نگرانی میشود و انگلیس هم کشوری بوده که همیشه با حضور پناهجویان در کشورش مشکل داشته است. یعنی حتی یکی از دلایلی که استارمر هم در انتخابات رای آورد طرح بحث مهاجران بود. او نمیپذیرفت که طبق سهمیهای که اتحادیه اروپا به هر کشور برای تعداد پناهجویان میدهد را اجرایی کند. بعد از جنگ سوریه و عراق نیز این تعداد بیشتر هم شده بود و انگلیس به هیچ وجه نمیخواست که زیر بار این سهمیههای اتحادیه برود. استارمر که این مسائل را قبول نمیکرد، میان جامعه محبوبیت پیدا کرده و همین هم دلیلی برای رای آوردن او در انتخابات بود. این خشونت ناشی از حضور مهاجران در کشور مدام بیشتر میشد. پس میخواهم بگویم از این جنبه این کلیدواژهها مهم است و من بر آنها تاکید دارم. یکی از کسانی که این خبر کذب در مورد هویت غیربریتانیایی این نوجوان را منتشر کرد و انتشار خبر از جانب او بهشدت در فضای داخلی بریتانیا بازنشر داده و دیده شد، فردی بود که به اسم مستعار «تامی رابینسون» معروف است. او سالهای متمادی است که در بریتانیا بهعنوان فعال سیاسی شناخته میشود و عمده فعالیتی هم که دارد، راهاندازی کارزارهایی علیه مسلمانان و ضد اسلام است. یعنی بیشتر از اینکه رابینسون بخواهد روی فضای ضدمهاجرت کار کند، عمدتا تمرکزش را روی بحث مسلمانان گذاشته است و مدام علیه مسلمانان کمپین راه میاندازد. او حتی در صفحات معرفی مجازیاش هم بهعنوان یک فعال در حوزه ستیز با اسلام و مسلمانان معرفی شده است. رابینسون اتفاق رخ داده را بازنشر میدهد. اما اتفاقی که رخ داده بود در اصل چیز دیگری است. بعدتر مشخص میشود هویت منتشر شده کذب بوده و فردی که حمله را انجام داده است، متولد انگلیس است. متولد شهر کاردیف ولز است. با توجه به این اتفاقات، دادگاه با وجود اینکه این نوجوان 17ساله است و هنوز به سن قانونی 18 سال هم نرسیده، اجازه صادر کرد اسم مظنون منتشر شود. تا شاید از این طریق جلوی انتشار این اخبار جعلی گرفته شود. دادگاه میخواست نشان دهد این فرد یک فرد بریتیش و انگلیسی است، در ولز متولد شده و این بحث کذب پناهجوی غیرقانونی که سال 2021 تازه آمده وجود ندارد. ولی با این وجود دیگر حتی کسانی هم که متوجه شدند این فرد خاص انگلیسی است، دیگر برایشان مهم نبود؛ چراکه اصلا موضوع مهاجران و پناهجویان غیرقانونی موضوعی است که از خیلی وقت پیش به یک چالش، دغدغه و نگرانی جدی تبدیل شده است.
پناهجویان در انگلیس شامل چه قشری از افراد میشوند؟ به چه کسانی پناهجو میگویند؟
این مساله خیلی دغدغه ما نیست. من با بحث پناهجویان خیلی کاری ندارم. افرادی که بهصورت غیرقانونی وارد انگلیس شده و عمدتا هم با قایق از طریق کانال مانش وارد میشوند و اغلب مهاجران آفریقایی هستند را پناهجویان میدانیم. مثلا برخی از آنها از سودان هستند. پس از آنکه جنگ در سودان بالا گرفت، بر تعداد آنها نیز افزوده شد. برخی دیگر از لیبی وارد انگلیس میشوند. این افراد عمدتا آنهایی هستند که توانستند خودشان را به فرانسه برسانند و از آنجا از طریق کانال مانش خودشان را به بریتانیا رساندند. اینها را ما پناهجویان غیرقانونی میدانیم که تازه پس از ورود به بریتانیا، درخواست قانونی میکنند. نکتهای که وجود دارد این است که این خشمی که ما این روزها میبینیم، خیلی ریشهدار است و باید به خیلی قبلتر برگشت و برخی ماجراها را بررسی کرد تا متوجه این خشم و خشونت شد. برخی میگویند خشمی که نسبت به مهاجران وجود دارد معطوف به فضای اقتصادی است، به این صورت که برخی از اشغال مناصب شغلی خود توسط مهاجران گلهمندند. اما باید به این نکته توجه داشت که این نارضایتی تنها به مسائل اقتصادی مربوط نمیشود. درواقع ما با یک شکل سازمانیافتهای از مهاجرستیزی و اسلامستیزی مواجه هستیم. در خیلی از کشورها یا به صورت قانونی رسما در پارلمان و مجلسشان تعریف یهودیستیزی تصویب شده یا بههرحال چیزی است که به آن استناد میشود و در عرف پذیرفته شده است. تعریف بزرگی هم است یعنی خیلی چیزها را میتوان تفسیر به رای کرد و بهعنوان مصداق یهودیستیزی در نظر گرفت. اما درباره اسلامستیزی ما چنین چیزی نداریم یعنی شما اگر در انگلیس مورد خشونت و آزار و اذیت قرار بگیرید، ولو اینکه خودتان مطمئن باشید که بهخاطر اسلام و مسلمان بودنتان مورد هدف و حمله قرار گرفتید، درصورتیکه بخواهید شکایت کنید، اول باید ثابت کنید که این حملهای بوده که بهخاطر انگیزههای شخصی نبوده و مبتنیبر نفرت بوده است. بعد دوباره بالاتر بروید و اثبات کنید مشخصا بهخاطر اعتقادات شما و دین شما بوده است. این بهخاطر این است که قانون مشخصی برای تعریف اسلامستیزی وجود ندارد. یعنی در واقع میخواهم این را عرض کنم که ما با یک شکل سازمانیافته از اسلامستیزی مواجه هستیم. چیزی که مهاجرستیزی، دیگریستیزی و دیگریهراسی هم مانند آن میشود. اینکه شما اصلا بهطور کلی از هر آن کسی که جزئی از تو نباشد، درجهای از نفرت را داشته باشید. من میخواهم توجه شما را به نظرسنجیهایی جلب کنم که در آن از مردم ساکن در بریتانیا (بریتانیا شامل انگلیس، ولز، اسکاتلند و ایرلندشمالی)، پرسیدند که شما خودتان یعنی هویت خودتان را ابتدا در چه چیزی و چگونه تعریف میکنید؟ بخش قابل توجهی از آنها نزدیک به نیمی از آنها، خودشان را اول برای همان ناحیهای که هستند تعریف کردند. مثلا طرف گفته بود من خودم را اسکاتلندی میدانم، بعد بریتانیایی میدانم و بعد اروپایی. یعنی حتی این دیگریهراسی را ما نسبت به خودشان هم میبینیم. مثلا فرد انگلیسی خودش را نسبت به فرد اسکاتلندی ارجح میداند دیگر چه برسد به مهاجری که از خارج آمده باشد! مهاجران اوکراینی را کنار بگذارید، بهخاطر جریانی که پیش آمده و فضایی که ساخته شده، در حمایت از آنها کار میشود و سعی میکنند مهاجران اوکراینی را بپذیرند. اما پیش از این جنگ، حتی مهاجران اوکراینی هم بهعنوان مهاجران خوبی شناخته نمیشدند. آنها هم مهاجران بدی بودند. درجهشان پایینتر درنظر گرفته میشد. یا مثلا مهاجرانی که از شرق اروپا هستند، مهاجران رده پایینتری در نظر گرفته میشوند. حتی کسانی که ظاهرشان سفید هم باشد مورد نکوهش و خشم هستند. من اینها را از این جهت عرض میکنم که بگویم موضوع فراتر و ریشهدارتر از آن است که فقط نسبت به سیاهان و نسبت به مسلمانان باشد. اما وقتی بحث به مسلمانان و سیاهان میرسد، اوضاع خیلی وخیمتر و بدتر میشود و واقعا نگاه نسبت به مرد مسلمانی که از غرب آسیاست خیلی منفیتر است. یعنی هم آفریقاییتبار باشد و هم مسلمان باشد، نفرت را مضاعف میکند.
دولت قبل در انگلیس طرحی مبنیبر ارسال پناهجویان به رواندا ارائه داده بود، طرح تا به کجا پیش رفت؟ پیامد این طرح برای انگلیس به چه شکل بروز پیدا میکرد؟
با وجود مخالفتهای جدی نهادهای حقوق بشری، این طرح نهایتا تصویب شد و جلو رفت. دولت گفت من این طرح را قطعا اجرا خواهم کرد. این درحالی است که حتی در میان خود دولت هم مخالفتهای جدیای وجود داشته است. در پارلمان این قضیه تصویب شد. البته هرچند شروع آن به تعویق افتاده است اما خود این را هم میتوان در این قالب بررسی کرد که چقدر نگاه علیه پناهجویان زیاد است. مثلا ما شاهد چیزی شبیه استرالیا هستیم که میخواهند مردم آنها حتی وارد خاک بریتانیا هم نشوند، در یک کشور دیگر باشند و بعد از استقرار در آن کشور ثالث، پروندهشان بررسی شود و بعد ببینند که اصلا میخواهند به اینها پناهندگی اعطا کنند یا نه.
با توجه به اینکه پناهجویان اغلب از کشورهای افغانستان، ایران و قاره آفریقا هستند، درصد قابلتوجهی از آنها را جمعیت مسلمان تشکیل میدهد. تا چه میزان این اعتراضات ضداسلامی است؟
این چیزی که ما در شعارها و تظاهرات بهصورت گسترده میبینیم، بهصورت مشخص و خاص علیه مسلمانان و علیه اسلام اقدامات جدی اتفاق میافتد و بهشدت مسلمانان را مورد هدف قرار دادهاند. هرچند که در موارد دیگر هم ستیز میبینیم اما درمورد اسلام خیلی ستیز بیشتری وجود دارد. بهعنوان مثال حملهای که به مساجد و اماکن اسلامی میشود، به افرادی که حجاب دارند و در ظاهرشان عنصری وجود دارد که مسلمان بودنشان را نشان میدهد حملات بیشتری نسبت به خشونتهایی است که علیه باقی مهاجران دارند، یعنی واقعا اسلامستیزی هم بهصورت خیلی گسترده و خیلی آشکار وجود دارد. اما هستند طیفهایی که بهطور کلی معتقدند ما نباید مهاجران را راه بدهیم و فارغ از دین و مذهب باید آن حالت بریتانیایی و فرهنگ خودمان حفظ شود. همچنین گروههایی هستند که ستیزشان مشخصا با اسلام است، یعنی حتی اگر شما بهعنوان یک فرد که صد نسل قبلیتان هم در بریتانیا به دنیا آمده باشند و نژادتان هم مثل خودشان باشد اما مسلمان باشید، مورد حمله قرار میگیرید. یعنی از هر دو طیف هستند. آن چیزی که عمدتا وجود دارد مخالفت کلی با مهاجرانی است که دارند از مناطق غرب آسیا میآیند و طبیعتا اگر مسلمان هم باشند وضعیت وخیمتر میشود.
خروجی جلسه اضطراری برگزار شده در روز یکشنبه، چیزی جز متهم کردن راستهای رادیکال نبود. به نظر شما تا چه میزان جمعیت حاضر در خیابانها را میتوان در قالب نگرشهای راستگرایانه تحلیل کرد؟ آیا میتوان دلیل اعتراضات را تنها بهانهای برای مقابله راستها با حزب روی کارآمده در انگلیس ارزیابی کرد؟
این تامی رابینسون که عرض کردم کسی است که برای تفریح در قبرس است و خیلی از او انتقاد میشود که خودش به قبرس رفته و با فعالیتی که در فضای مجازی دارد مردم را دعوت به شورش و آشوب میکند. باعث میشود که این افراد دستگیر شوند و زندان بروند. ولی این مساله برای خود این آدم ضرری ندارد. چیزی که حائز اهمیت است این است که ارتباطهای نزدیکی بین ایشان و صهیونیستها نیز دیده میشود. البته چیز مخفیای هم نیست. خودش هم منتشر میکند. تصاویری که از این ارتباطها وجود دارد را خودش هم منتشر کرده است. با توجه به همین نکته گمانهزنیهایی هم رخ میدهد. مثلا این گمانهزنی وجود دارد که چون بریتانیا یعنی دولتی که بر سر کار آمده، اعلام کرده «من دیگر به رژیمصهیونیستی سلاح نمیدهم»، تعمدا رابینسون را فعال کردند برای اینکه جامعه بریتانیا را به هرجومرج بکشاند. با توجه به شواهدی که وجود دارد یکی دیگر از گمانهزنیهای مطرح این است که بریتانیا بدش نمیآمد که راستگراها بیایند در خیابان و دولت بتواند با یک اقدام قاطع، راستها را سرکوب کند. با توجه به اینکه نخستوزیر هم خیلی موضع قاطعی برایشان گرفت و گفت اینها «آشوبگر» هستند و قانون بهشدت با اینها برخورد خواهد کرد. «چه در فضای مجازی و چه در خیابانها جایی برای اینها نیست» با توجه به این موضع خیلی قاطعی که گرفتند این گمانهزنی هم گفته میشود که دولت به دنبال بهانهای بود که از شر اینها خلاص شود. اینها گمانههایی هستند که با توجه به شرایط و شواهدی که وجود دارد گفته میشود. به هر حال همه این نکاتی است که گفته میشود، اما آن چیزی که به نظر من مشخص است و فارغ از همه این گمانهزنیها و بهصورت مشخص میتوان درخصوص شدت گرفتن خشونتها در یک هفته اخیر آن را در نظر گرفت، این شرایط آشفتگی سیاسی و اجتماعی در بریتانیاست؛ چیزی که قابل انکار نیست. شاید واقعا جرقهای لازم بوده برای اینکه این خشم بروز پیدا کند. از سال 2015 تا به الان که همهپرسی برگزیت در بریتانیا و در انتخابات سراسری برگزار شده است این نخستوزیری که الان روی کار هست، ششمین نخستوزیری است که با همهپرسی سرکار آمد. چندین دفعه که نخستوزیر بدون برگزاری انتخابات تغییر کرده بود. این خودش یک نشانه است که دولت شما آنقدر ثبات ندارد و ظرف هفت یا هشت سال نخستوزیر عوض میکنید. این خودش یک نشانه است. خود برگزیت طرحی است که حداقل در کوتاهمدت شکست خورده است. از بدشانسی بریتانیاییها با شروع کرونا و رکود اقتصادی هم مصادف شد و مشکلات را دوچندان کرد. از تمام اینها، نباید غافل شد و آنها را در نظر نگرفت. به نظرم وقتی که درمورد مسائل داخلی بریتانیا و شکافی که به وجود آمده میخوانیم، این اتفاقاتی که رخ میدهد خیلی دور از ذهن نیست و شاید خیلی لازم نباشد که دنبال تئوری خاصی باشیم که چرا این اتفاق رخ داده است؟












